اقتصاد مقاومتی؛ از نامگذاری سالها تا راهبرد خنثیسازی تحریمها
به گزارش اقتصادمعاصر؛ رویکرد رهبر شهید انقلاب در نامگذاری سالها از زمان دولت هشتم تا دولت فعلی، همواره بر پایه اقتصاد و اقتصاد مقاومتی استوار بوده است. امسال نیز با مرور وقایع سال گذشته، آیت الله سید مجتبی خامنه ای به تاسی از رهبر شهید بر استمرار تمرکز بر مقوله تأمین امنیت در کنار حفظ وحدت ملی با هدف حمایت از تولید و معیشت با نام گذاری اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی امنیت ملی تأکید فرمودند. این نگاه راهبردی نشان میدهد که اقتصاد نه یک موضوع فنی صرف، بلکه هسته مرکزی قدرت ملی و استقلال کشور محسوب میشود.
به زعم کارشناسان آسیبپذیری کشور در طول دو قرن اخیر ناشی از ضعف بنیانهای اقتصادی و تولیدی بوده است. نمودهای جدی این آسیبپذیری را در سالهای اخیر و بهویژه بعد از اعمال تحریمهای ناجوانمردانه و فلجکننده شاهد بودیم. رهبر شهید انقلاب با درک راهبردی از این موضوع که اقتصاد و تولید نقطهضعف اساسی در قدرت ملی و محل اعمال فشارهای خارجی است، شعارهای سالیانه را با هدف ترمیم این ضربهها و گرفتن ابزار تهدید از دست دشمنان، با محوریت اقتصاد طرح کردهاند. از این منظر، هر نامگذاری در واقع یک نقشه عملیاتی سالانه برای تقویت جبهه اقتصادی کشور بوده است.
اقتصاد مقاومتی نهتنها نسخهای برای حل و رفع چالشهای کنونی اقتصاد کشور است و در بلندمدت منجر به کاهش آسیبپذیریهای ملی میشود، بلکه به سبب اهمیت زیربنایی خود، تأثیرات، پیامدها و دستاوردهای عمیق سیاسی و حتی اجتماعی را نیز در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر، وقتی زنجیره تولید و توزیع کالاهای اساسی در برابر تحریم و تهاجم نظامی تابآور میشود، اعتماد ملی، انسجام اجتماعی و کارآمدی نظام سیاسی نیز تقویت میگردد.
باتوجهبه مشکلات معیشتی که به تعبیر رهبر شهید به «روزنه امید دشمن» تبدیل شده است، امروز اقتصاد به نقطه آسیبپذیری قدرت ملی تبدیل شده و مسائل اقتصادی اکنون مستقیماً با امنیت ملی، پایداری، شکوفایی ملی و حتی در سطحی فراتر، با حفظ موجودیت کشور مرتبط شده است. این بدان معناست که هرگونه خلأ در تأمین نیازهای معیشتی مردم، مستقیماً به منزله ایجاد یک شکاف در امنیت ملی تلقی میشود و دشمن از همین روزنه برای اعمال فشار و القای ناامیدی بهره میبرد.
ایران اکنون در یک دوراهی قرار گرفته است؛ یا باید از داعیههای تمدنی خود عدول کند و در نظم بینالمللی هضم شود که نتیجه آن تعمیق وابستگی است، یا باید با پیگیری داعیههای تمدنی خود برای تحقق آرمانها تلاش کند. شرط تحقق مسیر دوم، قویتر شدن است و اقتصاد مقاومتی در نگاه بنیادین خود، معطوف به تحقق همین «ایران قوی» و تمدنساز است. در این چارچوب، اقتصاد مقاومتی نه یک گزینه موقت، بلکه تنها راهبرد امکانپذیر برای حفظ استقلال و ایفای نقش تمدنی ایران در منطقه و جهان به شمار میرود.
مهمترین دلیل اثرگذاری تحریمها بر حیات اقتصادی کشور، وابستگیهای کالایی و مالی به دنیای خارج بوده است. خصومتها و فشارهای خارجی چالشهای فراگیری ایجاد کردهاند، اما در این میان، اقتصاد مقاومتی اصلیترین راهبرد برای خروج از این وابستگیها، تحکیم ساختار اقتصاد داخلی و در نهایت خنثیسازی تحریمهاست. تجربه موفق ترخیص روزانه کالا از بنادر جنوبی در جریان جنگ 40 روزه اخیر، نمونه عینی از همین راهبرد بود که نشان داد با هماهنگی میاندستگاهی و فعالسازی مناطق آزاد، میتوان حلقههای وابستگی را یکبهیک قطع کرد.
حتی اگر پیشرفتهترین ابزارها و سلاحهای دنیا را در اختیار داشته باشیم، چنانچه سوخت، نیروی انسانی کارآمد، وحدت و انسجام ملی وجود نداشته باشد، موفقیتی حاصل نخواهد شد. ازاینرو اقتصاد مقاومتی تنها در سایه این وحدت و انسجام است که میتواند به اهداف عالی خود دست یابد. آنچه امروز به عنوان «معجزه تابآوری» از آن یاد میشود، حاصل همین پیوند عمیق میان رهبری راهبردی، مشارکت مردمی و هماهنگی نهادهای اجرایی است؛ الگویی که میتواند برای کشورهای درگیر با تهدیدهای ترکیبی (اقتصادی-نظامی) نیز به عنوان یک تجربه موفق ارائه شود./تسنیم