اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۸/بهمن/۱۴۰۴ | ۱۵:۴۳
۰۸:۰۰ ۱۴۰۴/۱۱/۰۵
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

ایران؛ نقطه ثقل توازن اقتصادی شرق

ایران به‌عنوان گره ژئوپلیتیکی و اقتصادی قلب اوراسیا، نقشی فراتر از یک بازیگر منطقه‌ای ایفا می‌کند؛ ثبات تهران نه‌ فقط امنیت مسیر‌های انرژی و تجارت شرق را تضمین می‌کند، بلکه مانع فروپاشی توازن قدرت اقتصادی میان چین، روسیه و آمریکا می‌شود و به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت راهبردی قدرت‌های بزرگ جهان بدل شده است.
کد خبر:۴۳۷۳۴

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ ایران نقش کلیدی در قلب اوراسیا دارد و محور ارتباطی میان روسیه و اقیانوس هند است.

همچنین مسیرهای انرژی آزاد برای چین فراهم می‌کند. ثبات ایران نه فقط امنیت منطقه‌ای را تضمین می‌کند، بلکه حاکمیت اقتصادی مسکو و پکن را تقویت می‌کند، در حالی که واشنگتن تلاش دارد این محور را از هم بپاشد.

در سیاست‌گذاری استراتژیک آمریکا، تعامل با ایران دیگر جدا از رقابت میان قدرت‌های بزرگ نیست. هماهنگی میان ایران، روسیه و چین فراتر از همکاری سنتی رفته و به نوعی «هم افزایی ساختاری» تبدیل شده است که هدف آن محدود کردن نفوذ بین‌المللی واشنگتن است. موسسه کارنگی در گزارش خود درباره «تهدیدات آینده آمریکا» ایران را به عنوان «گره مرکزی» اوراسیا معرفی کرده است. هرگونه ناپایداری در ایران می‌تواند منجر به «محاصره استراتژیک» چین و روسیه شود و با ایجاد بی‌ثباتی در قلب اوراسیا، استقلال مالی و انرژی که چین روی آن حساب کرده است، تهدید شود.

اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای روسیه و چین

از نظر جغرافیایی، ایران برای روسیه یکی از حیاتی‌ترین مناطق آسیاست. ایران تنها مسیر زمینی است که قلب اوراسیا را به اقیانوس هند وصل می‌کند و روسیه را در برابر استراتژی «محاصره» ناتو در دریای بالتیک و مدیترانه محافظت می‌کند. این موقعیت ژئوپلیتیکی به نوعی عمق استراتژیک برای روسیه ایجاد کرده است که از جنوب خود محافظت می‌کند.

برای چین نیز ایران یک مسیر امنیتی حیاتی است تا از محاصره دریایی آمریکا در اقیانوس آرام عبور کند. ایران حلقه ارتباطی جاده ابریشم زمینی را تکمیل می‌کند و مسیر امنی دور از کنترل ناوگان دریایی آمریکا، برای دسترسی چین به غرب آسیا ایجاد می‌کند. مطالعات شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) نشان می‌دهد ایران مهم‌ترین گره جغرافیایی در پروژه کمربند و جاده چین است و بدون آن، چین به شدت تحت فشار دریایی آمریکا قرار می‌گیرد.

به این ترتیب ایران، با موقعیت استراتژیک خود در قلب اوراسیا و میان آبراه‌های بین‌المللی، به یک «سد ژئوپلیتیکی» طبیعی برای چین و روسیه تبدیل شده است. هر تلاش برای بی‌ثبات کردن ایران، اثر دومینویی بر کل منطقه خواهد داشت و می‌تواند از یک بحران منطقه‌ای به یک محاصره استراتژیک جهانی تبدیل شود.

نقش ایران در امنیت شرق اوراسیا

فراتر از جغرافیا، ایران در ساختار امنیتی جمعی شرق اوراسیا مانند یک «کشور مانع» عمل می‌کند و از انتقال بی‌ثباتی به مناطق پیرامون روسیه و چین جلوگیری می‌کند. مطالعات موسسه رند (RAND) نشان می‌دهد استراتژی «فرسایش دشمنان» بر ایجاد کانون‌های تنش در مناطق هم‌جوار روسیه و چین استوار است و این اهمیت حیاتی ایران را نشان می‌دهد.

بی‌ثباتی ایران به معنای فروپاشی هماهنگی امنیتی در حیاط خلوت روسیه (قفقاز و آسیای مرکزی) و گسترش گروه‌های تروریستی و قاچاق بین‌المللی می‌شود. برای چین نیز، ثبات ایران تنها تضمین جلوگیری از انتقال بی‌ثباتی به استان سین‌کیانگ است. ایران به طور غیرمستقیم با سازمان همکاری شانگهای همکاری می‌کند تا جریان سلاح و افراد مسلح کنترل شود و چین بتواند بدون اینکه درگیر جنگ‌های مرزی شود، روی اهداف جهانی خود تمرکز کند.

نقش اقتصادی ایران؛ ساختار مالی جایگزین برای شکستن انحصار غرب

روابط اقتصادی با ایران از یک تبادل ساده فراتر رفته و به «ساختار مالی جایگزین» تبدیل شده است که انحصار غرب را می‌شکند. برای چین، نفت ایران «سوخت حاکمیتی» است که آمریکا نمی‌تواند آن را متوقف کند. داده‌ها نشان می‌دهد چین روزانه به طور متوسط ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران را خریداری می‌کند، که حدود ۱۳.۴ درصد از کل واردات دریایی نفت این کشور است. ۸۰ درصد صادرات نفت ایران به چین می‌رود و بخشی از آن از طریق «یوان دیجیتال» تسویه می‌شود تا چین در برابر فشارهای آمریکا در تنگه مالاکا ایمن باشد.

برای روسیه نیز همکاری با ایران مسیرهای فرعی برای دور زدن تحریم‌های سوئیفت را فراهم می‌کند. حجم تبادل تجاری میان دو کشور از زمان توافق تجارت آزاد با اتحادیه اوراسیا ۳۵ درصد افزایش یافته و بانک مرکزی ایران با فعال کردن اتصال سیستم‌های پرداخت «میر» روسیه و «شتاب» ایران یک منطقه پولی محافظت‌ شده ایجاد کرده است. ایران اکنون به مرکز بازصادرات فناوری و کالاهای روسیه تبدیل شده و تلاش‌ها برای محاصره اقتصادی روسیه ناکام مانده است.

سیاست تفکیک استراتژیک آمریکا

با توجه به تبدیل ایران به گره مرکزی اوراسیا، آمریکا سیاست «تفکیک استراتژیک» را دنبال می‌کند که هدف آن شکستن هماهنگی میان ایران، روسیه و چین و ایجاد جایگزین‌های کم‌هزینه‌تر است. آمریکا روی انرژی چین تمرکز دارد تا گزینه‌های بازار را برای چین محدود کند.

همچنین حضور نظامی آمریکا در مسیرهای اصلی تجارت و انرژی آسیایی نشان‌دهنده فشار غیرمستقیم است و به چین هشدار می‌دهد که امنیت منابع انرژی به توازن قدرت دریایی آمریکا وابسته است.

برای روسیه، فشار اقتصادی و نظامی در اوکراین ادامه دارد تا منابع روسیه در اروپا مصرف شود و نتواند توجه خود را به شرق و ایران معطوف سازد. همچنین حضور اقتصادی و امنیتی آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز تلاش دارد نقش ایران به عنوان «گره زمینی» که قلب اوراسیا را به آبراه‌های بین‌المللی متصل می‌کند، محدود شود.

ایران سد نهایی در برابر هژمونی آمریکا

به طور خلاصه، سیاست آمریکا برای تفکیک استراتژیک یک آزمون بین دو منطق متضاد است؛ یک منطق بر اساس جایگزین‌ها و بازچینی شبکه‌ها و دیگری منطق ساختاری که جغرافیا و تجربه تحریم‌ها را به عنوان محدودیت غیرقابل دور زدن می‌بیند. ایران با موقعیت جغرافیایی، امنیتی و انرژی خود، میدان آزمایش اصلی برای توانایی قدرت‌های بزرگ در بازتعریف توازن اوراسیا است.

سقوط یا بی‌ثباتی طولانی ایران فقط یک رویداد منطقه‌ای نیست؛ بلکه بازتعریف کامل غرب آسیا به نفع آمریکا خواهد بود. ایران با ثبات خود نه تنها منافع ملی خود را حفظ می‌کند، بلکه توازن قدرت در اوراسیا را به نفع کشورهای مستقل و ملت‌های بیدار تغییر می‌دهد.

ارسال نظرات