فرمان بانک مرکزی برای توقف اضافهبرداشت بانکها و مهار تورم
به گزارش اقتصاد معاصر؛ اضافهبرداشت بانکها از حساب نزد بانک مرکزی، پدیدهای که در نگاه اول صرفاً یک اختلال در تسویه روزانه تلقی میشود، در واقعیت میتواند به عنوان یکی از عوامل اصلی تضعیف انضباط پولی و تشدید فشارهای تورمی عمل کند. این وضعیت زمانی رخ میدهد که یک بانک تجاری، پس از اتمام موجودی قابل برداشت خود در حساب بانک مرکزی، همچنان به انجام تعهدات و پرداختهای خود از طریق سامانههای بینبانکی ادامه میدهد. نتیجه این اقدام، منفی شدن مانده حساب بانک نزد بانک مرکزی و در عمل، استقراض کوتاهمدت و بدون پشتوانه مشخص از نهاد ناظر پولی است.
دلایل متعددی میتواند به شکلگیری این پدیده دامن بزند. در راس همه این عوامل، کمبود نقدینگی در سیستم بانکی قرار دارد؛ زمانی که میزان واریزهای نقدی مشتریان به بانکها کمتر از برداشتها یا سررسید تعهدات آنها باشد، بانک با کسری منابع مواجه شده و ناگزیر به استفاده از ذخایر خود یا حتی استقراض از بانک مرکزی میشود. ناهماهنگی در فرآیند تسویه وجوه بینبانکی نیز نقش مهمی ایفا میکند. گاهی خروج گسترده منابع از یک بانک و ورود آن به بانکی دیگر، بدون انتقال به موقع منابع بین بانکی، میتواند منجر به کسری مقطعی برای بانک اول شود.
مدیریت ضعیف داراییها و بدهیها (ALM) توسط بانکها، یکی دیگر از عوامل کلیدی است. پیشبینی نادرست از جریانهای ورودی و خروجی نقدینگی، بانک را در موقعیتهای پرریسک قرار داده و احتمال اضافهبرداشت را افزایش میدهد. فشار بازار، چه ناشی از تقاضای بالا برای تسهیلات و چه رقابت شدید برای جذب سپرده، میتواند بانکها را به سمت اتخاذ سیاستهای نقدینگی پرریسک سوق دهد. همچنین، شوکهای مقطعی مانند پرداخت ناگهانی یارانهها، حقوق کارکنان دولت، یا تعطیلات طولانیمدت که جریان نقدینگی را مختل میکنند، میتوانند به طور موقت بانکها را به سمت اضافهبرداشت هدایت کنند.
در مقابل، بانک مرکزی با ابزارهایی نظیر «کنترل روزانه» سعی در مدیریت این پدیده دارد. این کنترل شامل رصد لحظهای مانده حساب هر بانک، تعیین سقف برای میزان اضافهبرداشت، اعمال نرخ جریمه بر مبالغ مازاد و محدود کردن دسترسی بانکها به خطوط اعتباری است. هدف اصلی این اقدامات، جلوگیری از آن است که بانکها به طور مستمر و بدون محدودیت، پایه پولی را از طریق منفی کردن حساب نزد بانک مرکزی افزایش دهند. این نظارت، ستون فقرات انضباط پولی در سیستم بانکی محسوب میشود.
پیامدهای نادیده گرفتن اضافهبرداشت و راهکارهای انضباط پولی
نادیده گرفتن پدیده اضافهبرداشت بانکها و عدم مدیریت صحیح آن، میتواند پیامدهای وخیمی برای اقتصاد کشور به همراه داشته باشد. در وهله اول، این امر مستقیماً به گسترش پایه پولی و نقدینگی منجر میشود. اضافهبرداشت کنترلنشده، در عمل به معنای تزریق نقدینگی بدون پشتوانه به اقتصاد است. اگر این اضافه نقدینگی از طریق سیاستهای انقباضی جبران نشود، منجر به افزایش حجم پول در جامعه و در نتیجه، تشدید فشارهای تورمی خواهد شد. این موضوع مستقیماً با اهداف بانک مرکزی در کنترل تورم در تضاد است.
ثانیاً، ابزارهای سیاست پولی بانک مرکزی کارایی خود را از دست میدهند. سیاستهایی مانند تعیین نرخ سود، تعیین نسبت ذخیره قانونی (سپرده قانونی) و اعمال محدودیت بر رشد تسهیلات، زمانی میتوانند اثربخش باشند که کانال اصلی تامین نقدینگی روزانه سیستم بانکی، یعنی حساب بانکها نزد بانک مرکزی، تحت کنترل باشد. در صورت عدم کنترل اضافهبرداشت، بانکها میتوانند از این مسیر برای دور زدن سقفهای اعتباری و تامین مالی فعالیتهای خود استفاده کنند، که این امر اثربخشی سیاستهای پولی را به شدت کاهش میدهد.
سوم، ریسک اخلاقی در سیستم بانکی افزایش مییابد. اگر هزینه اضافهبرداشت برای بانکها پایین یا قابل پیشبینی باشد، انگیزه آنها برای مدیریت دقیق منابع و مصارف خود کاهش مییابد. بانکها ممکن است به جای اتخاذ رویکردهای محتاطانه در مدیریت نقدینگی، به طور مستمر به منابع بانک مرکزی متکی شوند. این اتکای بیرویه، ریسک نقدینگی کل سیستم بانکی را افزایش داده و آن را در برابر شوکهای احتمالی آسیبپذیرتر میسازد.
چهارم، ناهمگنی و رقابت نابرابر بین بانکها شکل میگیرد. بانکهایی که به طور مداوم و در حجم بالا اضافهبرداشت میکنند، در عمل از یک منبع تامین مالی ارزانتر نسبت به بانکهایی که با انضباط مالی عمل میکنند، بهرهمند میشوند. این وضعیت نه تنها عدالت در رقابت بین بانکی را خدشهدار میکند، بلکه میتواند منجر به تخصیص ناکارآمد منابع در اقتصاد شود.
پنجم، اضافهبرداشت مزمن و بالا میتواند به عنوان سیگنالی از ضعف مالی در یک بانک یا کل سیستم تلقی شود. این پدیده ممکن است نشاندهنده شکاف عمیق در تامین مالی بانک، وابستگی بیش از حد به منابع بانک مرکزی، یا حتی کیفیت پایین داراییهای بانک باشد. مدیریت نکردن صحیح این وضعیت، میتواند به بیاعتمادی نسبت به سلامت نظام بانکی و در نهایت، به بحرانهای مالی منجر شود.
برای حفظ انضباط پولی و دستیابی به اهداف کلان اقتصادی، بانک مرکزی ناگزیر است بر این متغیرها نظارت دقیق داشته باشد. تشدید نظارت بر اضافهبرداشت بانکها، همراه با ابزارهای دیگر مانند مدیریت نرخ سود در بازار بینبانکی، تعیین سقف برای رشد ترازنامه بانکها و نظارت بر کیفیت داراییهای بانکی، میتواند به ایجاد یک سیستم بانکی باثباتتر و تابآورتر در برابر شوکهای اقتصادی کمک کند. این رویکرد، بخشی اساسی از استراتژی بانک مرکزی برای دستیابی به هدف تورم و حفظ ارزش پول ملی است.