بیتکوین بین رویای یک میلیون دلاری و زنگ خطرهای تازه گیر کرد
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ همزمان با طرح پیشبینیهای صعودی درباره آینده بیتکوین، نشانههایی از کاهش برتری این دارایی در برابر بازار سهام، تردید درباره چرخههای قدیمی و نگرانی تازه درباره امنیت نگهداری رمزارزها دیده میشود.
بازار رمزارزها در پنجم اوت ۲۰۲۶ تصویری متناقض داشت؛ بیتکوین در محدوده ۶۴ هزار دلار آرام گرفته بود اما پشت این ثبات ظاهری، بحثهای بزرگی جریان داشت. از یک سو، آرتور هیز پیشبینی میکند ترکیدن حباب اعتباری هوش مصنوعی و چاپ پول از سوی دولتها میتواند بیتکوین را به سمت یک میلیون دلار ببرد. از سوی دیگر، برخی شاخصها نشان میدهند قواعدی که سالها مبنای تحلیل این بازار بودند، دیگر به اندازه گذشته قابل اعتماد نیستند.
بیتکوین طی سالهای گذشته بارها با عنوانهایی مانند «دارایی ضدتورمی» و «طلای دیجیتال» وارد سبد سرمایهگذاران شده است. اما بازار سال ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که قیمت این ارز دیجیتال فقط با عرضه محدود یا رویدادهای داخل شبکه تعیین نمیشود. نرخ بهره، جریان پول صندوقهای بورسی، وضعیت بازار سهام، هزینههای سنگین شرکتهای فناوری و حتی امنیت یک کیف پول سختافزاری میتواند رفتار دارندگان بیتکوین را تغییر دهد.
در معاملات روز چهارشنبه، بیتکوین نزدیک ۶۴ هزار دلار معامله میشد و تغییر روزانه آن محدود بود. اتریوم نیز حوالی هزار و ۸۷۰ دلار قرار داشت. این آرامش در حالی دیده میشد که بازار سهام آمریکا رکوردهای تازهای ثبت کرده و بیتکوین نتوانسته بود همپای آن رشد کند. همین فاصله یک پرسش مهم را مطرح کرده است که آیا بیتکوین هنوز میتواند مانند گذشته با سرعتی بسیار بیشتر از داراییهای سنتی رشد کند؟
نموداری که خریداران را نگران کرده است
یکی از نشانههای نگرانکننده برای خریداران، تغییر نسبت شاخص «S&P 500» به بیتکوین است. این نسبت به زبان ساده نشان میدهد برای خرید ارزشی معادل شاخص بزرگ سهام آمریکا، چه مقدار بیتکوین لازم است.
سالها روند کلی این شاخص به نفع بیتکوین بود. هر بار سهام مدتی بهتر عمل میکرد، نسبت دوباره پایین میآمد و بیتکوین برتری خود را پس میگرفت. اکنون برای نخستین بار از سال ۲۰۱۲، این نسبت بالاتر از میانگین بلندمدت ۲۰۰ هفتهای تثبیت شده است، نسبت شاخص نزدک به بیتکوین نیز رفتار مشابهی دارد. این اتفاق لزوما به معنای سقوط حتمی بیتکوین نیست اما یک پیام روشن دارد که برتری تاریخی این ارز دیجیتال در برابر سهام دیگر تضمینشده نیست.
بخشی از این تغییر میتواند نتیجه بلوغ بازار باشد، داراییای که ارزش آن از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده و از طریق صندوقهای بورسی، قراردادهای آتی، اختیار معامله و محصولات مالی گوناگون خریدوفروش میشود، دیگر مانند سالهای ابتدایی با ورود تعداد محدودی خریدار چند برابر نخواهد شد. به بیان ساده، همان زیرساختهایی که خرید بیتکوین را برای سرمایهگذاران آسانتر کردهاند، حرکتهای انفجاری قیمت آن را نیز دشوارتر کردهاند.
«قانون ۵۰۰ روزه» هنوز کار میکند؟
در همین شرایط، یکی از مشهورترین الگوهای تاریخی بیتکوین نیز با بزرگترین آزمون خود روبهرو شده است. «قانون ۵۰۰ روزه» میگوید خرید بیتکوین حدود ۵۰۰ روز پیش از هاوینگ و فروش آن نزدیک ۵۰۰ روز پس از هاوینگ، در چرخههای قبلی سودآور بوده است.
هاوینگ رویدادی است که تقریبا هر چهار سال یکبار رخ میدهد و پاداش استخراج بیتکوین را نصف میکند. با کاهش پاداش ماینرها، تعداد بیتکوینهای تازهای که روزانه وارد بازار میشود نیز کمتر خواهد شد. در گذشته، این کاهش عرضه معمولا با دورههای افزایش قیمت همراه شده است. بر مبنای این الگو و با توجه به هاوینگ آوریل ۲۰۲۴، پنجره احتمالی خرید باید در اواخر نوامبر ۲۰۲۶ باز شود و زمان خروج نیز حدود اواسط اوت ۲۰۲۹ باشد.
مشکل اینجاست که بازار امروز با بازار چرخههای قبلی تفاوت اساسی دارد. صندوقهای قابل معامله بیتکوین در آمریکا اکنون میتوانند در یک روز صدها میلیون دلار سرمایه جذب کنند یا با خروج پول مواجه شوند؛ رقمی که از ارزش بیتکوینهای تازه تولیدشده توسط ماینرها بسیار بیشتر است.
پس از هاوینگ سال ۲۰۲۴، ماینرها روزانه حدود ۴۵۰ بیتکوین تولید میکردند که ارزش آن دهها میلیون دلار بود. در مقابل، ورود یا خروج روزانه سرمایه از ETFهای بیتکوین در برخی دورهها به صدها میلیون دلار و حتی حدود یک میلیارد دلار رسیده است.
به همین دلیل، شماری از تحلیلگران معتقدند جریان پول ETFها، تصمیم شرکتها و شرایط اقتصاد کلان، اثر مستقیم هاوینگ را کمرنگ کرده است. در چنین بازاری، تکیه صرف بر یک تقویم تاریخی خطرناک است. الگوهای گذشته ممکن است راهنما باشند اما قانون قطعی نیستند.
سناریوی یک میلیون دلاری آرتور هیز
در مقابل این احتیاط، آرتور هیز، همبنیانگذار صرافی بیتمکس، سناریویی بسیار صعودی مطرح کرده است. وی میگوید موج سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی بیش از آنکه شبیه رونق شرکتهای اینترنتی در سال ۲۰۰۰ باشد، به حباب اعتباری سال ۲۰۰۸ شباهت دارد.
به اعتقاد هیز، شرکتها و اپراتورهای مراکز داده با استفاده از بدهی، ساختمانها، منابع برق و تراشههایی را تامین مالی میکنند که بخشی از آنها بهسرعت مستهلک میشوند. وی معتقد است سرمایهگذاران این فعالیت را یک سرمایهگذاری فناوری با رشد بالا میبینند، در حالی که بخش مهمی از آن بیشتر به پروژههای سنگین ساختمانی و املاک شباهت دارد.
هیز پیشبینی میکند اگر رشد هزینههای هوش مصنوعی در سالهای ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ متوقف شود، ضعیفترین بدهکاران با مشکل روبهرو خواهند شد. در آن صورت، دولتهای آمریکا و چین ممکن است به دلیل اهمیت راهبردی هوش مصنوعی وارد عمل شوند، از شرکتها حمایت کنند و نقدینگی تازهای به اقتصاد تزریق کنند.
از نگاه وی، چاپ گسترده پول میتواند ارزش پولهای رایج را کاهش دهد و سرمایه را به سمت داراییهایی مانند بیتکوین هدایت کند؛ مسیری که شاید در نهایت قیمت بزرگترین ارز دیجیتال را به یک میلیون دلار برساند.
با این حال، این پیشبینی هنوز یک سناریوی فرضی است، تعهدات مالی شرکتهای بزرگ فناوری سنگین است اما وضعیت همه آنها یکسان نیست. برخی شرکتها بدهی پایین و جریان نقدی قدرتمندی دارند، در حالی که بعضی دیگر در برابر قراردادهای بلندمدت مراکز داده آسیبپذیرترند.
حتی اگر بخشی از سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی شکست بخورد، هنوز مشخص نیست دولتها با چه ابعادی مداخله کنند و چه مقدار از نقدینگی احتمالی وارد بازار رمزارزها شود. بنابراین، عدد یک میلیون دلار بیشتر یک سناریوی خوشبینانه است.
بحران Coldcard و تردید درباره خودنگهداری
در کنار بحث قیمت، بحران امنیتی کیف پول سختافزاری Coldcard نیز توجهها را به یکی از پایهایترین شعارهای بازار رمزارز جلب کرده است، «کلیدهایت دست خودت نباشد، داراییات هم مال خودت نیست.» گزارشهای منتشرشده از سرقت دستکم ۱،۵۹۶ بیتکوین از حدود ۷،۳۰۰ آدرس حکایت دارد. با احتساب یک موج احتمالی دیگر، ارزش کل خسارت میتواند به حدود ۱۳۰ میلیون دلار برسد.
این مشکل به تولید برخی عبارتهای بازیابی ضعیف در دستگاههای قدیمی مربوط میشد. عبارت بازیابی مجموعهای از کلمات است که مالک با استفاده از آن میتواند کیف پول و کلیدهای خصوصی خود را بازسازی کند. اگر این عبارت به اندازه کافی تصادفی نباشد، مهاجم میتواند بدون دسترسی فیزیکی به دستگاه، ترکیبهای احتمالی را بررسی کرده و کنترل دارایی را به دست بگیرد.
بهروزرسانی نرمافزار از تولید عبارتهای ضعیف جدید جلوگیری میکند اما کیف پولی که قبلا با روش معیوب ساخته شده است، همچنان در معرض خطر قرار دارد. دارایی چنین کیف پولی باید به آدرسی منتقل شود که با یک عبارت بازیابی کاملا تازه و امن ایجاد شده باشد. هجوم کاربران برای انتقال دارایی، فعالیت شبکه بیتکوین را افزایش داد، صف تراکنشها را شلوغ کرد و ذخایر صرافیها را حدود ۱۷ هزار و ۵۰۰ بیتکوین بالا برد.
این افزایش لزوما به معنای فروش نیست، بسیاری از کاربران ممکن است فقط بهطور موقت دارایی خود را به صرافی منتقل کرده باشند تا فرصت ساخت و آزمایش یک کیف پول امنتر را به دست آورند. با این حال، ورود بیتکوین بیشتر به صرافیها میتواند احتمال فشار فروش کوتاهمدت را افزایش دهد.
این حادثه یک تناقض مهم را آشکار کردف خودنگهداری وابستگی به بانک و صرافی را کاهش میدهد اما کاربر را به کیفیت سختافزار، نرمافزار و نحوه تولید کلیدهای خصوصی وابسته میکند. در سوی دیگر، ETFهای بیتکوین کنترل مستقیم دارایی را از سرمایهگذار میگیرند اما مسئولیت حفاظت از آن را به موسسات بزرگ و تحت نظارت میسپارند. بحران Coldcard ممکن است برخی دارندگان را به این نتیجه برساند که نگهداری نهادی، با وجود ایرادهایش، برای آنها سادهتر و قابلمدیریتتر است.
بازاری که دیگر با فرمولهای ساده توضیح داده نمیشود
بیتکوین در سال ۲۰۲۶ با بازاری بالغتر، پیچیدهتر و کمقابلپیشبینیتر روبهروست. رویای قیمت یک میلیون دلاری هنوز طرفداران پرصدایی دارد اما در برابر آن، دادههایی قرار گرفته که از کاهش برتری بیتکوین نسبت به سهام، کمرنگ شدن اثر هاوینگ و افزایش نقش سرمایه نهادی حکایت میکند.
همزمان، بحران امنیت کیف پولها نشان داده است که حتی تصمیم درباره محل نگهداری دارایی نیز ساده نیست. نگهداری شخصی میتواند استقلال بیشتری ایجاد کند اما مسئولیت فنی و امنیتی سنگینی را بر دوش کاربر میگذارد. نگهداری نهادی نیز سادهتر است اما کنترل مستقیم دارایی را از سرمایهگذار میگیرد.
برای مخاطب عادی، پیام اصلی روشن است، هیچ نمودار، قانون تاریخی یا پیشبینی مشهوری نمیتواند آینده بیتکوین را تضمین کند. بازار ممکن است از چاپ پول، کاهش نرخ بهره یا ورود سرمایه نهادی سود ببرد اما همانقدر در برابر خروج پول از ETFها، افزایش بازده اوراق، ضعف فناوری و خطاهای امنیتی آسیبپذیر است. بیتکوین شاید هنوز فرصتهای بزرگی پیش رو داشته باشد اما دیگر نمیتوان آینده آن را با نسخههای ساده چرخههای گذشته توضیح داد.