اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۱/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۱۱:۱۵
۱۱:۱۲ ۱۴۰۵/۰۲/۱۱
پویا جادی مادرسرا، کارشناس مسائل بین‌الملل

بازخوانی ابعاد عملیات «مهر مرزی» پاکستان

مرزهای بلوچستان سال‌هاست به شاهراه خاموش قاچاق سوخت تبدیل شده‌اند؛ جایی که اختلاف ۹۰۰ درصدی قیمت بنزین و گازوئیل میان ایران و پاکستان، روزانه میلیون‌ها لیتر سرمایه ملی را از مسیرهای خاکی به بازارهای سیاه می‌کشاند. اکنون اما با آغاز عملیات «مهر مرزی» از سوی پاکستان، معادله قدیمی سوخت‌بران وارد مرحله‌ای تازه شده است.
کد خبر:۴۹۲۰۹

اقتصاد معاصر- پویا جادی مادرسرا، کارشناس مسائل بین‌الملل: در پهنه وسیع بلوچستان، جایی که خطوط مرزی روی نقشه‌ها تنها خطوطی فرضی به نظر می‌رسند، سال هاست که سناریویی تکراری و پرمخاطره اجرا می‌شود. با سپیده‌دم، کاروان‌های وانت‌های تندرو که در ادبیات محلی به «شوتی» معروف‌اند، جاده‌های خاکی و مال‌رو را به تسخیر خود درمی‌آورند. بوی تند بنزین و گازوئیل با غبار بیابان در هم آمیخته و جریانی مداوم از «طلای سیاه» را از قلب پالایشگاه‌های ایران به باک‌های تشنه در پاکستان می‌رساند. این فقط یک تجارت خُرد برای بقا نیست؛ این یک «ابر بحران» است که ریشه در منطق بی‌رحم ریاضی بازار دارد. 

وقتی هر لیتر سوخت در ایران به قیمت ناچیز ۰.۰۵ دلار عرضه می‌شود و در آن سوی مرز، برچسب قیمت ۰.۹۵ دلاری می‌خورد، اختلافی ۹۰۰ درصدی ایجاد می‌شود که همچون یک مکنده قدرتمند، سالانه بیش از ۲.۸ میلیارد لیتر فرآورده را از مجاری رسمی خارج کرده و به قلب بازارهای سیاه سرازیر می‌کند. این اختلاف قیمت، «موتور محرکه اصلی» اقتصادی است که روزانه ۱۰ میلیون لیتر سرمایه ملی را در مسیرهای پرپیچ‌وخم پنجگور، تربت و چاگای به یغما می‌برد.

عملیات «مهر مرزی»؛ پاتک سنگین به شبکه‌های سایه

اما سال ۲۰۲۴، نقطه عطفی در این درام طولانی بود. دولت پاکستان که سال‌ها نظاره‌گر فرار مالیاتی گسترده و تضعیف شرکت‌های توزیع سوخت رسمی خود بود، سرانجام دست به ماشه برد. تحت عنوان طرح عملیاتی مهر مرزی یا (Operation Border Seal)، ارتش و نیروهای مرزبانی پاکستان ماموریتی یافتند که بسیاری آن را غیرممکن می‌پنداشتند؛ انسداد شریان‌های حیاتی قاچاق. این عملیات فقط به کمین در جاده‌های خاکی بسنده نکرد، بلکه چتر امنیتی خود را بر مسیرهای دریایی و ترکیبی از سیستان ایران به سمت جیوانی و گوادر نیز گستراند. حتی مخفی‌گاه‌های نوسازی‌شده مانند «بندر مراد» در اعماق سواحل بلوچستان از تیغ این عملیات در امان نماندند. 

گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که این مشت آهنین، با وجود تمام دشواری‌ها توانسته است حجم ورودی سوخت قاچاق را تا ۳۰ درصد کاهش دهد؛ رقمی که اگرچه به معنای توقف کامل نیست اما پیامی روشن به شبکه‌های زیرزمینی مخابره کرده است؛ دوران چشم‌پوشی بر غارت خزانه ملی به سر آمده است.

فراتر از اقتصاد؛ قمار بر سر امنیت و ژئوپلیتیک

چرا اکنون؟ چرا اسلام‌آباد در این مقطع زمانی هزینه‌های گزاف سیاسی و اجتماعی برخورد با سوخت‌بران را به جان خریده است؟ پاسخ را باید در لایه‌های پیچیده امنیتی و ژئوپلیتیک جست‌وجو کرد. مرزهای رها شده، فقط معبر سوخت نیستند؛ آن‌ها دالان‌های تاریکی برای تردد عناصر ناامن‌کننده، قاچاق اسلحه و مواد مخدرند که ثبات ایالت بلوچستان پاکستان را هدف گرفته‌اند.

چالش معیشت؛ دردی که در مرزها می‌پیچد

با این حال، هر سکه‌ای رویی دیگر دارد. در حالی که آمارهای رسمی از موفقیت عملیات سخن می‌گویند، در متن واقعیت، زندگی هزاران مرزنشین در دو سوی مرز با چالشی بنیادین مواجه شده است. برای دهه‌ها، در غیاب صنایع بزرگ و کشاورزی پایدار، «سوخت» تنها نان سفره‌های مردم بلوچستان بوده است. انسداد مرزها، اگرچه اقدامی حاکمیتی و درست برای اقتصاد ملی است اما بدون ارائه جایگزین‌های معیشتی، می‌تواند به زخمی چرکین در نوار مرزی تبدیل شود. اینجاست که منتقدان هشدار می‌دهند مبارزه پلیسی به تنهایی کافی نیست؛ راهکار واقعی نه در تفنگ‌های مرزبانان، بلکه در میزهای مذاکره برای «رسمی‌سازی» این تجارت نهفته است. اگر درآمد حاصل از مابه‌التفاوت قیمت سوخت به جای جیب دلالان، صرف عمران و زیرساخت در بازارچه‌های مرزی شود، مرزنشینان خود به پاسداران اصلی امنیت تبدیل خواهند شد.

نظم نوین؛ معادله «سوخت در برابر امنیت غذایی»

بحران فعلی، با وجود همه تلخی‌هایش، دریچه‌ای رو به یک «فرصت بی‌نظیر» گشوده است؛ تبدیل تهدید انسداد مرزها به فرصت «تهاتر انرژی و غذا». ایران به عنوان دارنده ذخایر عظیم فرآورده‌های نفتی و گاز و پاکستان به عنوان یک قدرت کشاورزی با توان تامین امنیت غذایی، قطعات یک پازل مکمل هستند. در شرایطی که مسیرهای دریایی تحت تاثیر بحران‌های جهانی ناامن می‌شوند، نوسازی مسیرهای ریلی و جاده‌ای میان دو کشور، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای «عبور بی‌خطر از طوفان‌های منطقه‌ای» است.

این مدل که از آن به عنوان «معادله سوخت در برابر امنیت غذایی» یاد می‌شود، فراتر از یک معامله تجاری ساده است؛ این یک پیوند راهبردی است که در آن سوخت ایرانی، موتور صنایع پاکستان را به حرکت درمی‌آورد و محصولات کشاورزی پاکستان، سفره‌های ایرانی را رنگین می‌کند. اگر سازوکارهای تسویه غیردلاری و تهاتر کالا با موفقیت پیاده‌سازی شوند، دو کشور نه فقط بحران قاچاق را پشت سر خواهند گذاشت، بلکه یک «نظم نوین» در مبادلات منطقه‌ای ایجاد خواهند کرد که در آن امنیت و معیشت، به جای تقابل در کنار هم تعریف می‌شوند.

از خاکستریِ قاچاق تا سپیدیِ همکاری

نبرد در مرزهای بلوچستان همچنان ادامه دارد اما افق روشن‌تری در حال نمایان شدن است. عملیات «مهر مرزی» شاید اولین قدم برای پایان دادن به هرج‌ومرج باشد اما پایان راه نیست. کلید ثبات پایدار در تعمیق همکاری‌های رسمی، توسعه بازارچه‌های مرزی و تبدیل مرزنشینان به ذی‌نفعانِ تجارت قانونی است. ایران و پاکستان، با تکیه بر ضرورت‌های تاریخی و اقتصادی، اکنون در آستانه ساختن معادله‌ای هستند که در آن، هر لیتر سوخت عبوری از مرز، به جای تغذیه شبکه‌های سیاه، سنگی بر بنای امنیت و رفاه دو ملت خواهد بود.

ارسال نظرات
captcha