بازار کریپتو چشم به فدرال رزرو دوخته است
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار ارزهای دیجیتال در میانه آگوست ۲۰۲۶ به نقطهای رسیده که شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ بیتکوین نه با فشار جدی فروش روبهرو شده و نه توانسته موج صعودی تازهای راه بیندازد. قیمت بزرگترین ارز دیجیتال بازار حوالی ۶۴ هزار دلار در رفتوآمد است و از ۸ جولای تاکنون عملا در محدودهای میان ۶۱ هزار و ۵۰۰ تا ۶۶ هزار و ۹۰۰ دلار محبوس مانده است. مهمتر اینکه نوسانات بیتکوین به پایینترین سطوح چند سال اخیر رسیده؛ اتفاقی که برای داراییای که زمانی به جهشها و سقوطهای روزانه بزرگ مشهور بود، قابل توجه است.
اما آرام شدن بیتکوین لزوما به معنای آرام بودن فضای اقتصادی نیست، اتفاقا بخش مهمی از دلیل این سکون را باید بیرون از بازار کریپتو جستوجو کرد. بازده اوراق قرضه دولتی در اقتصادهای بزرگ بهشدت افزایش یافته است، بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا برای مدتی به ۵.۳۳۳ درصد رسید؛ سطحی که در نزدیک به دو دهه گذشته دیده نشده بود. بازده اوراق ژاپن نیز به بالاترین سطح ۳۰ ساله رسیده و بازارهای اوراق آلمان و فرانسه هم فشار مشابهی را تجربه کردهاند. همزمان بازار سهام نیز بینصیب نمانده؛ نزدک ۱۰۰ در یک جلسه ۱.۳ درصد افت کرده و S&P 500 سه روز متوالی نزولی بوده است.
برای فهم اهمیت این موضوع برای بیتکوین کافی است مساله را ساده کنیم. وقتی اوراق دولتی آمریکا سودی بیش از ۵ درصد پیشنهاد میکنند، سرمایهگذار میتواند با قبول ریسکی بسیار کمتر، بازده نسبتا قابلتوجهی دریافت کند. در چنین شرایطی بخشی از پولی که شاید در محیط نرخ بهره پایین به سمت بیتکوین، سهام یا دیگر داراییهای پرریسک حرکت میکرد، انگیزه کمتری برای این کار دارد. در نتیجه بیتکوین برای جذب سرمایه تازه باید با گزینهای رقابت کند که هم ریسک پایینتری دارد و هم بازده مشخصی ارائه میدهد.
همزمان نفت برنت تا محدوده ۹۱ دلار در هر بشکه بالا رفته و نگرانیهای تورمی را زنده نگه داشته است. این وضعیت کار فدرال رزرو را دشوارتر میکند، زیرا از یک طرف دادههای اقتصادی ضعیفتر احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را کاهش داده و از طرف دیگر افزایش قیمت انرژی اجازه نمیدهد خطر تورم کاملا نادیده گرفته شود. در بازارهای پیشبینی، احتمال ثابت ماندن نرخ بهره در نشست سپتامبر بین حدود ۶۷ تا ۷۲ درصد برآورد شده است.
به همین دلیل انتشار صورتجلسه فدرال رزرو به یکی از مهمترین محرکهای کوتاهمدت بازار تبدیل شده است. معاملهگران میخواهند بدانند سیاستگذاران آمریکایی اقتصاد را چگونه میبینند و آیا شرایط برای کاهش فشار پولی در ماههای بعد فراهم میشود یا خیر، هر نشانهای از کاهش نرخها یا افزایش نقدینگی میتواند به سود داراییهایی مانند بیتکوین باشد؛ در مقابل، ادامه نرخهای بالا و بازده سنگین اوراق میتواند همان دیواری باشد که فعلا مانع جهش بیتکوین شده است.
نکته جالب دیگر مقایسه بیتکوین با طلاست، طلا نیز مانند بیتکوین سود دورهای ایجاد نمیکند اما در همین ماه حدود ۸ درصد رشد کرده است. این اختلاف عملکرد نشان میدهد که سرمایهگذاران هنوز در دورههای نگرانی اقتصادی، بیتکوین را بیشتر یک «دارایی ریسکی وابسته به نقدینگی» میبینند، به عبارت ساده روایت «طلای دیجیتال» هنوز در رفتار روزمره بازار بهطور کامل تثبیت نشده است.
بازار مشتقات نیز همین فضای انتظار را تایید میکند، ارزش قراردادهای باز بیتکوین، یعنی مجموع موقعیتهایی که معاملهگران در بازارهای آتی و دائمی هنوز نبستهاند، از اوج حدود ۲۳ میلیارد دلار در ۱۱ آگوست به ۲۱.۸ میلیارد دلار کاهش یافته است. این افت نشان میدهد معاملهگران به جای اینکه با اهرم بالا روی یک حرکت بزرگ شرطبندی کنند، بخشی از موقعیتهای خود را سبک کردهاند. نرخ تامین مالی بیتکوین نیز تنها حدود ۰.۰۰۴۹ درصد است؛ یعنی خوشبینی وجود دارد اما خبری از هیجان شدید و ازدحام معاملهگران اهرمی در سمت خرید نیست.
در ۲۴ ساعت گذشته حدود ۱۹۰ میلیون دلار موقعیت معاملاتی لیکویید شده که بیش از ۱۱۳ میلیون دلار آن مربوط به فروشندگان بوده است. این یعنی بخشی از رشدهای کوتاهمدت بیتکوین نه الزاما با ورود موج تازه خریداران، بلکه با مجبور شدن فروشندگان به بستن موقعیتهایشان ایجاد شده است. در چنین اتفاقی که اصطلاحا «شورت اسکوئیز» نامیده میشود، معاملهگرانی که روی کاهش قیمت شرط بستهاند با بالا رفتن بازار مجبور به خرید میشوند و همین خرید اجباری قیمت را موقتا بالاتر میبرد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد، زیرا افزایش قیمت ناشی از ورود سرمایه تازه معمولا دوام بیشتری نسبت به جهشی دارد که صرفا از بسته شدن معاملات فروش ناشی شده باشد. دادههای دیگری که در اطلاعات موجود آمده نیز همین نگرانی را تقویت میکند. در یک هفته حدود ۲۶۷.۲ میلیون دلار خروج خالص از ETFهای بیتکوین ثبت شده و تحلیلگران به کمبود تقاضای واقعی در بازار نقدی اشاره کردهاند. به همین دلیل جهش اخیر بیتکوین تا محدوده ۶۴ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی برخی تحلیلگران «تله نقدینگی با حجم کم» توصیف شده است.
بازار اختیار معامله هم فعلا انتظار یک انفجار قیمتی فوری را ندارد، نوسان ضمنی کوتاهمدت در Deribit برای سررسید ۲۰ آگوست حدود ۲۰.۴ درصد بوده و بازار حرکتی تقریبا ۶۵۶ دلار به بالا یا پایین را قیمتگذاری کرده است. بیشترین تمرکز معاملات آپشن نیز اطراف قیمتهای اعمال ۶۴ تا ۶۵ هزار دلار قرار دارد. حتی اختلاف قیمت قراردادهای آتی با بازار نقدی نیز اگرچه مثبت است، در سطحی قرار ندارد که نشانه خوشبینی افراطی باشد. تصویر کلی بازار کمی متمایل به صعود است اما معاملهگران هنوز حاضر نیستند سرمایه سنگینی روی این سناریو قرار دهند.
در آلتکوینها نیز هنوز نمیتوان از آغاز یک «فصل آلتکوین» واقعی صحبت کرد. برخی توکنها در طول روز عملکرد مثبتی داشتهاند و شاخص فصل آلتکوینها نیز روی عدد ۴۴ از ۱۰۰ قرار دارد. این عدد بیشتر از آنکه نشاندهنده یک موج فراگیر باشد، از بازاری انتخابی حکایت میکند که سرمایه بین چند پروژه و روایت خاص جابهجا میشود.
بخشی از کاهش هیجان کریپتو حتی ممکن است به تغییر مقصد سرمایههای سفتهبازانه مرتبط باشد. دادههای موجود نشان میدهد معاملهگرانی که زمانی برای کسب سودهای چندبرابری تقریبا ناچار بودند سراغ ارزهای دیجیتال بروند، اکنون گزینههای بیشتری مانند سهام مرتبط با هوش مصنوعی گرفته تا سهام توکنیزهشده، بازارهای پیشبینی و قراردادهای دائمی روی داراییهای سنتی دارند. حجم معاملات دائمی داراییهای سنتی در پلتفرمهای کریپتویی نیز از ۵۲ میلیارد دلار در ژانویه به ۲۶۸ میلیارد دلار در ژوئن رسیده است.
در کنار اقتصاد کلان، یک تحول مهم دیگر نیز آرامآرام در حال شکل دادن به چشمانداز بلندمدت صنعت است، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا نخستین پیشنهاد مهم خود برای ایجاد یک چارچوب رسمی در حوزه داراییهای دیجیتال را منتشر کرده است. در این طرح، دو مسیر برای عرضه داراییهای کریپتویی پیشبینی شده؛ یکی برای عرضههای استارتاپی تا سقف ۵ میلیون دلار در یک دوره چهار ساله و دیگری برای عرضههایی تا ۷۵ میلیون دلار در هر دوره یکساله که الزامات افشای بیشتری دارد.
طرح SEC همچنین در برخی شرایط امکان ایجاد نوعی «پناهگاه امن» را در نظر گرفته و دورهای ۶۰ روزه برای دریافت نظرات عمومی تعیین کرده است. هنوز با یک قانون نهایی روبهرو نیستیم اما جهت حرکت اهمیت دارد، آمریکا در حال تلاش برای تبدیل فضای خاکستری مقرراتی کریپتو به چارچوبی شفافتر است. چنین تغییری در کوتاهمدت ممکن است اثر قیمتی مستقیمی نداشته باشد اما در بلندمدت میتواند بر ورود شرکتها، جذب سرمایه و نحوه عرضه توکنها اثرگذار باشد.
البته رشد بازار همچنان با ریسکهای ذاتی فناوری نیز همراه است. در همین مقطع، اکسپلویت پروتکل بینزنجیرهای Maya باعث کاهش حدود ۱۱ میلیون دلاری ارزش یکی از استخرهای آن شد و شبکه مجبور به توقف فعالیت شد. چنین اتفاقهایی یادآور این واقعیتاند که حتی اگر شرایط اقتصاد کلان و مقررات به نفع کریپتو حرکت کند، ریسک قراردادهای هوشمند، پروتکلها و زیرساختهای غیرمتمرکز همچنان بخشی جداییناپذیر از این بازار است.
مجموع این دادهها تصویری از بازاری میسازد که در نقطه تعادل قرار گرفته است. در سمت مثبت، اهرمهای افراطی تخلیه شده، نرخهای تامین مالی بیش از حد بالا نیستند، فروشندگان نیز در بعضی مقاطع تحت فشار قرار گرفتهاند و فضای مقرراتی آمریکا نشانههایی از شفافتر شدن نشان میدهد. در سمت منفی، تقاضای نقدی قدرتمندی دیده نمیشود، ETFها دورههایی از خروج سرمایه داشتهاند، بازده اوراق دولتی بسیار جذاب است و فدرال رزرو هنوز سیگنال روشنی برای بازگشت نقدینگی ارزان به بازار نداده است.
بنابراین محدوده فعلی بیتکوین را میتوان بیشتر «اتاق انتظار» بازار دانست تا آغاز قطعی یک روند جدید، شکسته شدن محدوده ۶۱ هزار و ۵۰۰ تا ۶۶ هزار و ۹۰۰ دلار میتواند اولین نشانه خروج از این وضعیت باشد اما جهت حرکت بعدی تنها به نمودار بیتکوین وابسته نیست. نرخ بهره، بازده اوراق، جریان ETFها، بازگشت تقاضای واقعی در بازار نقدی و وضعیت نقدینگی جهانی احتمالا تعیین خواهند کرد کفه ترازو در نهایت به کدام سمت سنگین شود.
در چنین فضایی، شاید مهمترین پیام این باشد که سکون قیمت را نباید با نبود اتفاق اشتباه گرفت، زیر سطح آرام بیتکوین، مجموعهای از نیروهای اقتصادی، معاملاتی و نظارتی در حال کشمکش هستند. بازار فعلا تصمیم بزرگی نگرفته است؛ اما هرچه این فشردگی طولانیتر شود، اهمیت محرکی که بتواند این تعادل را برهم بزند بیشتر خواهد شد.