اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۵/شهريور/۱۴۰۵ | ۰۹:۱۰
۰۹:۰۰ ۱۴۰۵/۰۶/۱۵
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

امنیت غذایی ایران در گرو شکستن انحصار چند محصول

در شرایطی که کم‌آبی، تغییر اقلیم و افزایش ریسک تولید، الگوی سنتی کشاورزی ایران را تحت فشار قرار داده، بازگشت به برخی گیاهان بومی و کم‌مصرف دیگر صرفا یک بحث زیست‌محیطی نیست؛ بلکه می‌تواند به یک گزینه اقتصادی برای کاهش ریسک تولید و تنوع‌بخشی به سبد غذایی کشور تبدیل شود.
کد خبر:۵۹۵۷۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ کشاورزی ایران سال‌ها بر چند محصول اصلی متمرکز بوده است؛ محصولاتی که از حمایت‌های تحقیقاتی، نهاده‌ای، بازار و زیرساختی بیشتری برخوردار بوده‌اند و به همین دلیل توانسته‌اند سهم بیشتری از زمین‌های کشاورزی را به خود اختصاص دهند. اما تغییر شرایط اقلیمی، کاهش دسترسی به آب و افزایش هزینه تولید، این پرسش را جدی‌تر از گذشته مطرح کرده که آیا ادامه این تمرکز می‌تواند پاسخگوی نیازهای آینده کشور باشد؟

مساله فقط کمبود آب نیست. وقتی بخش بزرگی از تولید کشاورزی به تعداد محدودی محصول وابسته باشد، هر شوک اقلیمی، بیماری، آفت یا اختلال در بازار می‌تواند همزمان بخش قابل ‌توجهی از عرضه غذایی را تحت تاثیر قرار دهد. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز تنوع زیستی را یکی از پایه‌های تولید پایدار و امنیت غذایی می‌داند و تاکید دارد که منابع ژنتیکی گیاهی، امکان اصلاح ارقام متناسب با خشکی، شوری، گرما و دیگر تنش‌های محیطی را فراهم می‌کنند.

وقتی تنوع از مزرعه حذف می‌شود

تمرکز کشاورزی جهان بر تعداد محدودی از محصولات، پدیده تازه‌ای نیست. داده‌های FAO نشان می‌دهد هزاران‌گونه گیاهی در طول تاریخ برای غذا مورد استفاده انسان قرار گرفته‌اند اما بخش عمده انرژی غذایی جهان امروز از تعداد بسیار محدودی محصول تامین می‌شود. در واقع، حدود ۳۰ محصول زراعی حدود ۹۵ درصد انرژی غذایی جهان را تامین می‌کنند؛ وضعیتی که وابستگی سیستم غذایی به چند محصول اصلی را افزایش داده است.

این تمرکز از نظر اقتصادی در دوره‌ای قابل توجیه بود؛ زیرا افزایش عملکرد، مکانیزه‌شدن، اصلاح ارقام و توسعه بازار باعث شد سرمایه‌گذاری روی محصولات اصلی بازده بیشتری داشته باشد. اما در اقتصاد کشاورزی امروز، معیار «عملکرد در واحد سطح» به ‌تنهایی کافی نیست. محصولی که عملکرد بالایی دارد اما برای تولید آن به آب فراوان، نهاده بیشتر یا شرایط اقلیمی خاص نیاز است، الزاما بهترین انتخاب برای یک کشور خشک و نیمه‌خشک نیست.

اینجاست که محصولات کم‌استفاده و فراموش‌شده اهمیت پیدا می‌کنند. ارزن، برخی حبوبات و گیاهان روغنی، کنجد، گلرنگ و شماری از گیاهان دارویی و بومی می‌توانند در مناطق و شرایطی مورد ارزیابی قرار گیرند که تولید محصولات رایج با ریسک بیشتری مواجه است. مطالعه‌ای درباره گیاهان فراموش‌شده در بوم‌نظام‌های زراعی ایران، ۱۶ گیاه کم‌بهره‌برداری‌شده و سه گیاه فراموش‌شده را شناسایی کرده و نشان داده که جایگزینی با محصولات جدید و پربازده، تغییر الگوی مصرف، عوامل اجتماعی و اقتصادی و برخی محدودیت‌های سیاسی و قانونی از عوامل اصلی کاهش سطح کشت این گونه‌ها بوده‌اند.

بنابراین مساله را نمی‌توان صرفا با این گزاره توضیح داد که «کشاورزان محصولات سنتی را کنار گذاشته‌اند.» کشاورز در نهایت به محصولی روی می‌آورد که برای آن بازار، بذر، دانش فنی، ماشین‌آلات، فرآوری و چشم‌انداز درآمد وجود داشته باشد. اگر یک گیاه بومی از این زنجیره محروم باشد، حتی سازگاری بالای آن با اقلیم نیز الزاما به بازگشتش به مزرعه منجر نخواهد شد.

ایران و اقتصادی که باید آب را هم حساب کند

اهمیت این موضوع برای ایران دوچندان است. FAO  در پروژه‌ای که در سال ۲۰۲۵ با همکاری ایران برای توسعه کشاورزی تاب‌آور در برابر اقلیم آغاز کرد، بر توسعه محصولاتی مانند کینوا، ارزن‌ها و سویا با هدف افزایش تاب‌آوری، بهره‌وری آب و ارزش تغذیه‌ای تاکید کرده است. این سازمان ایران را کشوری واقع در منطقه خشک و نیمه‌خشک معرفی کرده و سهم کشاورزی از برداشت آب کشور را نزدیک به ۸۰ درصد اعلام کرده است.

همزمان داده‌های جدید FAO نشان می‌دهد فشار بر منابع آب شیرین در جهان در حال افزایش است و دسترسی سرانه به آب تجدیدپذیر طی یک دهه ۷ درصد کاهش یافته است. گزارش وضعیت منابع زمین و آب FAO نیز تاکید می‌کند که کشاورزی بیش از ۷۰ درصد برداشت آب شیرین جهان را به خود اختصاص می‌دهد. در چنین شرایطی، اصلاح الگوی کشت نمی‌تواند تنها به جابه‌جایی چند محصول در یک جدول محدود شود. مساله اصلی باید تغییر منطق تصمیم‌گیری باشد؛ یعنی به جای آنکه تنها میزان تولید یک هکتار سنجیده شود، شاخص‌هایی مانند آب مصرف‌شده برای تولید، ارزش اقتصادی محصول، ارزش تغذیه‌ای، ریسک اقلیمی و قابلیت فرآوری و صادرات نیز در تصمیم‌گیری وارد شوند.

این نگاه در ایران نیز در حال پررنگ‌شدن است. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی در شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرده که تدوین و نظارت بر برنامه‌های الگوی کشت، با تمرکز بر استفاده بهینه از منابع آب و توسعه محصولات متناسب با ظرفیت‌های آبی دنبال می‌شود.

از این منظر، گیاهان فراموش‌شده الزاما قرار نیست جای گندم یا سایر محصولات راهبردی را به‌طور کامل بگیرند. هدف می‌تواند ایجاد یک سبد متنوع‌تر باشد؛ سبدی که در آن محصول مناسب هر منطقه براساس ظرفیت خاک و آب، بازار و شرایط اقلیمی انتخاب شود.

بازگشت به گذشته، بدون تکرار گذشته

البته احیای گیاهان فراموش‌شده نباید به یک پروژه نوستالژیک تبدیل شود. اینکه محصولی در گذشته کشت می‌شده، به‌ تنهایی دلیل کافی برای توسعه مجدد آن نیست. اقتصاد امروز کشاورزی با گذشته تفاوت دارد و هر محصول باید بتواند در برابر گزینه‌های موجود از نظر درآمد، ریسک، هزینه تولید و بازار رقابت کند.

نخستین حلقه این زنجیره، تحقیق و اصلاح بذر است. بسیاری از محصولات بومی در شکل سنتی خود ممکن است عملکرد پایین یا یکنواختی ژنتیکی نامناسبی داشته باشند. بنابراین هدف باید ترکیب سازگاری بومی با فناوری اصلاح نباتات باشد؛ نه بازگرداندن همان ارقام قدیمی بدون بهبود. دومین حلقه، مکانیزاسیون و فرآوری است. تجربه محصولاتی مانند کنجد و کتان نشان داده است که حتی وجود بازار نیز بدون تجهیزات مناسب کاشت و برداشت نمی‌تواند به توسعه پایدار منجر شود. اگر برداشت یک محصول پرهزینه و عمدتا دستی باشد، مزیت اقلیمی آن ممکن است در مزرعه از بین برود.

سومین حلقه، بازار است. محصولی که مصرف‌کننده آن را نمی‌شناسد یا صنایع غذایی و دارویی برای فرآوری آن ظرفیت ندارند، نمی‌تواند صرفا با بخشنامه دولتی احیا شود. در اینجا باید زنجیره ارزش از مزرعه تا صنعت طراحی شود؛ از قرارداد خرید و استاندارد محصول گرفته تا فرآوری، بسته‌بندی و توسعه بازار داخلی و صادراتی. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۶ درباره دسترسی کشاورزان به بذر محصولات کم‌استفاده منتشر شده نیز دقیقا بر همین گلوگاه تاکید دارد؛ سیاست‌گذاری، دسترسی به مواد ژنتیکی برای ارزیابی و اصلاح و دسترسی واقعی کشاورزان به بذر باکیفیت، سه چالش اصلی توسعه این محصولات هستند.

امنیت غذایی فقط با تولید بیشتر ساخته نمی‌شود

در نهایت، مساله گیاهان فراموش‌شده را باید بخشی از یک بحث بزرگ‌تر درباره آینده کشاورزی ایران دانست. در شرایطی که بازار جهانی غذا نیز در سال ۲۰۲۶ تحت تاثیر جنگ، اختلالات تجاری و شوک‌های اقلیمی قرار گرفته و شاخص قیمت غذای FAO در اوت ۲۰۲۶ به بالاترین سطح از اواخر ۲۰۲۲ رسیده، اتکای بیش از اندازه به چند محصول و چند مسیر تامین، ریسک سیستم غذایی را افزایش می‌دهد.

تنوع‌بخشی به کشاورزی به معنای کنارگذاشتن محصولات راهبردی نیست؛ بلکه به معنای کاهش وابستگی به یک الگوی واحد است. ایران به جای انتخاب میان «کشاورزی سنتی» و «کشاورزی مدرن»، می‌تواند از دانش بومی به ‌عنوان منبع ژنتیکی و از فناوری مدرن برای افزایش عملکرد، کاهش هزینه و ایجاد بازار استفاده کند.

اگر سیاست‌گذار بتواند میان پژوهش، بذر، مکانیزاسیون، صنایع فرآوری، بازار و مشوق‌های اقتصادی ارتباط برقرار کند، برخی گیاهان فراموش‌شده می‌توانند از حاشیه به بخشی از اقتصاد رسمی کشاورزی بازگردند. در غیر این صورت، حتی بهترین فهرست محصولات کم‌آب‌بر نیز در حد توصیه باقی خواهد ماند. 

مساله امروز کشاورزی ایران دیگر فقط این نیست که «چه محصولی بیشتر تولید کنیم؟» پرسش مهم‌تر این است که با چه میزان آب، در کدام منطقه، با چه ریسکی و برای کدام بازار تولید کنیم؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند جایگاه گیاهان بومی و کم‌بهره‌برداری‌شده را از یک موضوع پژوهشی به یک ابزار واقعی برای امنیت غذایی و سازگاری اقتصاد کشاورزی با آینده کم‌آب ایران تبدیل کند.

ارسال نظرات
captcha