۱۲:۱۰ ۱۴۰۵/۰۲/۰۳
نگاهی کوتاه به موضوعات اقتصادی روزنامه‌ها (۳ اردیبهشت ۱۴۰۵)

از وضعیت اقتصادی اسرائیل تا پشت‌ پرده دلار ارزان در تهران

دکه اقتصاد همچون روز‌های گذشته به بررسی گزارش‌های اقتصادی روز جرائد مکتوب پرداخته‌اند.
از وضعیت اقتصادی اسرائیل تا پشت‌ پرده دلار ارزان در تهران
کد خبر:۴۸۷۸۹

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ روزنامه‌های مهم کشور در گزارش‌های امروز خود به موضوعاتی از جمله تنگه هرمز، تاثیر جنگ بر بازار نفت، چشم‌انداز توسعه اقتصادی ایران، تاثیر جنگ بر اقتصاد اسرائیل، دلار غیر رسمی و بازار مالی نفت پرداخته‌اند.

روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش ویژه اقتصادی خود با عنوان «مدل اقتصادی امنیت هرمز» به ارائه یک مدل اقتصادی و منطقه‌ای برای تامین امنیت تنگه هرمز به‌جای رویکردهای نظامی پرهزینه پرداخته و نوشته است: «پس از تشدید تنش‌ها در تنگه هرمز، گروهی از اقتصاددانان پیشنهاد می‌کنند به‌جای اتکا به راهکارهای نظامی پرهزینه و ناپایدار، باید رویکردی اقتصادی و نهادی برای تامین امنیت این گذرگاه حیاتی اتخاذ شود. آن‌ها تاکید می‌کنند که تلاش برای کنترل نظامی نه‌فقط هزینه‌های بسیار بالا و عدم قطعیت دارد، بلکه در عمل نیز پایدار نیست. در مقابل، پیشنهاد می‌شود با ایجاد یک چارچوب منطقه‌ای و مشارکت کشورهای ساحلی، امنیت تنگه به‌صورت مشترک مدیریت شود. در این مدل، هزینه‌ها از طریق ارائه خدماتی مانند راهنمایی کشتی‌ها، ایمنی و مدیریت ترافیک دریایی تامین می‌شود که از نظر حقوقی نیز قابل‌قبول‌تر است. چنین سیستمی علاوه بر کاهش هزینه‌ها، مشکل «سواری مجانی» را برطرف کرده و باعث توزیع عادلانه‌تر بار مالی می‌شود. در نهایت، این رویکرد می‌تواند به افزایش همکاری منطقه‌ای، کاهش تنش‌های سیاسی و ایجاد ثبات بیشتر در بازار جهانی انرژی منجر شود.»

روزنامه شرق با عنوان «کارت بازی نفت» در گزارش اقتصادی خود به بررسی پیامدهای جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل بر بازار نفت و تحولات سیاسی پرداخته و نوشته است: «با آغاز درگیری و انسداد تنگه هرمز، قیمت جهانی نفت افزایش یافت و همین موضوع باعث شد درآمد نفتی ایران تقریبا دو برابر شود. در واکنش، آمریکا به‌جای اقدام نظامی مستقیم، محاصره دریایی ایران را در پیش گرفت تا صادرات نفت را محدود کند. هم‌زمان مذاکراتی میان تهران و واشنگتن در اسلام‌آباد آغاز شد اما به‌دلیل اختلاف بر سر تداوم محاصره دریایی و توقیف کشتی‌های ایرانی، این مذاکرات به نتیجه نرسید و تنش‌ها ادامه یافت. انسداد دوباره تنگه هرمز موجب کاهش شدید تردد کشتی‌ها و نوسان قیمت نفت شد. با وجود افزایش درآمد نفتی، ادامه محاصره می‌تواند صادرات را مختل کرده و به اقتصاد کشور آسیب بزند. کارشناسان تاکید دارند که ایران باید از موقعیت خود در بازار نفت و تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده کند، زیرا تداوم جنگ و کاهش توان اقتصادی ممکن است این مزیت را از بین ببرد.»

روزنامه اعتماد در گزارش اقتصادی خود با عنوان «رویای توسعه» به بررسی چشم‌انداز اقتصاد ایران در شرایط جنگ و صلح پرداخته و نوشته است: «اقتصاد ایران در دهه‌های اخیر به‌دلیل وابستگی به نفت، تحریم‌ها، سیاست‌های رانتی و ضعف زیرساخت‌ها از مسیر توسعه دور شده و در سال‌های اخیر با رکود تورمی، تورم بالا، رشد اقتصادی ناچیز و کاهش سرمایه‌گذاری مواجه است. تشدید تنش‌های سیاسی و جنگ نیز این وضعیت را بدتر کرده و باعث افزایش تورم، نوسانات ارزی و فشار بر معیشت مردم شده است. در صورت پایان جنگ و دستیابی به صلح، امکان بهبود رشد اقتصادی، کاهش تورم و جذب سرمایه‌گذاری وجود دارد اما در صورت تداوم تنش‌ها، اقتصاد با تورم شدیدتر و رشد نزدیک به صفر روبه‌رو خواهد شد. در بخش تولید و اصناف، کمبود مواد اولیه، محدودیت‌های ارزی و افزایش هزینه‌ها باعث کاهش فعالیت و تعدیل نیرو شده و حتی در شرایط آرام‌تر نیز این مشکلات ادامه دارد. در کشاورزی با وجود بهبود تولید، چالش‌هایی مانند توزیع، حمل‌ونقل و نوسانات بازار همچنان پابرجاست و نیاز به مدیریت دقیق دارد.»

روزنامه فرهیختگان با عنوان «موشک‌های ایرانی با اقتصاد اسرائیل چه کرد؟» در گزارش اقتصادی خود به بررسی پیامدهای اقتصادی جنگ ایران و اسرائیل بر اقتصاد اسرائیل پرداخته و نوشته است: «جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل علاوه بر تبعات جهانی، خسارات اقتصادی قابل‌توجهی برای اسرائیل به همراه داشته که با وجود سانسور، برآورد می‌شود حداقل ۱۷.۵ میلیارد دلار باشد و این رقم فقط شامل هزینه‌های مستقیم است. تخریب گسترده منازل، آسیب به زیرساخت‌هایی مانند پالایشگاه‌ها و افزایش درخواست‌های غرامت از جمله پیامدهای فوری این جنگ بوده است. در بخش اقتصادی، کاهش شدید فعالیت‌ها دیده می‌شود؛ به‌طوری‌که ۸۵ درصد کسب‌وکارها افت درآمد داشته‌اند و بسیاری از مشاغل کوچک و متوسط بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. صنعت گردشگری تقریبا متوقف شده و تعداد گردشگران خارجی به‌شدت کاهش یافته است. همچنین اختلال در نیروی کار و زنجیره تامین باعث کاهش تولید و مصرف شده است. بانک مرکزی اسرائیل نیز از افزایش کسری بودجه و رشد بدهی خبر داده و پیش‌بینی کرده در صورت تداوم شرایط، رکود عمیق‌تری ایجاد شود. در مجموع، این جنگ فشار سنگینی بر ساختار اقتصادی اسرائیل وارد کرده و چشم‌انداز آن را با عدم‌اطمینان جدی روبه‌رو کرده است.»

روزنامه جوان در گزارش اقتصادی خود با عنوان «پشت‌پرده ارزان فروشی دلار در تهران» به پدیده غیرعادی در بازار غیررسمی ارز تهران پرداخته و نوشته است: «در بازار غیررسمی ارز تهران، دلالان پیشنهاد عجیبی مطرح کرده‌اند؛ فروش دلار با قیمتی پایین‌تر از نرخ بازار در صورتی که خریدار به جای پول نقد معمول، ایران‌چک یک میلیون تومانی ارائه دهد. طبق گزارش، حتی دلار ۱۵۵ هزار تومانی حدود ۱۲۰ هزار تومان و در برخی شهرها تا ۱۰۰ هزار تومان هم معامله می‌شود اما فقط با اسکناس‌های درشت. برخی دلالان می‌گویند این روش به دلیل کمبود ایران‌چک در بانک‌ها و سودآوری آن برای شبکه‌های غیررسمی رواج یافته است. هم‌زمان، احتمال نقش برخی شعب بانکی، پولشویی و حتی خروج ایران‌چک‌ها از کشور مطرح شده است. کارشناسان بانکی معتقدند این رفتار می‌تواند بخشی از سناریوهای مافیای ارز برای مدیریت ریسک سقوط نرخ دلار یا اجرای فعالیت‌های غیرشفاف باشد. همچنین هشدار داده شده که معاملات غیرعادی ارز ممکن است با اسکناس‌های جعلی همراه باشد و به بی‌ثباتی بیشتر بازار منجر شود.»

روزنامه ایران با عنوان «بازی نفت‌ کاغذی در خانه‌های پوشالی» در گزارش اقتصادی خود به تفاوت و نقش دو نوع بازار نفت، یعنی نفت فیزیکی و نفت کاغذی (مالی) و تاثیر آن‌ها بر تعیین قیمت جهانی نفت پرداخته و نوشته است: «بازار جهانی نفت امروز فقط محل معامله بشکه‌های واقعی نیست و دو بازار موازی نفت فیزیکی و نفت کاغذی دارد. نفت فیزیکی همان نفت واقعی است که استخراج، حمل و در نهایت تحویل داده می‌شود و به زیرساخت‌هایی مثل پالایشگاه‌ها و خطوط لوله وابسته است. در مقابل، نفت کاغذی شامل ابزارهای مالی مانند قراردادهای آتی و اختیار معامله است که الزاما به تحویل واقعی نفت منجر نمی‌شود و بیشتر برای سفته‌بازی یا مدیریت ریسک استفاده می‌شود. بخش بزرگی از معاملات نفت در بازارهای مالی انجام می‌شود و همین بازارها نقش مهمی در کشف قیمت دارند؛ یعنی انتظارات معامله‌گران می‌تواند ابتدا قیمت‌ها را در بازار کاغذی تغییر دهد و سپس به بازار واقعی منتقل شود. با این حال، نفت فیزیکی همچنان پایه اصلی عرضه انرژی در جهان است و قیمت نهایی آن بیشتر به عرضه و تقاضای واقعی و تحولات سیاسی و ژئوپلتیکی وابسته است. کارشناسان تاکید می‌کنند که نفت کاغذی اگرچه نقدشوندگی و سرعت معاملات را افزایش داده اما نمی‌تواند قیمت‌ها را کنترل کند. در نهایت، هر دو بازار بر هم اثر می‌گذارند اما واقعیت فیزیکی نفت همچنان نقش تعیین‌کننده‌تری در بلندمدت دارد.»

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ