بورس در میدان رقابت داراییها
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار داراییها در روزهای اخیر تصویری متفاوت از رفتار سرمایهگذاران ارائه کرده است. برخلاف دورههایی که رشد یک بازار با کاهش تقاضا در بازارهای دیگر همراه میشد، اکنون سهام، ارز و طلا همزمان در مسیر افزایشی حرکت میکنند. این وضعیت نشان میدهد بخش قابل توجهی از نقدینگی به جای ماندن در قالب پول، در حال جستوجوی مقصدی برای حفظ ارزش خود است.
در این میان، بورس تهران پس از توقف کوتاهمدت روند صعودی، دوباره به مدار رشد بازگشته است. شاخص کل در معاملات روز شنبه با افزایش ۱.۵ درصدی به ۶ میلیون و ۶۰۱ هزار واحد رسید و شاخص هموزن نیز ۱.۲۹ درصد بالا رفت. همزمان ارزش معاملات خرد به حدود ۴۴ هزار میلیارد تومان رسید و نزدیک به ۲.۵ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شد. این ارقام از آن جهت اهمیت دارند که رشد شاخصها فقط حاصل حرکت چند نماد بزرگ نبوده است.
افزایش شاخص هموزن در کنار ورود پول حقیقی نشان میدهد تقاضا در بخش وسیعتری از بازار جریان داشته و سرمایهگذاران در سطوح مختلف بازار به دنبال فرصتهای معاملاتی بودهاند.
بورس؛ برنده بازدهی؟
مقایسه عملکرد بازارها از ابتدای سال، نکته مهم دیگری را آشکار میکند؛ جایی که بر اساس آمارها، شاخص کل بورس از ابتدای سال حدود ۷۸ درصد افزایش داشته است؛ در حالی که رشد طلای ۱۸ عیار حدود ۳۳ درصد و افزایش قیمت دلار آزاد حدود ۵۰ درصد بوده است. این اختلاف بازدهی میتواند بخشی از سرمایهگذاران را بار دیگر به سمت بازار سهام سوق دهد؛ به ویژه آنکه ورود به بورس با سرمایههای کوچک نیز امکانپذیر است و نقدشوندگی سهام در مقایسه با داراییهایی مانند ملک بالاتر است.
با این حال، مقایسه بازدهی گذشته به تنهایی نمیتواند مبنای تصمیمگیری برای آینده باشد. بازاری که رشد بیشتری را تجربه کرده، لزوما در دوره بعدی نیز بهترین عملکرد را نخواهد داشت. به همین دلیل، مساله اصلی برای سرمایهگذاران اکنون این است که کدام بازار در برابر سناریوهای اقتصادی و سیاسی مختلف، ظرفیت بیشتری برای حفظ یا افزایش ارزش سرمایه دارد.
معادلهای به نام انتظارات تورمی
از کلیدهای فهم رفتار فعلی بازارها، انتظارات تورمی است؛ چرا که هنگامی که فعالان اقتصادی انتظار افزایش بیشتر قیمتها را داشته باشند، تمایل به نگهداری دارایی ریالی کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، ارز، طلا، سهام و حتی برخی داراییهای فیزیکی میتوانند به گزینههای جایگزین تبدیل شوند. افزون بر این، رشد همزمان دلار و طلا در کنار بورس را میتوان در همین چارچوب بررسی کرد. افزایش نرخ ارز از یکسو ارزش ریالی داراییها و درآمدهای شرکتهای صادراتمحور را تحت تاثیر قرار میدهد و از سوی دیگر، انتظارات تورمی را تقویت میکند. بورس بنابراین هم از مسیر ارزشگذاری شرکتها و هم از مسیر رفتار سرمایهگذاران با نرخ ارز ارتباط پیدا میکند. البته این رابطه یکطرفه نیست. افزایش شدید نرخ ارز میتواند در صورت تشدید نااطمینانی، بخشی از سرمایهها را از بازار سهام دور و به سمت داراییهایی مانند طلا و ارز هدایت کند. بنابراین برای بورس، صرف افزایش دلار الزاما به معنای افزایش جذابیت سهام نیست؛ بلکه کیفیت این افزایش و شرایط اقتصادی همراه آن اهمیت دارد.
دو سناریو برای بورس
چشمانداز بازار سرمایه را میتوان در دو مسیر کلی بررسی کرد. در سناریوی نخست، ریسکهای سیاسی کاهش پیدا کند و نشانههایی از گشایش اقتصادی و بهبود روابط خارجی ظاهر شود. در چنین شرایطی، بورس میتواند از کاهش نااطمینانی، افزایش پیشبینیپذیری فعالیت شرکتها و بهبود چشمانداز سرمایهگذاری منتفع شود. اثر احتمالی چنین اتفاقی بر بورس صرفا از مسیر نرخ ارز قابل بررسی نیست. شرکتها در محیط باثباتتر امکان برنامهریزی بیشتری پیدا میکنند، تجارت خارجی تسهیل میشود و در صورت فراهمشدن شرایط، امکان افزایش سرمایهگذاری و ورود منابع جدید به اقتصاد نیز وجود خواهد داشت.
در سناریوی دوم، محدودیتهای اقتصادی و سیاسی ادامه پیدا کند و چشمانداز روشنی از گشایش وجود نداشته باشد. در این وضعیت، انتظارات تورمی میتواند همچنان محرک بازارهای دارایی باشد. دلار و طلا در چنین شرایطی ممکن است همچنان مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرند و بورس نیز با وجود اصلاحهای مقطعی، از افزایش ارزش اسمی داراییها و درآمد شرکتها اثر بپذیرد.
پایان رقابت یا آغاز مرحله جدید؟
رفتار روزهای اخیر نشان میدهد رقابت میان بازارهای دارایی هنوز به پایان نرسیده است. بورس در مقایسه با ابتدای سال بازدهی بالایی ثبت کرده اما همزمان ارز و طلا نیز در سطوح قابل توجهی قرار گرفتهاند. بنابراین تصمیم سرمایهگذاران دیگر صرفا بر مبنای این پرسش نیست که «کدام بازار بیشتر رشد کرده است»، بلکه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده که «کدام بازار در برابر سناریوی پیش رو، ریسک و بازده مناسبتری دارد؟»
برای بورس، مهمترین علامت در هفتههای آینده میتواند رفتار نقدینگی باشد؛ بر این اساس اگر ارزش معاملات در سطوح بالا باقی بماند و ورود پول حقیقی تداوم پیدا کند، میتوان گفت بازار هنوز توان جذب سرمایه جدید را دارد. در مقابل، کاهش محسوس ارزش معاملات و خروج مداوم پول حقیقی میتواند نشانه افزایش احتیاط معاملهگران باشد. از این منظر، عبور شاخص کل از سطوح جدید به تنهایی برای ارزیابی آینده بورس کافی نیست. مسیر نرخ ارز، روند تورم، سیاستهای اقتصادی و تحولات سیاسی، همگی در تعیین مقصد بعدی نقدینگی نقش خواهند داشت.
بورس در حال حاضر یکی از جدیترین رقبای بازارهای دارایی است اما برنده نهایی این رقابت را نه بازدهی گذشته، بلکه ترکیب بازده مورد انتظار، ریسک و میزان پیشبینیپذیری اقتصاد تعیین خواهد کرد.