صدرنشینی بازارهای موازی در تعطیلی بازار سرمایه
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی روندهای تاریخی اقتصاد ایران حاکی از آن است که هرگاه یکی از بازارهای دارایی شامل ارز، طلا، خودرو یا مسکن وارد فاز سفتهبازی میشود، این رفتار با سرعت به سایر بازارها سرایت میکند. در چنین شرایطی، داراییها نه برای مصرف یا استفاده واقعی، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پول و کسب سود کوتاه مدت خریدوفروش میشوند.
در این میان، دلار همچنان مهمترین موتور این «دومینوی افزایش قیمت» محسوب میشود؛ به گونهای که در اغلب دورههای تورمی، حرکت صعودی نرخ ارز پیشقراول بوده و سپس بازارهای دیگر را تحت تاثیر قرار داده است.
کارشناسان معتقدند این اتفاق بازتابی از جایگاه ارز در ساختار ذهنی و رفتاری فعالان اقتصادی است و زمانی که نرخ ارز به عنوان شاخصی از آینده اقتصاد تلقی میشود، هر حرکت آن میتواند انتظارات و تصمیمات را دگرگون کند. هرچند برخی شاخصههای کلان نشان میدهد دلار و طلا هنوز افزایش سالانه کامل خود را آغاز نکردهاند و تا حدی تحت کنترل بودهاند اما ادامه رفتارهای هیجانی و سفتهبازانه میتواند به سرعت تعادل نسبی موجود را برهم زند.
از سوی دیگر، در کنار عوامل اقتصادی، فضای عمومی اقتصاد ایران تحت تاثیر متغیرهای سیاسی و امنیتی نیز قرار دارد. شرایطی که اکنون با عنوان «سایه جنگ» از آن یاد میشود، سطح نااطمینانی را به طور طبیعی افزایش داده است. این در شرایطی است که افزایش نااطمینانی معمولا به رشد رفتارهای احتیاطی و واکنشهای هیجانی در بازارها منجر میشود.
در چنین فضایی، تصمیمگیری اقتصادی بیش از آنکه مبتنی بر تحلیلهای بلندمدت باشد، تحت تاثیر نگرانی از آینده و تلاش برای حفظ ارزش داراییها قرار میگیرد. از اینرو برخی تحلیلگران تاکید میکنند در دورههای نااطمینانی شدید، نگهداری بخشی از داراییها به صورت ارز، طلا یا حتی نقدینگی میتواند استراتژی محتاطانهتری باشد، به ویژه زمانی که انتظارات بازار از افزایش قیمت این داراییها در آینده حکایت دارد.
در چنین شرایطی و در غیاب ثبات اقتصاد کلان، در حالی سرمایهها به سرعت از فعالیتهای مولد جدا شده و به سمت بازارهایی حرکت میکنند که امکان حفظ ارزش دارایی را در کوتاهمدت فراهم میسازند. در این میان، بازار سرمایه از منظر تحلیل کلان اهمیت مضاعفی مییابد؛ چراکه میتواند نقش «شوکگیر تورمی» را ایفا کند.
به باور کارشناسان اگر بازار سهام فعال و باثبات بود، بخش قابل توجهی از نقدینگی سرگردان میتوانست از طریق خرید سهام، اوراق بدهی، صندوقهای درآمد ثابت و ETFها در خدمت سرمایهگذاری مولد قرار گیرد اما توقف معاملات بورس نه فقط سهامداران را از رشد اسمی داراییها بیبهره کرده، بلکه منابع بالقوه تولیدی را به بازارهای موازی مهاجرت داده است.