پول حقیقیها بورس را به قلههای جدید رساند
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در هفتههای اخیر یکی از متفاوتترین دورههای خود را تجربه کرده؛ دورهای که در آن کاهش بخشی از ریسکهای سیاسی، تغییر فضای انتظارات و بازگشت تدریجی اعتماد سرمایهگذاران، مسیر معاملات را دگرگون کرد. برخلاف بسیاری از مقاطع گذشته که هرگونه ابهام سیاسی به سرعت به خروج نقدینگی و افزایش احتیاط معاملهگران منجر میشد، این بار بورس توانست از یک فضای پرریسک عبور کند و حتی سقفهای جدیدی را ثبت کند.
بر این اساس باید گفت رشد اخیر بازار سرمایه را نمیتوان صرفا نتیجه یک عامل بیرونی دانست و اگرچه خبرهای سیاسی و چشمانداز مذاکرات نقش مهمی در بهبود فضای روانی معاملات داشتهاند اما بخش مهمی از این حرکت، ریشه در شرایط بنیادی بازار سهام دارد؛ چرا که طی ماههای گذشته، بسیاری از شرکتهای بورسی در شرایطی معامله میشدند که نسبت به ارزش داراییها، ظرفیت سودآوری و رشد درآمدی خود، از نگاه بسیاری از تحلیلگران کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند.
به بیان دیگر، تغییر فضای سیاسی بیشتر نقش «جرقه» را ایفا کرده اما سوخت اصلی حرکت بازار سهام، ترکیبی از ارزندگی سهام، بهبود عملکرد شرکتها و تغییر نگاه سرمایهگذاران به آینده بوده است.
این در شرایطی است که یکی از مهمترین نشانههای تغییر شرایط، ورود قابل توجه پول حقیقیها به بازار سهام است. در این راستا، ورود حدود ۵۳ هزار میلیارد تومان سرمایه حقیقی از ابتدای سال، نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران که در دورههای گذشته با احتیاط بیشتری رفتار میکردند، بار دیگر بازار سهام را به عنوان مقصد سرمایهگذاری مورد توجه قرار دادهاند.
با این حال، افزایش جریان نقدینگی به معنای پایان نوسانات نیست و بازار سرمایه همواره با تغییر انتظارات حرکت میکند و در شرایط فعلی، خبرهای سیاسی همچنان یکی از متغیرهای اثرگذار بر رفتار معاملهگران خواهد بود. از اینرو، هرگونه تغییر در مسیر مذاکرات یا افزایش دوباره نااطمینانیها میتواند در کوتاهمدت موجب افزایش عرضه و نوسان شود.
اما تفاوت شرایط فعلی با دورههای گذشته این است که بازار سرمایه این روزها علاوه بر محرکهای روانی، از پشتوانههای بنیادی بیشتری برخوردار است. بر این اساس، یکی از ویژگیهای مهم موج صعودی اخیر، توزیع گستردهتر رشد در میان صنایع مختلف است. برخلاف برخی دورهها که حرکت بازار سهام عمدتا وابسته به چند صنعت بزرگ و شاخصساز بود، در شرایط فعلی گروههای متنوعتری توانستهاند توجه سرمایهگذاران را جلب کنند.
در این راستا، صنایع غذایی، دارویی، سیمانی و بانکی از جمله گروههایی هستند که به دلایل متفاوت مورد توجه قرار گرفتهاند. صنایع مصرفی از افزایش نرخ محصولات و رشد درآمد اسمی شرکتها اثر پذیرفتهاند، بانکها از احتمال بهبود تعاملات اقتصادی و کاهش محدودیتها منتفع میشوند و گروههایی مانند سیمان نیز از ظرفیت رشد تقاضا در پروژههای عمرانی و بازسازی برخوردارند.
این تغییر رفتار نشان میدهد سرمایهگذاران بهتدریج از نگاه صرفا شاخصمحور فاصله گرفته و بیشتر به دنبال شناسایی فرصتهای مشخص در صنایع و شرکتها هستند. با وجود این نشانههای مثبت اما انتظار حرکت یکطرفه و بدون اصلاح برای بازار سهام منطقی نیست؛ آن هم با این استدلال که بورس این روزها در شرایطی قرار دارد که بخشی از رشد آن ناشی از بهبود انتظارات بوده و بخشی دیگر باید توسط عملکرد واقعی شرکتها پشتیبانی شود.
در چنین شرایطی، مهمترین عامل موفقیت سرمایهگذاران، عبور از رفتارهای هیجانی و تمرکز بر تحلیل شرکتها است. در این زمینه تجربه بازارهای مالی نشان داده دورههای رشد معمولا فرصتهای زیادی ایجاد میکنند اما همزمان میتوانند زمینه ورود سرمایههای غیرتحلیلی به نمادهایی با ارزشگذاری نامناسب را نیز فراهم کنند.
از اینرو به نظر میرسد بورس تهران حالا وارد مرحلهای شده که در آن کاهش ریسکهای سیاسی، اگر با بهبود متغیرهای اقتصادی و تداوم رشد سودآوری شرکتها همراه شود، میتواند زمینه شکلگیری یک روند باثباتتر را فراهم کند. در مقابل، تداوم وابستگی شدید معاملات به اخبار روزانه، همچنان مهمترین عامل افزایش نوسان در مسیر پیشرو خواهد بود.
در نهایت، برنده اصلی این دوره نه صرفا سرمایهگذاری خواهد بود که زودتر وارد تالار شیشهای شده، بلکه کسی است که بتواند میان «موج انتظارات» و «واقعیتهای بنیادی شرکتها» تفکیک ایجاد کند.