اثرات جنگ علیه ایران بر بازارهای جهانی
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ درگیری ایران به مجموعهای از نوسانات بیسابقه در بازارهای جهانی منجر شده است؛ وضعیتی که در آن هر خبر تازه -چه درباره تشدید خشونت و چه درباره احتمال مذاکرات- مسیر قیمتها را یکباره تغییر میدهد. این آشفتگی که تحلیلگران آن را به «پینگپنگ بیپایان» تشبیه کردهاند، نهفقط سرمایهگذاران را دچار سردرگمی کرده، بلکه تبعات بلندمدتی برای بازارها و جایگاه دلار در اقتصاد جهانی خواهد داشت.
صبح دوشنبه گذشته، فضای بازارها کاملا در جهت نگرانی از گسترش درگیری پیش رفت. سرمایهگذاران بیم داشتند که بحران از کنترل خارج شود؛ موضوعی که باعث افزایش قیمت انرژی، فشار بر اوراق بدهی حساس به تورم و افت سهام شد. اما پیش از فرا رسیدن ظهر، انتشار یک پیام در شبکههای اجتماعی از سوی دونالد ترامپ مبنی بر «گفتوگوهای بسیار خوب و سازنده با ایران» همه چیز را دگرگون کرد. با وجود تکذیب تهران، همین پیام کافی بود تا قیمت نفت در یک روز ۱۰ درصد سقوط کند و معاملات بهطور کامل از فضای تنش به فضای خوشبینی حرکت کند.
چند روز بعد، اعلام خبر ارسال «طرح ۱۵ مادهای» آمریکا برای پایان درگیری با میانجیگری پاکستان، بار دیگر امید به صلح را تقویت کرد، حتی در شرایطی که واشنگتن همزمان آماده اعزام هزاران نیروی نظامی جدید به منطقه بود. با این حال، معاملهگران که بهخوبی با الگوی عقبنشینیهای ناگهانی ترامپ آشنا هستند، نسبت به این تحولات با احتیاط واکنش نشان دادند.
در چنین فضایی، بازارها در حالی که نوسانات تند را تجربه میکنند، همچنان در محدودههای نسبتا محدود باقی ماندهاند. از آغاز درگیری، سهام جهانی فقط ۶ درصد افت کردهاند؛ رقمی که آنها را به پایینترین سطح از نوامبر میرساند. این عملکرد در مقایسه با افت شدید آوریل سال گذشته پس از اعمال تعرفههای تجاری جدید از سوی ترامپ، بسیار محدودتر است. همین مساله باعث شده برخی تحلیلگران مانند دیوید زِرووس از جفریز، بسیاری از نگرانیها را «ترسافکنی بیمورد» توصیف کنند و بر وجود ثبات بیشتر از حد انتظار تاکید داشته باشند.
با این حال، پس از عبور از دوره آشوب، چند نکته کلیدی برای سرمایهگذاران باقی خواهد ماند. نخست آنکه، افزایش اخیر دلار نباید به معنای بازگشت قدرت مطلق آن تلقی شود. اگرچه دلار مطابق گذشته در دوره تنش تقویت شده اما این بار بخش عمده این رشد ناشی از بازگشت سرمایهگذاران به حالت خنثی پس از کاهش ریسک دلاری در ابتدای سال بوده است. تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه بحران میتواند پایههای رژیم پترودلار را تضعیف کرده و جایگاه این ارز را در تجارت و ذخایر جهانی به چالش بکشد.
نکته مهم دیگر این است که بازار سهام آمریکا نسبت به سایر نقاط جهان به دلیل استقلال انرژی و فاصله جغرافیایی آسیب کمتری از شدتگیری جنگ دیده است. با این وجود، روند تنوعبخشی جهانی از بازار آمریکا همچنان ادامه دارد، بهویژه برای سرمایهگذارانی که معتقدند بحران فعلی میتواند در سالهای آتی محرک مهمی برای رشد سرمایهگذاری سبز و انرژیهای پاک باشد؛ تا جایی که برخی «بهترین اتفاق برای انرژی سبز» میدانند.
در نهایت، افزایش دوباره فشارهای تورمی بهخصوص در انرژی و مواد غذایی و نیاز دولتها به هزینههای مضاعف برای دفاع و تقویت امنیت انرژی، چشمانداز نرخ بهره را در سطوح بالاتری تثبیت میکند. این مساله مدیریت سبدهای سرمایهگذاری و برقراری تعادل میان سهام و اوراق را دشوارتر خواهد کرد.
هرچند حجم پیامها و سیگنالهای متناقض بازار گیجکننده است اما برخی از این نشانهها برای فهم مسیر آینده اقتصاد جهانی اهمیت جدی دارند.
در مجموع، هرچند سیگنالهای متناقض سیاسی و موج خبرهای لحظهای فضای بازارها را آشفته کرده اما پیام اصلی این بحران برای سرمایهگذاران روشنتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. دورهای از نوسانهای شدید، فشارهای تورمی تازه و تغییرات تدریجی در ساختار بازارهای انرژی و ارز در راه است. به همین دلیل، حتی اگر این درگیری در کوتاهمدت فروکش کند، اثرات آن بر مسیر سرمایهگذاری جهانی، نرخهای بهره و جایگاه دلار احتمالا برای سالها در اقتصاد بینالملل باقی خواهد ماند.