تنگه هرمز، بابالمندب و دریای سیاه؛ اختلال حملونقل در بازار جهانی نفت
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ پس از حملات آمریکایی-صهیونی علیه ایران و واکنش پشیمانکننده ایران از طریق انسداد تنگه هرمز، توجهات به نقش و سهم مسیرهایی دریایی به ویژه آبراههای کلیدی در تجارت جهان، به ویژه انرژی معطوف شده؛ به طوری که تاثیر این امر در دورترین نقاط از کانون درگیری نیز قابل لمس بود. در روزهای اخیر و با افزودن شدن انسداد بابالمندب بر نفتکشهای سعودی به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، این روند تشدید شده است.
بازارهای بینالمللی انرژی به مسیرهای حملونقل مطمئن مانند تنگه هرمز پیش از جنگ وابسته هستند. انسداد ترانزیت نفت از طریق یک گلوگاه، حتی به طور موقت، میتواند منجر به تاخیر تاثیرگذار در عرضه و افزایش هزینههای حملونقل شود و در نتیجه قیمتهای جهانی انرژی را افزایش دهد. هرچند میتوان تاثیر برخی از گلوگاهها را با استفاده از مسیرهای دیگر جایگزین کرد اما برخی از آنها هیچ جایگزین عملی ندارند. برای نمونه، اخیرا الجزیره گزارش داده که بیش از ۷۰ درصد نفت صادراتی از تنگه هرمز قابل جایگزینی نیست.
در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، کل عرضه نفت و سایر مایعات در جهان حدود ۱۰۴.۴ میلیون بشکه در روز بود که حدود ۷۶ درصد از این میزان، ۷۹.۸ میلیون بشکه در روز، از طریق تجارت دریایی حمل شده است. همچنین در سال ۲۰۲۴ عرضه جهانی گاز طبیعی حدود ۴۰۷ میلیارد فوت مکعب در روز بود که حدود ۱۳ درصد از آن از طریق تجارت دریایی منتقل شده است.
تنگه هرمز بیجایگزین
براساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده تنگه هرمز بین عمان و ایران، خلیج فارس را به دریای عمان و دریای عرب متصل میکند. این آبراه به دلیل عمق و پهنای مناسب خود میتواند بزرگترین تانکرهای نفت خام جهان را عبور دهد. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، کل صادرات نفت از طریق این تنگه به طور متوسط ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز یا معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی و یکچهارم از کل نفت تجارت شده دریایی جهان بود. بین سالهای ۲۰۲۲ و نیمه نخست سال ۲۰۲۵، حجم نفت خام و میعانات گازی که از تنگه هرمز عبور میکردند، ۱.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که فقط بخشی از آن با افزایش ۰.۵ میلیون بشکه در روز محمولههای فرآوردههای نفتی جبران شد.
خطوط لوله در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ایران روی کاغذ جایگزینهایی برای تنگه هرمز هستند. خط لوله نفت خام شرق-غرب آرامکوی سعودی و خط لوله ابوظبی امارات در مجموع میتوانند حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز ظرفیت برای دور زدن تنگه فراهم کنند. تا سال ۲۰۲۷، امارات متحده عربی قصد دارد خط لوله دیگری با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز بسازد که تنگه را دور میزند و از پایانه صادراتی جبل ذنا به فجیره میرود. ایران نیز خط لوله نفتی گوره-جاسک و پایانه صادراتی نفت جاسک در دریای عمان را با یک محموله صادراتی در سال ۲۰۲۱ افتتاح و در اواخر سال ۲۰۲۴ چند محموله کوچک ارسال کرد. ظرفیت موثر این خط لوله حدود ۰.۳ میلیون بشکه در روز باقی مانده است.
بابالمندب و فشار بر ریاض
در روزهای اخیر، انصارالله یمن در واکنش به تحریم اقتصادی از سوی عربستان، اقدامات متقابلی مانند بستن بابالمندب بر روی کشتیهای سعودی را آغاز کرده است. تنگه بابالمندب ۳۲ کیلومتر عرض دارد و بین یمن و جیبوتی، در تنها ورودی دریای سرخ از اقیانوس هند قرار دارد. یمنیها یکی از کرانههای آن را کنترل میکنند. طبق گزارش شورای روابط خارجی ایالات متحده، بین ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهانی، به ارزش سالانه بیش از ۱ تریلیون دلار، به همراه ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی از این تنگه عبور میکند. محمولههای نفت، غلات، کود، مواد اولیه، مواد معدنی، لوازم الکترونیکی و قطعات خودرو که برای زنجیرههای تامین جهانی حیاتی هستند، از این تنگه عبور میکنند.
پیش از سال ۲۰۲۴، بیشتر صادرات نفت و گاز طبیعی از خلیج فارس به اروپا و سواحل اقیانوس اطلس در آمریکای شمالی از طریق کانال سوئز یا خط لوله سومد و همچنین باب المندب و تنگه هرمز انجام میشد. با این حال، پس از انسداد بابالمندب در نوامبر ۲۰۲۳ و بستن بر روی نفکتشهای سعودی، برخی از کشتیها مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری را در پیرامون دماغه امید نیک طی کردند. حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآوردههای نفتی در نیمه اول سال ۲۵ از کانال سوئز و خط لوله سومد و حدود ۴.۲ میلیون بشکه در روز نیز از بابالمندب عبور کرده است.
همچنین، صادرات LNG از طریق بابالمندب در سال ۲۰۲۴ و نیمه نخست سال ۲۵ نزدیک به صفر بود، زیرا کشتیها به دلیل نگرانیهای امنیتی و نرخ بالای بیمه از بابالمندب اجتناب کردند. هنگامی که ایران تنگه هرمز را پس از جنگ رمضان بست، عربستان بخشی از نفت صادراتی خود را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع تغییر داد. طبق گزارش کپلر، صادرات از طریق بابالمندب از ۲۴۰ هزار بشکه در روز ماه ژوئن به ۳.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته و این مسیر اکنون حدود ۷۵ درصد از صادرات عربستان را دربر میگیرد. در واقع با انسداد بابالمندب، اکنون عربستان سعودی هیچ خروجی برای صادرات نفت خود ندارد.
کانال سوئز در انتهای دیگر دریای سرخ قرار دارد و کشتیهای دریای سرخ میتوانند در هر زمانی به سمت شمال از آن خارج شوند. در واقع، هم سوئز و هم بابالمندب در دو انتهای یک آبراه قرار دارند و همه کشتیهای بین اروپا و آسیا، باید از آنها عبور کنند. در کانال سوئز نیز به علت باریکی آبراه، بزرگترین تانکرهای نفتی نمیتوانند با بار کامل از آن عبور کنند. از همینرو خط لوله «سومد» ساخته شد که از دریای سرخ تا مدیترانه امتداد دارد و به تانکرهای غولپیکر اجازه میدهد تا بخشی از محموله خود را تخلیه و با بار سبکتری از کانال سوئز عبور کنند و سپس نفت را در طرف دیگر مجددا بارگیری کنند. بنابراین، مسیر دور زدن آفریقا تنها جایگزین مناسب است. دور زدن دماغه امید نیک ۷ هزار کیلومتر و ۱۰ تا ۱۴ روز دیگر به زمان سفر میافزاید.
گشودن جبهه سوم
هرچند تمرکز بازارهای جهانی بیشتر معطوف به تنگه هرمز و بابالمندب بود، جبهه دیگری برای ایجاد چالش در مسیرهای صادراتی نفت جهان گشوده شد. اخیرا اوکراین کشتیهای روسی را در دریای سیاه و مسیر صادرات نفت قزاقستان و همچنین روسیه را هدف قرار داد؛ به طوری که کنسرسیوم خط لوله خزر اعلام کرده که حملات پهپادی به زیرساختهای بینالمللی، خسارات قابل توجهی به منافع اقتصادی قزاقستان و سهامداران غربی کنسرسیوم وارد کرده است. قزاقستان پس از حملات، صادرات نفت خام از طریق سیستم کنسرسیوم خط لوله خزر (CPC) به پایانه صادراتی دریای سیاه در نزدیکی نووروسیسک را متوقف کرد.
خط لوله CPC کریدور اصلی صادرات نفت قزاقستان است که روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت خام را منتقل میکند و حدود ۸۰ درصد از صادرات نفت این کشور را شامل میشود. بیشتر نفت خام از میادین تنگیز، کاشاگان و کاراچاگاناک وارد خط لوله شده و سپس از پایانه فراساحلی در نزدیکی نووروسیسک صادر میشود.
کنسرسیوم خط لوله خزر یک پروژه بزرگ بینالمللی انتقال نفت و سیستم خط لوله است که نفت خام را از میادین عظیم قزاقستان به بندری در روسیه در دریای سیاه منتقل میکند. این کنسرسیوم حدود یک درصد از نفت جهان را حمل و تقریبا ۸۰ درصد از صادرات نفت قزاقستان را مدیریت میکند. هرچند این رقم در مقایسه با مبادلات نفتی جهان ناچیز است اما در شرایط انسداد هرمز و بابالمندب تاثیرگذاری آن افزایش مییابد.
نیروهای اوکراینی در ماههای اخیر حملات خود را بر زیرساختهای انرژی روسیه متمرکز کردهاند و کنسرسیوم خط لوله خزر نیز به عنوان یکی از مهمترین شریانهای صادراتی منطقه، چندین بار هدف این حملات قرار گرفته است. در پی آخرین توقف فعالیت این خط لوله که یک هفته به طول انجامید، بیش از یک میلیون بشکه در روز از نفت صادراتی قزاقستان از بازارهای جهانی حذف شد که این امر نگرانیهای تازهای را در خصوص امنیت عرضه انرژی ایجاد کرده است.
این اختلال در شرایطی رخ میدهد که بازارهای جهانی نفت به دلیل ناامنی در مسیرهای کشتیرانی دریای سیاه و غرب آسیا با چالشهای لجستیکی متعددی روبهرو هستند. توقف موقت فعالیت کنسرسیوم خط لوله خزر نشان میدهد که تنشهای ژئوپلیتیکی در حوزه دریای سیاه تا چه میزان میتواند بر جریان صادرات انرژی کشورهای آسیای مرکزی تاثیر بگذارد و ثبات بازار جهانی نفت را به مخاطره بیندازد.
در مجموع هرمز، بابالمندب و دریای سیاه سه آبراهی که تقریبا نیمی از نفت دریایی جهان از آنها عبور میکند، به طور همزمان در معرض درگیری و تنش هستند. این امر سمت عرضه را تحت فشار قرار داده و عملا قدرت را در دست چند کشور نفتخیز متمرکز میکند که میتوانند به صادرات خود ادامه دهند. در مقابل، بخش بزرگی از اقتصاد جهان به شدت در معرض آسیب قرار میگیرد.