کرایه نفتکشها برگ برنده نفت آمریکا را در آسیا سوزاند
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ افزایش شدید هزینه حمل نفتکشها، مزیت نفت آمریکا را در بازار آسیا کاهش داده است. پالایشگاههای آسیایی در حال بررسی گزینههای جایگزین هستند و فروشندگان آمریکایی برای حفظ مشتریان خود ممکن است ناچار به ارائه تخفیفهای بیشتر شوند. آمریکا برای فروش نفت به بازار آسیا با مشکل جدی فاصله زیاد میان قیمت نفت در محل بارگیری و هزینه نهایی آن در پالایشگاه مقصد روبهرو شده است. افزایش تولید نفت به تنهایی نمیتواند این مشکل را برطرف کند، زیرا جهش کرایه نفتکشها هزینه رساندن نفت آمریکا به آسیا را بهشدت بالا برده است. در نتیجه خرید نفت از این کشور برای بخشی از مشتریان آسیایی دیگر صرفه اقتصادی گذشته را ندارد، اکنون رقابت میان صادرکنندگان بر سر این است که کدام کشور میتواند نفت مورد نیاز پالایشگاهها را با هزینه نهایی کمتری به دست آنها برساند.
هزینه حمل یک محموله دو میلیون بشکهای نفت از خلیج مکزیک آمریکا به چین به ۸۰ میلیون دلار رسیده است. به این ترتیب، خریدار باید برای انتقال هر بشکه نفت بهطور متوسط ۴۰ دلار هزینه کند؛ رقمی که هنوز قیمت خود نفت به آن اضافه نشده است. چنین هزینهای میتواند بخش قابل توجهی از مزیت قیمتی نفت آمریکا را از بین ببرد. به بیان ساده، حتی اگر فروشنده آمریکایی نفت خود را با قیمت مناسبی عرضه کند، هزینه انتقال آن به آسیا ممکن است باعث شود این محموله در مقایسه با نفت سایر کشورها گرانتر تمام شود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این نرخ برای محمولههایی ثبت شده که قرار است در ماه نوامبر حمل شوند. معاملهگران میگویند افزایش هزینه انتقال در مسیر آمریکا به آسیا، سودآوری برخی معاملات را از بین برده است، در چنین شرایطی پالایشگاههای آسیایی بهجای تکیه بر نفت آمریکا، گزینههایی از خاورمیانه و آمریکای لاتین را نیز بررسی میکنند تا بتوانند هزینه تامین خوراک خود را کاهش دهند. میزان افزایش هزینه حمل را میتوان با مقایسه نرخ فعلی و دوره پیش از جنگ بهتر درک کرد. پیش از جنگ، انتقال هر بشکه نفت در مسیر مورد اشاره ۸.۶۰ دلار هزینه داشت اما این رقم اکنون به ۴۰ دلار رسیده است. بر این اساس، هزینه حمل حدود ۴.۶۵ برابر شده و ۳۶۵ درصد افزایش یافته است. برای خریدار یک محموله دو میلیون بشکهای، این تغییر به معنای پرداخت ۶۲.۸ میلیون دلار هزینه حمل بیشتر نسبت به نرخ پیش از جنگ است.
این افزایش هزینه در نهایت باید از سوی یکی از طرفهای معامله تحمل شود، اگر پالایشگاه تمام هزینه اضافی را بپذیرد، هزینه تامین نفت آن افزایش مییابد و حاشیه سودش تحت فشار قرار میگیرد. در مقابل، اگر فروشنده آمریکایی بخواهد مشتری خود را حفظ کند، ممکن است ناچار شود بخشی از افزایش کرایه حمل را با کاهش قیمت نفت جبران کند. راه دیگر برای خریدار نیز تغییر مبدا خرید و انتخاب تامینکنندهای است که نفت را با هزینه نهایی کمتری تحویل دهد؛ گزینهای که اکنون توجه پالایشگاههای آسیایی را به خود جلب کرده است.
یکی از گزینههای جایگزین، نفت موربان امارات است. بر اساس ارزیابیهای مطرحشده، هزینه نهایی خرید و تحویل این نفت به آسیا حدود ۲ دلار در هر بشکه کمتر از نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا (WTI) بوده است. شاید این اختلاف در نگاه اول چندان زیاد به نظر نرسد اما برای یک محموله دو میلیون بشکهای به ۴ میلیون دلار تفاوت در هزینه نهایی تبدیل میشود که در خریدهای بزرگ و مکرر پالایشگاهی، چنین اختلافی میتواند بر تصمیم خریدار اثر بگذارد. البته کیفیت نفت، تناسب آن با تجهیزات پالایشگاه و شرایط قرارداد نیز در انتخاب نهایی تامینکننده نقش دارند.
جذابیت نفت موربان در شرایطی افزایش یافته که فاصله قیمت آن با شاخص دبی در معاملات ۸ اکتبر به بیش از ۱۱ دلار در هر بشکه رسیده است. این وضعیت نشان میدهد که حتی اگر قیمت نفت یک منطقه نسبت به شاخص مرجع خود بالاتر باشد، باز هم ممکن است پس از محاسبه هزینههای انتقال، در بازار مقصد از نفت آمریکا ارزانتر تمام شود. در واقع، کرایه سنگین حمل به تامینکنندگان رقیب اجازه میدهد قیمت بالاتری مطالبه کنند و همچنان از نظر هزینه نهایی برای خریدار رقابتی باقی بمانند.
نفت مدانیتوی آرژانتین نیز در میان گزینههایی قرار دارد که خریداران آسیایی بررسی میکنند. بنابراین، تغییر رفتار پالایشگاهها صرفا به معنای بازگشت به نفت خاورمیانه نیست؛ بلکه آنها در حال مقایسه دوباره منابع مختلف تامین نفت هستند تا هزینه خرید و انتقال را کاهش دهند که این تغییر میتواند قدرت چانهزنی فروشندگان آمریکایی را نیز محدود کند. زمانی که خریدار گزینههای جایگزین اقتصادی در اختیار داشته باشد، فروشنده برای حفظ قرارداد باید انعطاف بیشتری در قیمتگذاری نشان دهد.
استفاده از نفتکشهای کوچکتر نیز یکی دیگر از راههایی است که فعالان بازار برای ادامه تجارت در شرایط افزایش هزینه حمل بررسی میکنند. با این حال، کوچکتر بودن کشتی لزوما به معنای ارزانتر شدن انتقال هر بشکه نفت نیست. برای نمونه، اجاره نفتکش «تورم هیلد» با ظرفیت حدود ۶۰۰ هزار بشکه به مبلغ ۲۴ میلیون دلار، در صورت استفاده کامل از ظرفیت کشتی، همچنان هزینهای معادل ۴۰ دلار برای حمل هر بشکه نفت به همراه دارد. در این حالت، مبلغ کل قرارداد کمتر از اجاره نفتکش بزرگتر است اما هزینه انتقال هر بشکه همچنان بالا باقی میماند، بنابراین تغییر اندازه کشتی بهتنهایی نمیتواند فشار ناشی از افزایش کرایه حمل را برطرف کند.
این تحولات برای آمریکا از آن جهت اهمیت دارد که آسیا یکی از بازارهای مهم صادرات نفت خام این کشور به شمار میرود. طبق آمارهای منتشرشده در ماه مه، کشورهای آسیایی روزانه ۲.۴۵ میلیون بشکه از مجموع ۵.۶ میلیون بشکه صادرات نفت خام آمریکا را خریداری میکردند؛ رقمی که معادل حدود ۴۳.۸ درصد از کل صادرات نفت خام آمریکا در آن دوره بود. این آمار مربوط به ماه مه است و لزوما وضعیت فعلی خرید آسیا را نشان نمیدهد اما سهم قابل توجه این منطقه از صادرات نفت آمریکا را مشخص میکند. به همین دلیل، کاهش جذابیت نفت این کشور در بازار آسیا میتواند برای صادرکنندگان آمریکایی اهمیت اقتصادی زیادی داشته باشد.
چند ماه پیش، اختلال در عرضه نفت از خلیج فارس باعث شده بود توجه خریداران به نفت آمریکا افزایش پیدا کند. در آن شرایط، تامین نفت از منابع جایگزین اهمیت بیشتری داشت و آمریکا میتوانست از این وضعیت برای جذب مشتریان آسیایی استفاده کند. اکنون اما افزایش هزینه انتقال، بخشی از این مزیت را کاهش داده است، هرچند تنوعبخشی به منابع تامین نفت همچنان برای پالایشگاهها اهمیت دارد اما تحمل هزینه بیشتر برای اطمینان از تداوم عرضه نیز محدودیت اقتصادی دارد؛ بهویژه زمانی که تامینکننده دیگری بتواند نفت مورد نیاز پالایشگاه را با هزینه نهایی کمتری تحویل دهد.
دادههای موجود هنوز میزان دقیق کاهش خرید نفت آمریکا از سوی مشتریان آسیایی یا افت احتمالی حجم واردات این منطقه را مشخص نمیکنند. بنابراین، نمیتوان صرفا بر اساس افزایش کرایه نفتکشها از کاهش قطعی صادرات نفت آمریکا به آسیا سخن گفت، با این حال ارقام مربوط به هزینه حمل و مقایسه قیمت نفت پس از تحویل نشان میدهد که مزیت رقابتی نفت آمریکا تضعیف شده است.
تا زمانی که هزینه انتقال هر بشکه نفت از آمریکا به آسیا در سطح دهها دلار باقی بماند، صادرکنندگان این کشور برای حفظ مشتریان خود با فشار بیشتری روبهرو خواهند بود. آنها ممکن است ناچار شوند قیمت فروش را کاهش دهند و بخشی از هزینه اضافی حمل را جبران کنند یا بر مشتریانی تکیه کنند که حاضرند برای تنوعبخشی به منابع تامین نفت، هزینه بیشتری بپردازند. در مقابل، برای پالایشگاههایی که کنترل هزینه خوراک و حفظ حاشیه سود در اولویت آنها قرار دارد، نفت تامینکنندگان جایگزین میتواند جذابتر باشد؛ بهخصوص اگر پس از محاسبه مجموع قیمت خرید و هزینه انتقال، ارزانتر از نفت آمریکا تمام شود.
در نهایت، مساله نفت آمریکا در بازار آسیا فقط افزایش هزینه حمل نیست؛ بلکه کاهش توان رقابت با تامینکنندگانی است که میتوانند نفت را با هزینه نهایی کمتری به پالایشگاهها برسانند. وقتی کرایه انتقال هر بشکه به ۴۰ دلار میرسد، حتی قیمت مناسب در مبدا نیز تضمینی برای فروش نیست. در چنین شرایطی، فروشندگان آمریکایی برای حفظ مشتریان خود باید یا بخشی از هزینه اضافی را با تخفیف جبران کنند یا خطر واگذاری بخشی از بازار به رقبایی مانند امارات و آرژانتین را بپذیرند.
از سوی دیگر، هرچه گزینههای جایگزین برای پالایشگاههای آسیایی بیشتر باشد، قدرت چانهزنی آنها در برابر صادرکنندگان آمریکایی افزایش مییابد. بنابراین، ادامه این وضعیت میتواند رقابت در بازار آسیا را از مزیت تولید و قیمت نفت در مبدا به رقابت بر سر هزینه نهایی تحویل تغییر دهد؛ جایی که افزایش صادرات آمریکا لزوماً به معنای حفظ مشتریان این کشور نخواهد بود.