پترویوآن و گذر از تله درهم؛ معماری جدید تسویه ارزی با چین
به گزارش اقتصاد معاصر؛ اقتصاد ایران سالهاست با یک تناقض پرهزینه مواجه است. کالای ایرانی (نفت و محصولات پتروشیمی) به چین میرود اما جریان مالی آن باید از غرب یا مسیرهای تحت نظارت غرب (امارات) عبور کند تا به تهران برسد. این «ناهمخوانی نقشه ارزی و تجاری»، پاشنه آشیل تحریمپذیری ایران است. تا زمانی که فروش نفت به چین ادامه یابد اما تسویه آن وابسته به نظامات دلاری یا ارزهای واسط متصل به دلار باشد، اهرم فشار آمریکا فعال باقی میماند. راهکار خروج از این وضعیت، تغییر زمین بازی از «دلار/درهم» به «یوآن» است؛ نه بهعنوان یک تاکتیک موقت، بلکه بهعنوان یک استراتژی کلان که تحت عنوان «پترویوآن» دنبال میشود.
عبور از «تله درهم»؛ ضرورت امنیت ملی
امروز بخش قابلتوجهی از مبادلات ایران با چین، بهجای تسویه مستقیم، از مسیرهای غیرمستقیم و با تبدیل به درهم امارات انجام میشود. درهم ارزی است که با نرخ ثابت به دلار متصل و عملا به دلار سنجاق شده و سیاستهای پولی آن کاملا تحت تاثیر فدرال رزرو آمریکا و بانک مرکزی امارات قرار دارد. اتکا به این مسیر، سه چالش امنیتی و اقتصادی ایجاد کرده است. نخست، نرخ تبدیلهای مکرر از یوآن به درهم و سپس از درهم به دلار یا ریال، هزینهای سربار بر تجارت خارجی ایران تحمیل میکند؛ دوم، گلوگاه درهم کاملا تحت رصد اطلاعاتی خزانهداری آمریکا قرار دارد و هر زمان که اراده کنند، میتوانند با فشار بر تراکنشهای دوبی، نرخ ارز در تهران را ملتهب کنند و سوم، مسیرهای تو در تو و پوششی برای دور زدن تحریمها، بستری مستعد برای فساد و عدم بازگشت ارز ایجاد کرده است. در این شرایط، مفهوم «پترویوآن» به معنای حذف این واسطههای پرخطر است؛ یعنی وقتی چین خریدار نفت ایران است، پول حاصل از فروش نفت مستقیما به یوآن دریافت میشود و همان یوآن نیز مستقیما صرف واردات کالاهای سرمایهای، ماشینآلات و مواد اولیه از چین میگردد.
CIPS؛ فراتر از یک پیامرسان
برای تحقق پترویوآن، ایران نیازمند زیرساختهای فنی است. در این زمینه با یک سوبرداشت رایج مواجه هستیم؛ بسیاری تصور میکنند «CIPS همان سوئیفت چینی است»، در حالی که این گزاره دقیق نیست. سوئیفت (SWIFT) صرفا یک سامانه «پیامرسان» بانکی است که دستور پرداخت را منتقل میکند اما سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) یک سامانه کامل «تسویه و پرداخت» است. به این معنا که CIPS نه فقط پیام را میبرد، بلکه «انتقال واقعی وجوه» را نیز نهایی میکند. اتصال به CIPS برای ایران یک انتخاب لوکس نیست، بلکه تنها راه برای انجام تراکنشهای بانکی بدون عبور از چرخه دلار (U-Turn) است.
برخلاف تبلیغات منفی، هیچ مانع فنی خاصی برای اتصال ایران به این شبکه وجود ندارد. تجربه کشورهایی مانند کره شمالی و میانمار که در لیست سیاه FATF قرار دارند، نشان داده است که امکان اتصال مستقیم یا غیرمستقیم به CIPS وجود دارد و بنابراین اقدامات FATF فقط یک «مانع فنی ذاتی» برای اتصال محسوب نمیشوند. علاوه بر این، CIPS مدلهای مشارکت متنوعی ارائه میدهد؛ بانکهای ایرانی میتوانند حتی از طریق بانکهای واسط چینی یا روسی و بدون نیاز به افشای کامل اطلاعات در لایه نخست، به این سامانه متصل شوند.
بازیابی «حاکمیت پولی»
مهمترین دستاورد گذار به پترویوآن و اتصال به CIPS، بازیابی «حاکمیت پولی» است. وقتی تجارت ایران از کانالهای غیررسمی، صرافیهای پراکنده و ارزهای واسط انجام میشود، بانک مرکزی ایران «اشراف» خود را بر جریان ورود و خروج ارز از دست میدهد. یکی از دلایل اصلی ناترازیهای ارزی و جهشهای ناگهانی نرخ ارز، همین عدم اشراف بانک مرکزی بر دلارهای نفتی است که در لایههای پنهان تراستیها و شبکههای غیرشفاف گردش میکند.
اتصال به یک سامانه رسمی تسویه مانند CIPS، جریان وجوه را شفاف میکند، قدرت نظارت بانک مرکزی را احیا میکند و امکان مدیریت تراز پرداختها را فراهم میسازد. این شفافیت، نه برای دشمن، بلکه برای سیاستگذار داخلی حیاتی است.
به طور کلی گذار به عصر «پترویوآن» نیازمند شجاعت در تصمیمگیری برای تغییر ریلگذاری ارزی است. ایران باید بپذیرد که دوران انتظار برای گشایش در کانالهای غربی (سوئیفت) به سر آمده است.
راهکار عملی
برای تحقق پترویوآن، لازم است بانک مرکزی و وزارت نفت بهطور رسمی پذیرش یوآن را بهعنوان ارز مبنای تسویه در قراردادهای نفتی جدید با پالایشگاههای مستقل چین اعلام کنند. همچنین، مذاکره برای اتصال حداقل دو بانک تخصصی ایرانی، مانند بانک توسعه صادرات یا بانک مشترک ایران و چین، به سامانه CIPS باید بهعنوان اولویت نخست دیپلماسی بانکی دنبال شود. علاوه بر این، واردات کالاهای اساسی و صنعتی دولتی باید به سمت تأمینکنندگان چینی هدایت شود که با یوآن تسویه میکنند تا تقاضا برای دلار و درهم کاهش یابد. پترویوآن، در واقع، رمز خروج از سالها انفعال و پایان دادن به گروگانگیری اقتصاد ایران توسط «درهم» و «دلار» است.