چرا دلار هنوز به کمک بازار سهام نیامده است؟
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ افتهای متوالی بورس در روزهای اخیر، بیش از هر چیز بازتاب افزایش نااطمینانی در فضای سیاسی است. در شرایطی که شاخص کل طی چند روز گذشته بخش قابل توجهی از ارتفاع خود را از دست داده و خروج سرمایه حقیقی همچنان ادامه دارد، این پرسش مطرح است که چرا جهش نرخ ارز، برخلاف انتظار، نتوانسته از بازار سهام حمایت کند؟
بر این اساس باید گفت در ادبیات مالی، قیمت سهام در بلندمدت بیش از هر عامل دیگری از متغیرهای بنیادی مانند سودآوری شرکتها، نرخ ارز، نرخ بهره و چشمانداز اقتصاد تاثیر میپذیرد اما در دورههای بحران، یک متغیر میتواند همه این عوامل را به حاشیه براند؛ «ریسک سیستماتیک». این همان اتفاقی است که این روزها در بورس تهران مشاهده میشود. این در شرایط است که افزایش تنشهای سیاسی، سرمایهگذاران را به سمت مدیریت ریسک سوق داده است. در چنین فضایی، بسیاری از فعالان بازار سهام ترجیح میدهند نقدشوندگی را بر بازدهی احتمالی ترجیح دهند و تا روشنتر شدن شرایط، از پذیرش ریسک جدید خودداری کنند. ضمن این که استمرار خروج پول حقیقی و افزایش سفارشهای فروش، بیش از آنکه نشانه ضعف بنیادین شرکتهای بورسی باشد، بیانگر غلبه احتیاط بر رفتار سرمایهگذاران است.
این در حالی است که از منظر اقتصادی، بسیاری از متغیرها به سود بازار سهام تغییر کردهاند. ثبت رکوردهای جدید نرخ ارز، در حالت عادی باید خبر مثبتی برای بخش بزرگی از شرکتهای بورسی باشد؛ چرا که صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمیها، فلزات اساسی، معدنیها و پالایشیها با افزایش نرخ ارز، درآمد ریالی بیشتری شناسایی میکنند. علاوه بر این، رشد قیمت ارز، ارزش جایگزینی داراییهای شرکتها را افزایش میدهد و در بسیاری از موارد، نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار سرمایه را نیز جذابتر میکند.
تجربه بورس تهران در سالهای گذشته نیز نشان میدهد هرگاه ریسکهای سیاسی کاهش یافته، بازار سهام با فاصله زمانی کوتاهی به متغیرهای بنیادی بازگشته است. نمونههای مختلف پس از فروکش کردن تنشهای داخلی و خارجی یا رفع ابهامهای سیاسی نشان دادهاند که سرمایهگذاران پس از عبور از فضای هیجانی، بار دیگر سودآوری شرکتها، نرخ ارز و گزارشهای مالی را مبنای تصمیمگیری قرار میدهند.
البته این الگو، تنها به ایران و بازار سرمایهاش محدود نیست و در بازارهای جهانی نیز در دورههایی مانند بحران مالی ۲۰۰۸، همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ یا آغاز جنگ روسیه و اوکراین، ابتدا ریسکهای ژئوپلیتیک و اقتصادی موجب افت بازارها شد اما با کاهش نااطمینانی، سرمایهها دوباره به سمت شرکتهایی حرکت کردند که از منظر سودآوری و ارزشگذاری در موقعیت مناسبی قرار داشتند. به همین دلیل، تحلیلگران همواره میان اثر کوتاهمدت ریسکهای سیاسی و اثر بلندمدت متغیرهای بنیادی تفاوت قائل میشوند.
از این منظر، بورس تهران امروز در نقطه تلاقی دو نیروی متفاوت قرار گرفته است؛ از یکسو افزایش ریسکهای سیاسی که موجب خروج نقدینگی، افت شاخصها و تضعیف تقاضا شده و از سوی دیگر، رشد نرخ ارز که ظرفیت افزایش سودآوری بسیاری از بنگاههای بورسی را ایجاد کرده است. با این وجود، فعلا کفه ترازو به نفع ریسکهای سیاسی سنگینی میکند اما این وضعیت الزاما دائمی نخواهد بود.
به باور کارشناسان آنچه میتواند مسیر بازار سرمایه را تغییر دهد، نه صرفا افزایش بیشتر نرخ ارز، بلکه کاهش سطح نااطمینانی است. از اینرو در صورتی که ریسکهای سیستماتیک فروکش کند، بازار سهام بار دیگر فرصت خواهد یافت متغیرهای بنیادی را در قیمت سهام منعکس کند. در آن زمان، دلار در سطوح تاریخی میتواند به جای یک خبر بیاثر، به موتور محرک سودآوری شرکتها و بازگشت تدریجی رونق به بورس تبدیل شود. شاید مهمترین درس این روزهای بازار سرمایه نیز همین باشد؛ در کوتاهمدت، سیاست بر اقتصاد غلبه کرده اما در بلندمدت، این متغیرهای بنیادی هستند که مسیر بازار سرمایه را تعیین خواهند کرد.