چشمانداز هاب انرژی سوریه؛ از کاغذ تا میدان
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ به باور کارشناسان، غرب آسیا در حال عبور از یک تحول راهبردی عمیق است که در آن قدرت دیگر صرفا با در اختیار داشتن منابع انرژی سنجیده نمیشود، بلکه توانایی کنترل مسیرهای ترانزیت انرژی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. به دلیل تحولات اخیر، شکنندگی کریدورهای دریایی سنتی از جمله تنگه هرمز، دریای سرخ و کانال سوئز، قدرتهای بزرگ را بر آن داشته تا جایگزینهای زمینی را به طور جدی بررسی کنند. این تغییر، نقشه نفوذ منطقهای را از نو ترسیم میکند.
در این تحول، سوریه بار دیگر به عنوان یک گره مرکزی بالقوه ظهور میکند، به طوری که دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود از جایگزینی سوریه به جای تنگه هرمز یاد کرده که به باور کارشناسان بیشتر در راستای ارسال سیگنال مثبت به بازار بود.
سقوط بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ و کاهش نفوذ روسیه و ایران، فرصتی راهبردی برای رقبا ایجاد کرده تا سوریه به کریدور ترانزیت انرژی تبدیل شود که خلیج فارس را به اروپا متصل میکند. جغرافیای منحصربهفرد سوریه که از سواحل شرقی مدیترانه تا مرز عراق امتداد دارد، مسیر عراق-سوریه را به کوتاهترین و مستقیمترین مسیر برای اتصال منابع انرژی خلیج فارس به بازارهای اروپا تبدیل میکند که از نقاط حساس دریایی نیز عبور نمیکند.
پیش از سال ۲۰۱۱، سوریه به عنوان مسیری بالقوه برای ترانزیت خطوط لوله از خلیج فارس و عراق به سمت ترکیه و اروپا در نظر گرفته میشد. اما جنگ داخلی، اجرای چنین پروژههایی را بیش از یک دهه متوقف کرد. سقوط اسد اساسا این معادله را تغییر داده و دولت انتقالی جدید، با حفظ روابط با کشورهای خلیج فارس و ترکیه، رویکرد دیگری نسبت به پروژههای زیرساختی دارد.
نوری در تاریکی
سوریه در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. حکومت جدید که با فروپاشی شدید اقتصادی، کاهش ارزش پول، کمبود سوخت و زیرساختهای ویرانشده روبهرو است، به کریدورهای انرژی به عنوان مسیری برای ایجاد درآمدهای ترانزیتی، جذب سرمایهگذاریهای خلیج فارس و سرمایهگذاریهای بینالمللی و تثبیت جایگاه خود به عنوان یک شریک راهبردی منطقهای نگاه میکند.
کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز سوریه را فرصتی راهبردی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و احیای نفوذ اعراب در شام، پس از سالها نفوذ ایران میدانند. کریدور پیشنهادی عراق-سوریه-ترکیه-اروپا میتواند شامل خطوط لوله نفت و گاز، شبکههای ریلی و بزرگراهها باشد که در مجموع، بالقوه دهها میلیارد دلار طی یک دهه هزینه خواهند داشت.
در همین حال، اتحادیه اروپا که پس از جنگ اوکراین و اختلال در تامین گاز روسیه با بحران انرژی مواجه شده نیز به دنبال منابع و مسیرهای جایگزین است. یک کریدور زمینی از طریق سوریه میتواند مسیر تامین امنتری فراهم کند و وابستگی اروپا به گلوگاههای دریایی و انرژی روسیه را کاهش دهد.
فرصتی برای دور زدن تنگه هرمز
برای جهانی که از مارس ۲۰۲۶ و در انسداد تنگه هرمز از سوی ایران با کمبود نفت دستوپنجه نرم میکند، سوریه میتواند راهحلی بالقوه ارائه دهد. احیای روابط سوریه با واشنگتن و کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند به دمشق اجازه دهد از موقعیت جغرافیایی مطلوب خود استفاده کند و به کشوری مهم برای ترانزیت صادرات نفت و گاز تولیدشده در عراق، عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس تبدیل شود.
علاقه به خطوط لوله ترانس سوریه به طور قابل توجهی افزایش یافته، زیرا اختلال در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز چندین ماه ادامه داشته و صادرات را محدود کرده است. در میان صادرکنندگان خلیج فارس نیز خطر از دست دادن سهم بازار در برابر تامینکنندگان جایگزین، انگیزه قدرتمندی برای سرمایهگذاری در گزینههای دورزننده، مانند خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی ایجاد کرده است. این مسیرها برای صادرکنندگان نوعی بیمه در برابر خطر تداوم اختلال در تنگه هرمز فراهم میکنند.
مسیرهای نفتی گذشته سوریه
سوریه در گذشته نیز چنین نقشی ایفا کرده است. این کشور زمانی مسیر ترانزیتی مهمی برای دو خط لوله بینالمللی بود. به مدت سه دهه، نفت خام عراق از کرکوک، از طریق سوریه، به بندر مدیترانهای بانیاس منتقل میشد. این انتقال از طریق خط لوله کرکوک-بانیاس انجام میگرفت که اکنون متوقف و با عنوان خط لوله عراق-سوریه-لبنان نیز شناخته میشود.
این خط لوله در سال ۱۹۵۲ افتتاح شد و تا زمان بسته شدن در سال ۱۹۸۲، ظرفیت انتقال ۷۰۰ هزار بشکه در روز را داشت. به همین ترتیب، خط لوله ترانس عربی یا «تاپلاین» در سال ۱۹۵۰ به عنوان طولانیترین خط لوله جهان در آن زمان افتتاح شد و ظرفیت انتقال ۵۰۰ هزار بشکه در روز را داشت. این خط لوله نفت عربستان سعودی را بیش از هزار مایل، از سراسر عربستان سعودی، اردن و جنوب سوریه، به صیدا در ساحل مدیترانهای لبنان منتقل میکرد. خط لوله تاپلاین در سال ۱۹۹۰ بسته شد و در جریان حمله تحت رهبری ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ آسیب دید.
باید توجه داشت که مقامهای اسرائیلی در اوایل دهه ۱۹۸۰ در ارتفاعات جولان اشغالی، بخشی از خط لوله ترانس عربی را که از سوریه تحت اشغال اسرائیل عبور میکرد، «قطع و پلمب» کردند. یعنی چشمانداز احیای خط لوله تاپلاین احتمالا پیچیدهتر از خط لوله کرکوک-بانیاس خواهد بود.
استفاده از زیرساختهای موجود سوریه
کارشناسان مسیرهای موجود سوریه را گزینههایی موثر برای دور زدن تنگه هرمز میدانند، زیرا چالش دستیابی به حق عبور از این مسیرها پیشتر برطرف شده و بخشی از زیرساختها و تاسیسات بندری همچنان باقی مانده است. در مقابل، ساخت مسیرهای جدید خط لوله از ابتدا، به دلیل الزامات مربوط به تملک زمین، دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.
در سال ۲۰۲۶، مقامهای نفتی کویت به طور علنی درباره سرمایهگذاری برای احیای خط لوله تاپلاین به عنوان مسیر پشتیبان صادرات نفت کویت در زمان بسته بودن تنگه هرمز صحبت کردند. اجرای این طرح مستلزم احداث انشعابی به طول ۱۲۰ مایل برای اتصال کویت به خط لوله تاپلاین، در کنار ایجاد ایستگاههای پمپاژ جدید و فراهم کردن ظرفیتهای گسترده تعمیر و نگهداری خواهد بود.
کنترل اسرائیل بر بخشی از این مسیر نیز چالشهای ژئوپلیتیکی ایجاد میکند و انگیزهای برای تغییر جزئی مسیر در اطراف جولان یا حتی انحراف کامل مسیر از سوریه و انتقال آن به پایانهای در بندر عقبه اردن به وجود میآورد. به همین ترتیب، دولت ترامپ از عراق خواسته است احیای خط لوله کرکوک-بانیاس را با یک کنسرسیوم آمریکایی-قطری که شرکت شورون نیز در آن حضور دارد، در اولویت قرار دهد. شرکت توتالانرژیز نیز علاقه خود را برای سرمایهگذاری در بازسازی خط لوله صادرات نفت خام عراق که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز متوقف شده بود، ابراز کرده است.
در ژوئیه ۲۰۲۶، پاتریک پویانه، مدیرعامل این شرکت بیان کرد که سوریه به عنوان یک کریدور ترانزیتی کلیدی برای نفت خام عراق مطرح است و از تمایل شرکت خود برای حمایت مالی از این طرح خبر داد. یوسف قبلاوی، مدیرعامل شرکت SPC و یکی دیگر از رهبران این صنعت برآورد کردهاند که بازگشایی خط لوله کرکوک-بانیاس سه سال زمان خواهد برد.
همانطور که اشاره شد، یک پل زمینی جدید از مسیر سوریه به صادرکنندگان خلیج فارس اجازه میدهد تنگه هرمز را دور بزنند و از خطر تعطیلیهای آینده جلوگیری کنند. موقعیت سوریه در تقاطع خلیج فارس، شرق مدیترانه و ترکیه، همچنین یکی از معدود مسیرهای زمینی بالقوه را فراهم میکند که منابع انرژی خاورمیانه را به بازارهای ممتاز اروپایی متصل میسازد.
ظرفیت در صادرات گاز
در حوزه گاز طبیعی نیز سوریه میتواند به یک مرکز ترانزیت در شرق مدیترانه و به طور بالقوه بازارهای اروپایی تبدیل شود. امتداد خط لوله گاز عرب، موسوم بهAGP، به سمت شمال، چنین فرصتی را فراهم میکند. این خط لوله ۷۵۰ مایلی در حال حاضر از شبهجزیره سینای مصر، از طریق اردن، به لبنان و سوریه امتداد دارد و گاز را از منابع مختلف، از جمله اسرائیل منتقل میکند.
امتداد خط لوله AGP تا ترکیه که فاصله چندانی با سوریه ندارد، میتواند زمینه صادرات گاز سوریه یا دیگر منابع شرق مدیترانه به ترکیه و احتمالا از طریق یکی از خطوط لوله ترانزیتی اصلی عبوری از خاک ترکیه، به بازار اتحادیه اروپا را فراهم کند.
علاوه بر خط لوله AGP، در آگوست ۲۰۲۵ خط لولهای به طول ۶۰ مایل از کیلیس در جنوب ترکیه تا حلب افتتاح شد که ظرفیت تامین روزانه حداکثر ۶ میلیون مترمکعب گاز را دارد. این گاز از آذربایجان خریداری شده و هزینه آن را قطر تامین کرده تا به تامین نیازهای تولید برق سوریه کمک کند. اتصال سوریه به شبکههای منطقهای خطوط لوله گاز، تجارت و نقدشوندگی گاز طبیعی را گسترش خواهد داد اما با توجه به چالشهای امنیتی و حکمرانی در منطقه، این روند به سرمایهگذاری خارجی از سوی سرمایهگذارانی با تحملپذیری بالا در برابر ریسک سیاسی نیاز دارد.
ارزیابی ریسکهای سرمایهگذاری
تاکنون به ظرفیت سوریه در روی کاغذ اشاره شد، در حالی که تبدیل آن به واقعیت میدان به دلایل فنی، اقتصادی و به ویژه امنیتی دشوار است. برای سرمایهگذاران، خطرات ژئوپلیتیکی پیرامون سرمایهگذاریهای کلان در سوریه همچنان نگرانی مهمی است، همانطور که تعطیلی دو خط لوله ترانزیتی پیشین در دهه ۱۹۸۰ نشان داد. این تعطیلیها سرمایهگذاریهای انجامشده در دهه ۱۹۵۰ را متوقف کردند.
در واقع، تبدیل چشمانداز مطرحشده توسط ترامپ به واقعیت سالها طول خواهد کشید. امروز، سوریه حتی برای تامین حقوق کارمندان بخش دولتی خود نیز تلاش میکند و همزمان با هزینه بازسازی صدها میلیارد دلار روبهرو است. اما مهمترین مساله این است که حملونقل زمینی، هر چقدر هم سریع باشد، از نظر ظرفیت نمیتواند با حملونقل دریایی برابری کند. قبل از جنگ ایران، تنگه هرمز گذرگاهی برای تقریبا ۲۷ درصد از نفت جهان، ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع و ۳۰ درصد از کودهای شیمیایی آن بود.
در مورد کالاهای مصرفی، سالانه حداقل ۲۶ میلیون کانتینر از این تنگه عبور میکردند و تداوم انسداد، آن را به تهدیدی مستقیم برای واردات جهانی تبدیل میکند. در کشورهای خلیج فارس نیز امنیت غذایی همچنان یک نگرانی عمده است، زیرا آنها حدود ۸۵ درصد از مواد غذایی خود را از طریق این تنگه وارد میکنند.
همچنین نباید از رویکرد تلآویو به سوریه نیز غافل شد. به باور کارشناسان، اسرائیل به سیاست خود با هدف تضعیف سوریه و سوق دادن آن به سمت تجزیه بیشتر ادامه میدهد. این رژیم بدون توجیه روشن، طی دو هفته گذشته عملیات نظامی خود را در داخل خاک سوریه به طور قابل توجهی تشدید و بارها حملات زمینی خود را افزایش داده و حملات توپخانهای خود را سه برابر کرده است. دلیل این اقدامات نه فقط افزایش تهدید گذار سیاسی شکننده سوریه، بلکه مخالفت با هاب ترانزیتی سوریه نیز است.