اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

بازتعریف امنیت غذایی ایران با تکیه بر پاکستان در شرایط جنگی

در میانه جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران و افزایش ریسک مسیرهای حمل‌ونقل، پاکستان با ظرفیت بالای تولید در برنج، گوشت و غلات و مزیت‌های جغرافیایی و زمانی(زمان ترانزیت) به یک تکیه‌گاه راهبردی برای امنیت غذایی ایران تبدیل می‌شود. توسعه تجارت هدفمند، تهاتر انرژی با کالاهای اساسی و کشاورزی قراردادی می‌تواند شبکه تامین ایران را در برابر اختلالات جنگی پایدار و مقاوم سازد.
بازتعریف امنیت غذایی ایران با تکیه بر پاکستان در شرایط جنگی
کد خبر:۴۸۶۹۸

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ پس از آغاز جنگ آمریکایی-صهیونی علیه ایران و کشیده شدن دامنه تنش به تنگه هرمز و همچنین اقدامات احتمالی دشمن در عرصه محاصره دریایی، امنیت غذایی کشور به ‌صورت مستقیم در معرض تهدید قرار گرفته است. اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها، افزایش ریسک حمل‌ونقل دریایی و برهم خوردن زنجیره‌های مرسوم تجاری باعث شده است که الگوی قبلی تامین غذا -که عمدتا مبتنی بر واردات از مسیرهای دوردست و بازار جهانی بود- دیگر پاسخ‌گو نباشد. در چنین شرایطی، غذا از یک موضوع صرفا تجاری به یک مساله راهبردی و امنیتی تبدیل شده و ایران ناچار است معماری جدیدی برای تامین پایدار کالاهای اساسی خود طراحی کند.

یکی از محورهای این معماری جدید، تعامل هدفمند و حساب‌شده با پاکستان است؛ کشوری که به ‌دلیل ظرفیت تولید بالا در برخی اقلام اساسی، نزدیکی جغرافیایی، مرز زمینی مشترک و امکان اتصال بندری (چابهار–گوادر)، در جایگاه یک تامین‌کننده و شریک مهم برای امنیت غذایی ایران قرار می‌گیرد.

تغییر ماهیت تجارت غذا در شرایط جنگ

گسترش تنش‌های نظامی و افزایش نااطمینانی در مسیرهای حیاتی حمل‌ونقل دریایی مانند تنگه هرمز، امنیت عرضه غذا در بسیاری از کشورها را تحت تاثیر قرار داده است. اختلال در عبور کشتی‌ها و افزایش هزینه و ریسک حمل‌ونقل دریایی، بخشی از مسیرهای متعارف تجارت را با مشکل مواجه کرده و موجب شده است الگوی پیشین تجارت جهانی غذا با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شود.

در چنین فضایی، تجارت غذا دیگر نمی‌تواند صرفا بر مبنای منطق بازار آزاد و پراکندگی جغرافیایی تامین‌کنندگان شکل بگیرد. تجربه بحران‌های ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد که در شرایط جنگی، تجارت بین‌المللی غذا به سمت همکاری‌های بلوکی و ترتیباتی حرکت می‌کند که در آن امنیت عرضه و پایداری دسترسی بر معیارهای صرفا اقتصادی مانند حداقل قیمت اولویت پیدا می‌کند. به بیان دیگر، در شرایط جنگ، منطق «تامین از ارزان‌ترین مبدا» جای خود را به «تامین از مطمئن‌ترین مبدا» می‌دهد.

چرا پاکستان در این شرایط اهمیت ویژه پیدا می‌کند؟

در چنین چارچوبی، پاکستان می‌تواند یکی از گِره‌های مهم در شبکه تامین غذا برای ایران باشد. این کشور از نظر ظرفیت تولید در برخی زنجیره‌های غذایی در سطح قابل توجهی قرار دارد؛ برای مثال این کشور ظرفیت تولید سالانه حدود ۵۳ میلیون تن غلات، تولید نزدیک به ۲.۲ میلیون تن گوشت مرغ، تولید بیش از ۶ میلیون تن دانه‌های روغنی و تولید بیش از ۳ میلیون تن گوشت قرمز را دارد.

این حجم تولید نشان می‌دهد پاکستان در چند زنجیره مهم غذایی، تولیدکننده‌ای مهم در مقیاس منطقه‌ای است و می‌تواند بخشی از نیازهای وارداتی ایران در کالاهای اساسی را پوشش دهد.

در کنار ظرفیت تولید، موقعیت جغرافیایی پاکستان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. وجود مرز زمینی میان دو کشور امکان توسعه حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی را فراهم می‌کند و ترکیب بنادر چابهار در ایران و گوادر در پاکستان نیز یک محور مکمل دریایی-زمینی ایجاد می‌کند. چنین ساختاری می‌تواند در شرایط افزایش ریسک مسیرهای دوردست، به شکل‌گیری یک مسیر تجاری نسبتا امن و کوتاه کمک کند.

مزیت پاکستان در تامین برنج

در حوزه برنج، ظرفیت صادراتی پاکستان بیش از ۴ میلیون تن برآورد می‌شود. در مقابل، نیاز وارداتی ایران در برخی سال‌ها حدود ۱.۵ میلیون تن بوده است. در حال حاضر نیز حدود ۳۰ درصد برنج وارداتی ایران از پاکستان تامین می‌شود.

با توجه به ظرفیت تولید و صادرات این کشور، امکان افزایش سهم پاکستان در تامین برنج ایران تا سطوح بسیار بالاتر وجود دارد و حتی از نظر ظرفیت، امکان تامین بخش عمده نیاز وارداتی ایران از این مبدا قابل تصور است.

مزیت مهم دیگر پاکستان در این حوزه، سرعت دسترسی است. برنج پاکستان معمولا ظرف یک هفته به ایران می‌رسد؛ زمانی که حدود دو هفته کوتاه‌تر از مسیر واردات از هند است. در شرایط جنگی که اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند بازار داخلی را به سرعت تحت تاثیر قرار دهد، چنین تفاوت زمانی‌ای تنها یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه یک مزیت مهم در مدیریت ریسک تامین به شمار می‌رود.

مزیت پاکستان در تامین گوشت قرمز

پاکستان سالانه بیش از ۳ میلیون تن انواع گوشت قرمز تولید می‌کند. علاوه بر تامین بازار داخلی، این کشور سالانه حدود ۸۰ هزار تن گوشت به کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر صادر می‌کند که نشان‌دهنده تجربه حضور در بازارهای منطقه‌ای است.

از منظر ایران، مهم‌ترین مزیت پاکستان در این حوزه نیز به زمان و مسیر تامین مربوط می‌شود. گوشت وارداتی از پاکستان می‌تواند در حدود یک هفته به بازار ایران برسد؛ در حالی که واردات گوشت از کشورهایی مانند برزیل حدود ۶۰ روز زمان می‌برد. این تفاوت زمانی در شرایطی که مسیرهای دریایی با نااطمینانی بیشتری مواجه هستند، اهمیت راهبردی پیدا می‌کند و می‌تواند ریسک اختلال در عرضه را به ‌طور قابل توجهی کاهش دهد.

 ابزارهای عملی همکاری غذایی با پاکستان

گسترش همکاری‌های غذایی میان ایران و پاکستان می‌تواند از مسیرهای مختلفی دنبال شود. یکی از این مسیرها تجارت و تهاتر کالاهای اساسی است. پاکستان از واردکنندگان مهم گاز طبیعی مایع (LNG) و کود اوره محسوب می‌شود و ایران نیز سالانه نزدیک به ۷۰۰ میلیون دلار گاز مایع به پاکستان صادر می‌کند. در چنین چارچوبی، بخشی از این صادرات انرژی می‌تواند در قالب ترتیبات تهاتری با واردات برنج، گوشت و ذرت از پاکستان تسویه شود. چنین سازوکاری می‌تواند هم مساله تسویه مالی را در شرایط محدودیت‌های بانکی کاهش دهد و هم وابستگی به ارزهای واسط را کمتر کند.

مسیر دیگر، کشاورزی قراردادی و تولید مشترک است. پاکستان دارای حدود ۱.۹ میلیون هکتار اراضی کشت‌نشده است و تولید ذرت در این کشور بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ حدود ۴.۵ برابر افزایش یافته است. این ظرفیت می‌تواند زمینه‌ای برای توسعه قراردادهای تولید مشترک، به ‌ویژه در محصولاتی مانند ذرت و سایر نهاده‌های خوراک دام فراهم کند و بخشی از نیاز وارداتی ایران را در قالب ترتیبات بلندمدت تامین نماید.

در کنار این موارد، تقویت زیرساخت‌های مرزی، حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای، ایجاد کانال‌های مالی امن و توسعه بازارچه‌های مرزی نیز می‌تواند نقش مهمی در تسهیل و پایداری مبادلات غذایی میان دو کشور ایفا کند.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ