آب؛ بازیگر تازه ژئوپلیتیک خاورمیانه
اقتصاد معاصر-مهربانو مهدوی، پژوهشگر رسانه: بحران آب در دهههای اخیر به یکی از مهمترین چالشهای راهبردی جهان تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند همانگونه که نفت در قرن بیستم عامل شکلگیری بخش مهمی از رقابتهای سیاسی و اقتصادی بود، آب در قرن بیستویکم میتواند به یکی از مهمترین محورهای تعامل و تقابل میان کشورها تبدیل شود. این مساله در منطقه خاورمیانه به دلیل شرایط اقلیمی خاص، محدودیت منابع آب و وابستگی کشورهای متعدد به منابع مشترک آبی، اهمیت دوچندانی یافته است.
خاورمیانه از جمله خشکترین مناطق جهان به شمار میرود. کاهش بارندگی، افزایش دمای هوا، گسترش خشکسالیهای طولانیمدت و فشار روزافزون ناشی از رشد جمعیت، منابع آبی این منطقه را با تهدیدی جدی مواجه کرده است. در بسیاری از کشورهای منطقه، میزان مصرف آب از ظرفیت تجدیدپذیر منابع آبی فراتر رفته و این روند نگرانیهای فراوانی درباره آینده امنیت آبی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، آب دیگر صرفا یک مساله زیستمحیطی یا فنی نیست. این منبع حیاتی اکنون به موضوعی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. بسیاری از رودخانهها، دریاچهها و آبخوانهای مهم منطقه ماهیتی فرامرزی دارند و چندین کشور به طور همزمان از آنها بهرهبرداری میکنند. همین موضوع موجب شده که هرگونه تصمیم یک دولت در حوزه مدیریت منابع آب، پیامدهایی فراتر از مرزهای ملی داشته باشد.
کارشناسان روابط بینالملل معتقدند بخش مهمی از تنشهای آینده خاورمیانه میتواند با مساله آب گره بخورد. اختلافات پیرامون مدیریت رودخانههای مشترک، ساخت سدهای بزرگ، انتقال آب و بهرهبرداری از منابع مشترک زیرزمینی، به تدریج به یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی کشورهای منطقه تبدیل شده است. با این حال تجربه جهانی نشان میدهد که آب لزوما عامل منازعه نیست. در بسیاری از نقاط جهان، منابع مشترک آبی به بستری برای همکاری، گفتوگو و توسعه روابط میان کشورها تبدیل شدهاند. به همین دلیل طی سالهای اخیر مفهوم «دیپلماسی آب» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
دیپلماسی آب به مجموعهای از اقدامات سیاسی، حقوقی، فنی و ارتباطی گفته میشود که با هدف مدیریت منابع مشترک آبی، کاهش تنشها و افزایش همکاری میان کشورها صورت میگیرد. این رویکرد تلاش میکند از تبدیل اختلافات آبی به بحرانهای امنیتی جلوگیری کرده و زمینه را برای دستیابی به راهحلهای پایدار فراهم سازد.
در دنیای امروز، موفقیت دیپلماسی آب صرفا به مذاکرات رسمی میان دولتها وابسته نیست. افکار عمومی، نهادهای مدنی، مراکز علمی و به ویژه رسانهها نیز به بازیگران موثر این عرصه تبدیل شدهاند. رسانهها میتوانند با افزایش آگاهی عمومی، تبیین ابعاد واقعی بحران آب و ترویج فرهنگ همکاری، نقش مهمی در کاهش تنشها ایفا کنند.
تحولات نظام ارتباطی جهان نیز اهمیت این مساله را افزایش داده است. شبکههای خبری، رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی اکنون قادرند در مدت کوتاهی روایتهای مختلفی درباره بحرانهای آبی ایجاد کنند. نحوه بازنمایی این بحرانها میتواند بر نگرش افکار عمومی، تصمیمگیری سیاستمداران و حتی روند مذاکرات میان کشورها اثرگذار باشد.
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران معتقدند مدیریت بحران آب بدون توجه به ابعاد رسانهای آن امکانپذیر نیست. امروزه کشورها تلاش میکنند علاوه بر استفاده از ابزارهای حقوقی و سیاسی، از ظرفیت رسانهها نیز برای تبیین مواضع خود، اقناع افکار عمومی و تقویت جایگاهشان در معادلات منطقهای بهره ببرند.
از سوی دیگر، تشدید آثار تغییرات اقلیمی موجب شده که بحران آب از سطح یک مساله منطقهای فراتر رود و به موضوعی جهانی تبدیل شود. سازمانهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که ادامه روند کنونی میتواند دسترسی میلیونها نفر به آب سالم را با مخاطره مواجه کند و موجهای جدیدی از مهاجرت، فقر و بیثباتی را در مناطق مختلف جهان به وجود آورد.
در خاورمیانه نیز آینده توسعه پایدار بیش از هر زمان دیگری به نحوه مدیریت منابع آب وابسته است. کشورهایی که بتوانند از طریق همکاری منطقهای، بهرهگیری از فناوریهای نوین، اصلاح الگوهای مصرف و تقویت دیپلماسی آب، این بحران را مدیریت کنند، از فرصت بیشتری برای حفظ ثبات و توسعه برخوردار خواهند بود. بحران آب اکنون تنها یک هشدار زیستمحیطی نیست، بلکه به یکی از مهمترین آزمونهای حکمرانی در قرن بیستویکم تبدیل شده است. موفقیت یا شکست دولتها در مواجهه با این چالش، میتواند مسیر آینده امنیت، توسعه و همکاریهای منطقهای را تعیین کند. از همینرو توجه به دیپلماسی آب و نقش رسانهها در مدیریت این بحران، ضرورتی اجتنابناپذیر برای کشورهای خاورمیانه محسوب میشود.