بازار انرژی در آستانه جهش قیمتی جدید
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در حالی که تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه در ماههای اخیر به یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر بازارهای جهانی تبدیل شده، بازار انرژی اکنون در نقطهای قرار گرفته که چندین فشار ساختاری و همزمان، عرضه نفت و ثبات قیمتها را تحت تأثیر قرار داده است. مجموعه این شرایط باعث شده تحلیلگران از شکلگیری یک وضعیت «عدم تعادل چندلایه» در بازار جهانی انرژی سخن بگویند؛ وضعیتی که در آن ریسکهای حملونقل، تغییر مسیرهای تجاری، و کاهش ذخایر استراتژیک بهطور همزمان در حال اثرگذاری بر جریان عرضه هستند.
بازار جهانی انرژی در شرایطی وارد یک دوره پرتنش جدید شده که همزمان چند متغیر کلیدی در حال فشار آوردن به عرضه، ترانزیت و ذخایر نفت هستند. از تهدیدهای امنیتی در یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان گرفته تا کاهش ذخایر استراتژیک در آمریکا و افزایش نقش مراکز تجاری آسیا، مجموعهای از عوامل بهصورت همزمان در حال شکل دادن به یک وضعیت شکننده در بازار نفت هستند.
تحلیلگران این وضعیت را نه یک بحران مقطعی، بلکه یک «زنجیره بحران انرژی» توصیف میکنند؛ زنجیرهای که اگر یکی از حلقههای آن دچار اختلال بیشتر شود، میتواند کل بازار جهانی را وارد فاز جدیدی از نوسان قیمتی کند.
بابالمندب؛ گلوگاه حساس تجارت انرژی جهان
در مرکز این تحولات، مسیرهای حیاتی کشتیرانی در خاورمیانه و دریای سرخ قرار دارند؛ بهویژه تنگه بابالمندب که یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال نفت خام و فرآوردههای نفتی میان آسیا، اروپا و آفریقا محسوب میشود. این مسیر نقش کلیدی در اتصال تولیدکنندگان بزرگ انرژی به بازارهای مصرف دارد و هرگونه تغییر در امنیت یا ظرفیت عملیاتی آن، بلافاصله در سطح جهانی منعکس میشود.این تنگه، دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند و نقش مستقیم در اتصال خاورمیانه به بازارهای آسیایی و اروپایی دارد.
بر اساس دادههای کشتیرانی، در ماههای اخیر روزانه حدود ۷.۲ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور کرده است؛ در حالی که این رقم پیش از تشدید ناامنیها حدود ۳.۹ میلیون بشکه در روز بود. این رشد تقریبا دو برابری نشان میدهد که با تغییر مسیرهای تجاری و افزایش استفاده از دریای سرخ، اهمیت این گذرگاه به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.

در کنار این موضوع، بخشی از صادرات نفت عربستان سعودی و دیگر تولیدکنندگان منطقه، به دلیل محدودیتهای اعمالی ایران در تنگه هرمز، به اجبار به سمت مسیر موقت آبراهه بابالمندب منتقل شده است. همین موضوع باعث شده هرگونه تهدید امنیتی در این منطقه، اثر فوری بر قیمتهای جهانی داشته باشد.
کارشناسان انرژی معتقدند اگر فقط بخشی از جریان عبور نفت از بابالمندب مختل شود، بازار جهانی میتواند در مدت کوتاه با افزایش چند دلاری قیمت هر بشکه نفت مواجه شود؛ بهویژه در شرایطی که ظرفیت مازاد تولید جهانی نیز محدود شده است.
سنگاپور؛ قلب تپنده تجارت انرژی آسیا زیر فشار
در شرق آسیا، سنگاپور بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تجارت و پالایش نفت جهان، اکنون در مرکز این بحران قرار گرفته است. این کشور که حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی انرژی از مسیر زیرساختهای آن عبور میکند، در ماههای اخیر با افزایش قابل توجه تقاضا برای خدمات ذخیرهسازی، سوخترسانی و مدیریت ریسک مواجه شده است.
سنگاپور با ظرفیت ذخیرهسازی حدود ۱۳۵ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی و وجود بیش از ۱۰۰ شرکت فعال در حوزه انرژی در منطقه صنعتی جورونگ، عملا به یک هاب کلیدی برای تنظیم جریان انرژی در آسیا تبدیل شده است.
از سوی دیگر، بندر سنگاپور بزرگترین مرکز سوخترسانی کشتیها در جهان است و سالانه بیش از ۵۷ میلیون تن سوخت دریایی در این بندر عرضه میشود. این حجم عظیم فعالیت باعث شده هرگونه تغییر در جریان تجارت جهانی نفت، بلافاصله در سنگاپور منعکس شود.
با افزایش نااطمینانی در مسیرهای خاورمیانه، تعداد کشتیهایی که برای سوختگیری یا تغییر مسیر به سنگاپور مراجعه میکنند افزایش یافته و همین موضوع فشار مضاعفی بر زیرساختهای ذخیرهسازی و لجستیکی این کشور وارد کرده است.
برخی تحلیلگران هشدار میدهند اگر تنشها در دریای سرخ و بابالمندب ادامه یابد، سنگاپور ناچار خواهد شد بخشی از ذخایر عملیاتی خود را برای مدیریت بحران کوتاهمدت مصرف کند؛ موضوعی که میتواند تعادل عرضه در آسیا را تحت تاثیر قرار دهد.
آمریکا؛ افزایش صادرات در کنار فرسایش ذخایر
در ایالات متحده، بحران خاورمیانه یک اثر دوگانه ایجاد کرده، از یکسو افزایش صادرات نفت خام و از سوی دیگر کاهش محسوس ذخایر داخلی بوده است. صادرات نفت آمریکا در ماه مه به حدود ۵.۶ میلیون بشکه در روز رسید؛ سطحی که یکی از بالاترین رکوردهای تاریخی این کشور محسوب میشود.
این افزایش صادرات عمدتا ناشی از رشد تقاضای پالایشگاههای آسیایی و اروپایی برای جایگزینی نفت خاورمیانه بوده است. در مقابل، ذخایر نفت خام آمریکا طی شش هفته متوالی کاهش یافته و به حدود ۴۳۴ میلیون بشکه رسیده است. از ابتدای تشدید بحران در خاورمیانه تاکنون، کاهش تجمعی ذخایر آمریکا حدود ۶۳.۹ میلیون بشکه برآورد میشود که معادل حدود ۷.۵ درصد کل ذخایر این کشور است.
بخش مهمی از این فشار در مرکز ذخیرهسازی کاشینگ در ایالت اوکلاهما مشاهده میشود؛ جایی که موجودی نفت آن به حدود ۲۲.۴ میلیون بشکه کاهش یافته است. این رقم نسبت به پیش از بحران حدود ۴ میلیون بشکه افت را نشان میدهد و فقط کمی بالاتر از محدودهای است که کارشناسان آن را «سطح حداقلی عملیاتی» مینامند.
بر اساس ارزیابی موسسات انرژی، اگر ذخایر کاشینگ به زیر ۲۰ میلیون بشکه برسد، احتمال بروز اختلال در فرآیند انتقال، کیفیت ترکیب نفت و حتی قیمتگذاری قراردادهای آتی افزایش مییابد.
فشار همزمان بر بازار جهانی؛ بیش از یک میلیارد بشکه کسری عرضه
برآوردهای کلی نشان میدهد از زمان آغاز بحرانهای اخیر در خاورمیانه، در مجموع بیش از یک میلیارد بشکه نفت بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از چرخه عادی عرضه جهانی خارج شده است. این عدد شامل کاهش تولید، اختلال در حملونقل و تاخیر در تحویل محمولهها میشود.
در همین دوره، ظرفیت مازاد تولید جهانی نیز کاهش یافته و همین موضوع باعث شده بازار نفت حساستر از گذشته نسبت به هرگونه شوک جدید واکنش نشان دهد. مدیران شرکتهای بزرگ نفتی نیز هشدار دادهاند که توان بازار برای جذب شوکهای عرضه نسبت به ابتدای بحران به شکل قابل توجهی کاهش یافته و همین موضوع احتمال نوسانات شدید قیمتی را افزایش داده است.
ژاپن؛ تلاش برای کاهش وابستگی از مسیر سوختهای جایگزین
در آسیا، ژاپن در حال اجرای یکی از جاهطلبانهترین برنامههای انرژی خود یعنی تولید سوخت پایدار هوانوردی از روغنهای خوراکی مصرف شده است. این کشور هدفگذاری کرده تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱.۷ میلیون کیلولیتر SAF تولید یا تامین کند.
اما واقعیت ظرفیت داخلی فاصله زیادی با این هدف دارد. تولید فعلی ژاپن فقط حدود ۳۰ هزار کیلولیتر در سال یعنی کمتر از ۰.۳ درصد مصرف سوخت جت کشور است.حتی در صورت جمعآوری کامل روغنهای خوراکی مصرفشده در کشور، حداکثر ظرفیت تولید فقط حدود ۵۵۰ هزار کیلولیتر ( معادل ۵۵۰،۰۰۰،۰۰۰ لیتر) خواهد بود که کمتر از یکچهارم نیاز واقعی است.
این شکاف بزرگ باعث شده ژاپن به واردات مواد اولیه و توسعه همکاریهای خارجی بهعنوان راهحل کوتاهمدت نگاه کند؛ موضوعی که نشان میدهد حتی اقتصادهای پیشرفته نیز در مسیر گذار انرژی با محدودیتهای جدی مواجه هستند.
بازاری در وضعیت شکننده چندلایه
آنچه امروز در بازار جهانی نفت دیده میشود، حاصل یک بحران واحد نیست، بلکه ترکیبی از چند فشار همزمان مانند تهدید امنیتی در مسیرهای حیاتی انتقال نفت در خاورمیانه، افزایش فشار بر مراکز تجاری و ذخیرهسازی آسیا، کاهش ذخایر استراتژیک و تجاری در آمریکا و ناتوانی نسبی سیستم جهانی در جایگزینی سریع عرضه از دسترفته است.
در چنین شرایطی، بازار نفت در وضعیتی قرار گرفته که هر تغییر کوچک در یکی از این حلقهها میتواند اثرات گستردهای بر قیمت جهانی انرژی، تورم و حتی رشد اقتصادی کشورها داشته باشد. بهنظر میرسد انرژی بار دیگر از یک کالای صرفا اقتصادی خارج شده و به یک متغیر کاملا ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ متغیری که آینده اقتصاد جهانی را در ماههای پیشرو تعیین خواهد کرد.