اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۵/شهريور/۱۴۰۵ | ۲۰:۴۴
۲۰:۳۷ ۱۴۰۵/۰۶/۱۵
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

جنگ با ایران چگونه بنزین و گازوئیل آمریکا را گران کرد؟

جنگ با ایران و اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را وارد دوره‌ای تازه از التهاب کرده است؛ بحرانی که حالا با افزایش قیمت نفت، جهش کرک اسپرد و رشد بهای بنزین و گازوئیل، مستقیما به اقتصاد آمریکا بازگشته و واشنگتن را با هزینه‌های فزاینده سیاستی روبه‌رو کرده که قرار بود فشار را بر تهران افزایش دهد.
کد خبر:۵۹۷۲۶

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ جنگ با ایران و اختلال شدید در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، شوک تازه‌ای به بازار جهانی انرژی وارد کرده است؛ شوکی که حالا آثار آن مستقیما در پمپ‌بنزین‌های آمریکا دیده می‌شود. کاهش جریان نفت از مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان، افزایش قیمت نفت خام و جهش حاشیه سود پالایشگاه‌ها، متوسط قیمت بنزین آمریکا را به بیش از ۴ دلار در هر گالن رسانده و در شرایطی که واشنگتن برای افزایش فشار بر تهران وارد یک منازعه پرهزینه شده، افزایش هزینه انرژی به یکی از پیامدهای اقتصادی و سیاسی همان بحران برای خود آمریکا تبدیل شده است. 

تازه‌ترین داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تصویر قابل توجهی از پیامدهای تحولات چند ماه اخیر بازار نفت ارائه می‌کند؛ بازاری که از یک‌سو با محدود شدن جریان انرژی از خلیج فارس و تنگه هرمز مواجه شده و از سوی دیگر اختلال فعالیت پالایشگاه‌ها در خاورمیانه، روسیه و چین، عرضه فرآورده‌هایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت را کاهش داده است. 

در مرکز این بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی که پیش از آغاز درگیری‌ها یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال نفت جهان بود. داده‌های EIA نشان می‌دهد در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ به طور متوسط روزانه ۲۱.۶ میلیون بشکه نفت خام و سایر مایعات نفتی از این تنگه عبور می‌کرد اما این رقم در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرده که کاهش بیش از ۷۷ درصدی جریان نفت نسبت به پیش از درگیری است. 

این کاهش عظیم نشان می‌دهد چرا بحران هرمز صرفا یک مساله منطقه‌ای نیست. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور می‌کرد که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان بود. ظرفیت خطوط لوله جایگزین عربستان سعودی و امارات نیز در مجموع حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز برآورد شده و بنابراین حتی استفاده کامل از مسیرهای جایگزین قادر به جبران حجم نفتی نیست که در شرایط عادی از هرمز عبور می‌کرد.

جنگ چگونه قیمت نفت را بالا برد؟

با تشدید دوباره درگیری‌های ایران و آمریکا در ابتدای سپتامبر، بازار نفت نیز بلافاصله واکنش نشان داد. در اول سپتامبر، قیمت نفت برنت با جهشی بیش از ۴ درصدی به ۹۴.۶۵ دلار در هر بشکه رسید و نفت وست‌تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد بیش از ۵ درصدی در ۹۰.۲۲ دلار معامله شد. عامل اصلی این جهش، نگرانی از ادامه اختلال عرضه نفت خاورمیانه و ناامن ماندن مسیر تنگه هرمز بود. چند روز بعد نیز نفت به رشد هفتگی قابل توجه خود ادامه داد؛ به‌ طوری‌ که برنت در هفته منتهی به ۴ سپتامبر حدود ۷.۶ درصد و نفت آمریکا حدود ۱۰ درصد رشد کرد. هم‌زمان قیمت گازوئیل در آمریکا نیز به رکورد تاریخی رسید. 

اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌تر نیز اعلام کرده بود کاهش انتقال نفت از هرمز و حمله به کشتی‌های عبوری از این آبراه، قیمت برنت را در ۲۳ ژوئیه تا ۱۰۵ دلار در هر بشکه بالا برده بود. این مساله نشان می‌دهد هر موج تازه از تشدید درگیری در خلیج فارس می‌تواند به سرعت «پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک» را به قیمت نفت بازگرداند.

حلقه دوم بحران؛ جهش کرک اسپرد

اما قیمت نفت خام تنها بخشی از ماجراست. گزارش تازه EIA نشان می‌دهد مصرف‌کننده آمریکایی هم‌زمان با افزایش هزینه نفت، با جهش حاشیه سود پالایشگاه‌ها یا همان کرک اسپرد نیز روبه‌رو شده است. کرک اسپرد در ساده‌ترین تعریف، اختلاف میان قیمت نفت خام و قیمت فرآورده پالایش‌شده‌ای است که از آن تولید می‌شود. هرچه عرضه بنزین، گازوئیل یا سوخت جت محدودتر شود، قیمت فرآورده می‌تواند سریع‌تر از قیمت نفت افزایش یابد و در نتیجه کرک اسپرد بزرگ‌تر شود.

از ماه مه ۲۰۲۶ تاکنون، کرک اسپرد بنزین در بندر نیویورک به طور متوسط حدود یک دلار در هر گالن بیشتر از سال ۲۰۲۵ بوده است؛ در حالی که اوج این شاخص در سال گذشته حدود ۶۰ سنت در هر گالن بود. EIA دلیل اصلی این اتفاق را محدود بودن عرضه جهانی بنزین اعلام کرده است. در واقع بحران انرژی با یک زنجیره به‌هم‌پیوسته روبه‌روست، جنگ و ناامنی در مسیرهای انرژی، جریان نفت خام را مختل کرده و قیمت خوراک پالایشگاه‌ها را بالا می‌برد؛ هم‌زمان اختلال فعالیت پالایشگاهی در خاورمیانه، روسیه و چین عرضه فرآورده‌های نهایی را کاهش می‌دهد. نتیجه این دو حرکت هم‌زمان، افزایش قیمت نفت خام و افزایش حاشیه سود فرآورده‌هایی مانند بنزین و گازوئیل است.

آمریکا نفت تولید می‌کند؛ پس چرا بنزینش گران می‌شود؟

یکی از پرسش‌های مهم این است که چرا آمریکا، با وجود قرار داشتن در میان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان، همچنان از انسداد تنگه هرمز آسیب می‌بیند؟ پاسخ در جهانی بودن بازار نفت نهفته است. وقتی میلیون‌ها بشکه عرضه خاورمیانه از بازار حذف یا انتقال آن دشوار می‌شود، قیمت جهانی نفت بالا می‌رود و نفت تولیدشده در آمریکا نیز تحت تاثیر همین قیمت‌های جهانی معامله می‌شود. علاوه بر آن، آمریکا برای تامین بنزین همه مناطق خود کاملا خودکفا نیست، ساحل شرقی و ساحل غربی این کشور برای تکمیل تولید پالایشگاه‌های محلی به واردات فرآورده وابسته‌اند. 

براساس داده‌های EIA، از ماه مارس، مجموع واردات بنزین آمریکا شامل بنزین نهایی و اجزای ترکیبی، ۳۲ درصد پایین‌تر از متوسط پنج‌ساله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بوده است. کاهش عرضه جهانی باعث شده واردات برای خریداران آمریکایی گران‌تر شود و از سوی دیگر قیمت‌های بالاتر در بازارهای خارجی، انگیزه پالایشگاه‌های آمریکایی برای صادرات فرآورده را افزایش دهد.

به بیان ساده، آمریکا با وضعیتی روبه‌رو شده که در آن هم خوراک پالایشگاه‌ها گران‌تر است، هم بازار جهانی فرآورده با کمبود مواجه است و هم صادرات بنزین برای تولیدکنندگان داخلی جذاب‌تر شده؛ ترکیبی که در نهایت فشار را به مصرف‌کننده آمریکایی منتقل می‌کند.

بنزین ۵ دلاری؛ هزینه جنگ به پمپ‌بنزین‌ها رسید

نتیجه این شرایط اکنون در قیمت‌های خرده‌فروشی قابل مشاهده است. مطابق گزارش EIA، متوسط قیمت بنزین معمولی آمریکا در دوشنبه پیش از تعطیلات روز کارگر به ۴.۰۷ دلار در هر گالن رسید اما فشار در تمام مناطق آمریکا یکسان نیست. در ساحل غربی متوسط قیمت بنزین به ۵.۲۱ دلار در هر گالن رسیده است و در منطقه کوه‌های راکی نیز با ۴.۲۷ دلار بالاتر از متوسط ملی قرار دارد.

قیمت متوسط در ساحل شرقی ۳.۹۴ دلار، در غرب میانه ۳.۸۵ دلار و در ساحل خلیج آمریکا ۳.۶۲ دلار در هر گالن گزارش شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده قیمت بنزین در تعطیلات روز کارگر ۲۰۲۶ به بالاترین سطح ثبت‌شده برای این مقطع از سال رسیده و افزایش هزینه سوخت در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به مساله‌ای سیاسی برای دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است.

بحران گازوئیل حتی جدی‌تر است

در این میان مشکل فقط بنزین نیست و اختلال در پالایشگاه‌های خاورمیانه و روسیه، بازار گازوئیل و سوخت جت را حتی بیشتر تحت فشار قرار داده است. از ماه مارس، کرک اسپرد نفت کوره تقطیری در بندر نیویورک به طور متوسط ۷۴ سنت در هر گالن بیشتر از کرک اسپرد بنزین بوده است.

پالایشگاه‌های آمریکایی نیز برای استفاده از حاشیه سود بالاتر، بخشی از ترکیب تولید خود را به سمت افزایش تولید سوخت تقطیری و جت تغییر داده‌اند؛ اقدامی که می‌تواند خود به محدودتر شدن عرضه بنزین منجر شود.

سطح ذخایر نیز شکنندگی بازار را نشان می‌دهد، در هفته منتهی به ۲۸ اوت، موجودی فرآورده‌های تقطیری آمریکا ۱۴ درصد کمتر از متوسط پنج‌ساله بود و ذخایر بنزین نیز ۶ درصد پایین‌تر از میانگین قرار داشت. افزایش قیمت گازوئیل اهمیت اقتصادی بیشتری نیز دارد، زیرا تقریبا تمام شبکه حمل‌ونقل جاده‌ای کالا، بخش مهمی از کشاورزی و زنجیره توزیع آمریکا به این سوخت وابسته است.

هم‌زمان با تداوم تنش‌های نظامی میان آمریکا و ایران، بهای سوخت گازوئیل در بازارهای آمریکا به بالاترین میزان خود رسیده است؛ موضوعی که کارشناسان نسبت به پیامدهای اقتصادی آن بر زنجیره تامین هشدار می‌دهند، قیمت هر گالن گازوئیل در ایالات متحده با عبور از رکوردهای پیشین، به رقم بی‌سابقه ۵.۸۵ دلار رسید.

بنابراین رشد قیمت گازوئیل تنها قبض سوخت رانندگان کامیون را افزایش نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند از مسیر افزایش هزینه حمل‌ونقل به قیمت مواد غذایی و بسیاری از کالاهای مصرفی منتقل شود. بازگشت شوک جنگ به اقتصاد آمریکا در این نقطه است که بحران انرژی از یک مساله خارجی به یک چالش اقتصادی داخلی برای واشنگتن تبدیل می‌شود.

افزایش نفت و فرآورده‌های نفتی می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، تولید و توزیع را افزایش دهد و فشار تورمی ایجاد کند. بازارهای مالی آمریکا نیز طی روزهای اخیر به همین نگرانی واکنش نشان داده‌اند و افزایش قیمت نفت هم‌زمان با نگرانی سرمایه‌گذاران درباره تورم و مسیر نرخ بهره، به فشار بر بازار سهام و اوراق قرضه منجر شده است.

حتی در بخش تولید آمریکا نیز نشانه‌های این فشار ظاهر شده است، بر اساس گزارش‌ها برخی تولیدکنندگان آمریکایی نسبت به افزایش هزینه‌ها در نتیجه جنگ خاورمیانه و سایر فشارهای قیمتی ابراز نگرانی کرده‌اند. بنابراین هزینه اقتصادی جنگ فقط در بودجه نظامی یا هزینه عملیات آمریکا خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از صورتحساب این بحران از طریق بازار انرژی به خانوارها، شرکت‌ها و شبکه حمل‌ونقل این کشور منتقل شده است.

«تله هرمز»؛ واشنگتن گرفتار پیامد سیاست خود؟

از منظر تحلیلی، شرایط فعلی یک تناقض مهم را برای سیاست آمریکا آشکار کرده است. هدف واشنگتن از افزایش فشار اقتصادی و نظامی بر ایران، محدود کردن توان تهران و کاهش اهرم‌های آن در منطقه بوده است؛ اما تداوم درگیری در اطراف یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، همان بازار انرژی را متلاطم کرده که اقتصاد آمریکا نیز از آن تاثیر می‌پذیرد.

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد جنگ پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران وارد یک چرخه طولانی از درگیری و اقدام متقابل شده و تردد در هرمز همچنان به‌طور قابل توجهی پایین‌تر از سطوح عادی است. در ۴ سپتامبر تنها چهار کشتی حامل کالا در داده‌های قابل مشاهده از تنگه عبور کردند، در حالی که متوسط ۱۰ روزه ۱۵ فروند بود؛ پیش از جنگ نیز تعداد کل عبور روزانه کشتی‌های تجاری بسیار بالاتر گزارش شده بود.

از این زاویه می‌توان گفت آمریکا با نوعی «تله انرژی خودساخته» مواجه شده است و هرچه بحران نظامی در اطراف ایران و خلیج فارس طولانی‌تر شود، احتمال اختلال در صادرات نفت، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل، افزایش قیمت نفت خام و محدودتر شدن بازار فرآورده‌ها بیشتر می‌شود و بخشی از این افزایش هزینه در نهایت به همان اقتصاد آمریکا بازمی‌گردد.

این گزاره به معنای آن نیست که جنگ ایران تنها علت افزایش قیمت سوخت در آمریکاست؛ اختلال پالایشگاهی روسیه، مشکلات عرضه در چین، سطح پایین ذخایر و محدودیت ظرفیت پالایشی نیز نقش دارند. اما داده‌های بازار نشان می‌دهد بحران هرمز اکنون به یکی از مهم‌ترین عواملی تبدیل شده که این مشکلات را هم‌زمان تشدید کرده است.
فشاری که می‌تواند سیاسی شود

برای دولت آمریکا، مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که افزایش قیمت انرژی به مساله معیشت خانوارها تبدیل شود. بنزین یکی از ملموس‌ترین قیمت‌ها برای شهروند آمریکایی است؛ عددی که مصرف‌کننده تقریبا هر روز روی تابلو جایگاه سوخت می‌بیند. به همین دلیل جهش بنزین معمولا بسیار سریع‌تر از بسیاری شاخص‌های اقتصادی به یک مساله سیاسی تبدیل می‌شود.

اکنون بخشی از هزینه جنگی که قرار بود فشار را بر ایران افزایش دهد، از مسیر بازار جهانی انرژی به خود آمریکا در قالب بنزین بیش از ۴ دلاری، گازوئیل گران‌تر، فشار بر هزینه حمل‌ونقل و نگرانی تازه از تورم بازگشته است.

به این ترتیب، تنگه هرمز فقط یک اهرم ژئوپلیتیکی علیه اقتصادهای واردکننده نفت نیست؛ اختلال در آن نشان داده حتی بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان نیز نمی‌تواند خود را به‌طور کامل از شوک قیمت جهانی انرژی مصون کند.

اگر بحران ادامه پیدا کند، مساله واشنگتن دیگر فقط چگونگی افزایش فشار بر تهران نخواهد بود؛ دولت آمریکا باید به این پرسش نیز پاسخ دهد که هزینه اقتصادی تداوم جنگ برای مصرف‌کننده آمریکایی تا کجا قابل تحمل است.

ارسال نظرات
captcha