سقوط سهام شرکتهای هوش مصنوعی؛ زنگ خطر برای غولهای فناوری؟
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ موج تازه فروش سهام شرکتهای فناوری در بازار آمریکا، نگرانیها درباره آینده سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را افزایش داده است. در معاملات روز جمعه، ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶، سهام شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، تراشه، پردازش ابری و امنیت سایبری با افت قابل توجهی مواجه شد؛ به طوری که سهام برخی شرکتها بیش از ۱۰ درصد کاهش یافت و شاخص نزدک کامپوزیت نیز حدود ۲.۳ درصد افت کرد. این ریزش در شرایطی رخ داد که سرمایهگذاران نسبت به هزینه سنگین توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، بدهی برخی شرکتها و احتمال افزایش نرخ بهره در آمریکا حساستر شدهاند.
با وجود این افت، کاهش قیمت سهام لزوما به معنای ورشکستگی شرکتها یا پایان رشد هوش مصنوعی نیست، مساله اصلی این است که آیا درآمد حاصل از این فناوری میتواند هزینههای سنگین توسعه آن را جبران کند یا خیر؛ پرسشی که پاسخ آن میتواند مسیر آینده سهام فناوری را تعیین کند.
افت دو رقمی سهام شرکتهای فناوری
سهام شرکت کورویو با نماد CRWV در معاملات جمعه بیش از ۱۱ درصد کاهش یافت و بخش عمده رشد روز قبل را از دست داد. سهام نبیوس نیز ۱۱.۱ درصد و دیجیتال اوشن ۱۲.۲ درصد افت کرد، سهام شرکت ایرن ۱۰ درصد، دیتاداگ ۸.۱ درصد، کراوداسترایک و سوپر میکرو کامپیوتر هرکدام ۷.۸ درصد و پالانتیر حدود ۷.۶ درصد کاهش یافت. این افت به شرکتهای کوچکتر محدود نماند و سهام شرکتهای بزرگ فناوری را نیز تحت تاثیر قرار داد. سهام ایامدی ۴.۸ درصد، میکرون ۴.۷ درصد، برادکام ۳.۵ درصد، متا ۳.۴ درصد، مایکروسافت ۲.۵ درصد و گوگل ۲ درصد کاهش یافت. سهام تسلا نیز پس از افزایش ۵ درصدی در معاملات پیش از بازگشایی بازار، در جریان معاملات اصلی ۲.۷ درصد افت کرد.
در همین روز، شاخص نزدک کامپوزیت حدود ۲.۳ درصد کاهش یافت، درحالیکه افت شاخص اساندپی ۵۰۰ حدود ۱.۲ درصد بود. این اختلاف نشان میدهد فشار فروش در سهام فناوری شدیدتر از بخش گستردهتری از بازار سهام آمریکا بوده است.
چرا سرمایهگذاران از شرکتهای هوش مصنوعی فاصله میگیرند؟
یکی از دلایل اصلی نگرانی بازار، هزینه بالای راهاندازی و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی است، شرکتهایی که خدمات پردازش ابری و توان محاسباتی ارائه میکنند، برای خرید تراشههای پیشرفته، ساخت مراکز داده و تامین برق موردنیاز به سرمایهگذاریهای سنگین احتیاج دارند. این هزینهها معمولا پیش از آن پرداخت میشوند که شرکت بتواند درآمد کافی از پروژههای خود به دست آورد. در نتیجه اگر درآمدها کمتر از انتظار رشد کنند یا هزینه تامین مالی افزایش یابد، سودآوری این شرکتها با فشار مواجه میشود. سرمایهگذاران در چنین شرایطی ممکن است حاضر نباشند برای سهامی که بر اساس درآمدهای آینده ارزشگذاری شدهاند، قیمتهای قبلی را بپردازند.
این موضوع به معنای بیفایدهبودن هوش مصنوعی نیست؛ بلکه نشان میدهد رشد یک فناوری الزاما به معنای سودآوری تمام شرکتهای فعال در آن نیست. ممکن است تقاضا برای هوش مصنوعی افزایش یابد اما برخی شرکتها به دلیل بدهی بالا، هزینههای سنگین یا رقابت شدید نتوانند از این تقاضا به اندازه کافی درآمد کسب کنند.
کورویو؛ نمونهای از نگرانی درباره هزینههای هوش مصنوعی
شرکت کورویو یکی از نمونههای مهم این وضعیت است، این شرکت خدمات رایانش ابری و توان پردازشی موردنیاز برای اجرای برنامههای هوش مصنوعی را ارائه میکند. بر اساس گزارش رویترز، کورویو در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۱ میلیارد دلار درآمد داشت اما زیان خالص آن به ۱.۲ میلیارد دلار رسید. همچنین، هزینه سرمایهای این شرکت برای سال ۲۰۲۶ بین ۳۵ تا ۳۹ میلیارد دلار برآورد شده بود؛ رقمی که نشاندهنده نیاز بالای آن به سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهاست.
از سوی دیگر، بازدهی اوراق قرضه بدون وثیقه کورویو حدود ۱۵ درصد اعلام شد. بازدهی بالا در چنین اوراقی میتواند نشاندهنده نگرانی سرمایهگذاران از ریسک بازپرداخت بدهی باشد. به زبان ساده، هرچه اعتبار یک شرکت از نگاه وامدهندگان پرریسکتر شود، تامین پول برای آن میتواند گرانتر تمام شود.
البته این ارقام بهتنهایی به معنای ناتوانی قطعی کورویو در ادامه فعالیت نیست، قراردادهای این شرکت و میزان تقاضا برای خدمات پردازشی آن نیز در ارزیابی آینده اهمیت دارند. بااینحال، ترکیب هزینههای سنگین، زیان خالص و نیاز به تامین مالی، حساسیت سرمایهگذاران را نسبت به وضعیت این شرکت افزایش داده است.
آیا حباب هوش مصنوعی در حال ترکیدن است؟
افت سهام شرکتهای فناوری بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا ارزش سهام مرتبط با هوش مصنوعی بیش از اندازه افزایش یافته بود یا خیر، زمانی که سرمایهگذاران انتظار دارند یک شرکت در آینده رشد زیادی داشته باشد، ممکن است حاضر شوند سهام آن را با قیمتی بالاتر از سود فعلی خریداری کنند اما اگر رشد درآمدها مطابق انتظار پیش نرود، همین سهام میتواند با کاهش شدید قیمت مواجه شود.
در گزارش منتشرشده در رویترز، به نقل از مؤسسه تحقیقاتی گارتنر، برآورد شده است که حدود ۸۰ درصد شرکتهای نئوکلاود ممکن است تا سال ۲۰۳۰ از بازار خارج شوند. شرکتهای نئوکلاود عمدتا خدمات زیرساختی و توان پردازشی موردنیاز برای هوش مصنوعی را ارائه میکنند. این برآورد نشاندهنده ریسک بالای فعالیت در این بخش است اما به معنای پیشبینی قطعی شکست تمام این شرکتها نیست.
برای تشخیص وجود حباب نیز صرفا نمیتوان به افت چندروزه قیمت سهام تکیه کرد و میزان درآمد شرکتها، سودآوری، بدهی و بازده سرمایهگذاریهای انجامشده باید بررسی شود. در واقع، ممکن است فناوری هوش مصنوعی در بلندمدت رشد کند اما قیمت سهام برخی شرکتها به دلیل انتظارات بیش از حد خوشبینانه کاهش یابد.
نرخ بهره و تورم چه نقشی در ریزش سهام دارند؟
عامل دیگری که میتواند فشار بر شرکتهای فناوری را افزایش دهد، احتمال بالا ماندن نرخ بهره در آمریکا یا افزایش آن است. دادههای تورمی بالا و افزایش قیمت انرژی از جمله عواملی هستند که بر انتظارات بازار از سیاست پولی فدرال رزرو اثر میگذارند.
افزایش نرخ بهره به این معناست که دریافت وام برای شرکتها گرانتر میشود، این مساله برای کسبوکارهایی که برای ساخت مراکز داده و خرید تجهیزات به سرمایه زیادی نیاز دارند، اهمیت بیشتری دارد. از طرف دیگر، وقتی نرخ بهره بالا میرود، سرمایهگذاران ممکن است در ارزشگذاری درآمدهایی که شرکتها قرار است در سالهای آینده کسب کنند، محتاطتر شوند.
به همین دلیل، سهام شرکتهای رشدمحور میتواند به تغییر انتظارات درباره نرخ بهره حساس باشد. البته همه شرکتهای فناوری به یک اندازه آسیبپذیر نیستند؛ شرکتهایی که درآمد پایدار، بدهی کمتر و توان مالی بیشتری دارند، ممکن است شرایط دشوار را بهتر پشت سر بگذارند.
آینده سهام فناوری به چه عواملی بستگی دارد؟
مسیر آینده شرکتهای فناوری تا حد زیادی به نتایج مالی آنها در ماههای پیش رو بستگی دارد. اگر درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی افزایش یابد و شرکتها بتوانند هزینههای سنگین خود را پوشش دهند، امکان بازگشت اعتماد سرمایهگذاران وجود دارد که در این شرایط، افت اخیر میتواند بیشتر به معنای اصلاح قیمتها و تعدیل انتظارات باشد.
اما اگر هزینه توسعه زیرساختها سریعتر از درآمدها افزایش یابد، فشار فروش ممکن است ادامه پیدا کند؛ بهویژه برای شرکتهایی که بدهی زیادی دارند یا برای اجرای برنامههای خود به جذب سرمایه جدید وابستهاند. در این حالت، احتمال دارد سهام شرکتهای بزرگ و سودآور عملکرد متفاوتی از شرکتهای کوچکتر زیرساختی داشته باشد.
گزارشهای مالی آینده، میزان درآمد شرکتها از هوش مصنوعی، هزینههای سرمایهای، بدهی و جریان نقدی آنها از مهمترین شاخصهایی است که میتواند به ارزیابی این وضعیت کمک کند. همچنین، عملکرد شرکتهای تولیدکننده تراشه اهمیت دارد؛ زیرا کاهش سرمایهگذاری شرکتهای ارائهدهنده خدمات هوش مصنوعی میتواند تقاضا برای تجهیزات پردازشی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
در مجموع، سقوط اخیر سهام فناوری بیش از آنکه بهتنهایی پایان رونق هوش مصنوعی را نشان دهد، بیانگر افزایش حساسیت بازار نسبت به هزینه و سودآوری این صنعت است. اگر شرکتها بتوانند رشد درآمد را با هزینههای توسعه هماهنگ کنند، امکان بهبود وضعیت سهام آنها وجود دارد؛ اما در صورت تداوم فاصله میان هزینهها و درآمدها، بازار ممکن است به بازنگری بیشتری در ارزش شرکتهای هوش مصنوعی نیاز داشته باشد.