گازوئیل ۶ دلاری، اقتصاد آمریکا را زیر فشار میبرد
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستینبار از مرز ۶ دلار در هر گالن عبور کرده؛ رکوردی که اگرچه در محاسبه تورمی هنوز پایینتر از اوج سال ۲۰۲۲ قرار دارد اما از تشدید کمبود فرآوردههای نفتی و افزایش فشار بر بخش حملونقل، کشاورزی و زنجیره تامین حکایت دارد.
بر اساس دادههای انجمن خودروی آمریکا (AAA)، میانگین قیمت دیزل در آمریکا در روز ۱۱ سپتامبر به ۶.۰۵۶ دلار در هر گالن رسید. این رقم بالاتر از رکورد اسمی قبلی یعنی ۵.۸۲ دلار در ژوئن ۲۰۲۲ است و نسبت به ۳.۸۱ دلار در ۲۳ فوریه، یعنی آخرین قیمت ثبتشده پیش از آغاز جنگ، حدود ۵۹ درصد افزایش را نشان میدهد.
البته مقایسه با رکورد سال ۲۰۲۲ بدون تعدیل تورمی میتواند گمراهکننده باشد. برآورد مقاله «مرچنتز نیوز» نشان میدهد قیمت ۵.۸۲ دلاری سال ۲۰۲۲ با ارزش پول امروز معادل حدود ۶.۵۶ دلار است. بنابراین رکورد کنونی از نظر اسمی تاریخی است اما از نظر واقعی هنوز پایینتر از اوج سال ۲۰۲۲ قرار دارد.
لازم به ذکر همانطور که در نمودار زیر مشخص است، میانگین قیمت گازوئیل در ۲ ساعت گذشته حدود ۳.۷ دلار بوده که در شرایط فعلی به بالای ۶ دلار رسیده است.

دیزل؛ بخش فراموششده بحران انرژی
در حالی که توجه بازار عمدتا به قیمت نفت خام و عبور برنت از کانال ۱۰۰ دلار معطوف شده، افزایش قیمت فرآوردههای نفتی میتواند اثر مستقیمتری بر اقتصاد واقعی داشته باشد. گزارش آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد قیمت عمدهفروشی دیزل آمریکا در ابتدای سپتامبر از ۲۰۰ دلار به ازای هر بشکه عبور کرده و نسبت به سطح پیش از جنگ حدود ۹۴ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که رشد قیمت برنت در همین مقایسه حدود ۴۵ درصد بوده است. این شکاف نشان میدهد مساله اصلی بازار فعلی فقط قیمت نفت خام نیست، بلکه کمبود ظرفیت و عرضه فرآوردههای پالایشی، بهویژه دیزل است.
دیزل سوخت اصلی بخش بزرگی از کامیونهای حملونقل، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات عمرانی و بخشی از فعالیتهای صنعتی است. از همینرو افزایش قیمت آن میتواند از طریق هزینه حملونقل و تولید به قیمت کالاهای نهایی منتقل شود.
به بیان دیگر، نفت خام ممکن است خبر اول بازار انرژی باشد اما آنچه در نهایت در بسیاری از صورتحسابهای اقتصادی ظاهر میشود، قیمت فرآوردههایی مانند دیزل است.
جهش حاشیه پالایشی؛ مشکل فقط نفت خام نیست
یکی از مهمترین نکات گزارش این است که قیمت بالای دیزل صرفا نتیجه افزایش قیمت نفت خام نیست. قرارداد آتی دیزل کمگوگرد آمریکا برای تحویل اکتبر در معاملات روز پنجشنبه حدود ۵.۰۵۷۵ دلار به ازای هر گالن بسته شد که معادل حدود ۲۱۲ دلار برای هر بشکه است. در همان زمان، قیمت برنت در محدوده ۱۰۰ تا ۱۰۵ دلار قرار داشت.
در نتیجه فاصله میان قیمت فرآورده و نفت خام به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است. این فاصله در بازار به عنوان «حاشیه پالایشی» یا Crack Spread شناخته میشود و نشاندهنده سود بالقوه پالایش نفت خام به فرآوردههایی مانند دیزل است.
بر اساس دادههای بلومبرگ که در گزارش به آن استناد شده، حاشیه پالایشی دیزل در بازار نیویورک به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده و حاشیه پالایشی در حوزه آتلانتیک نیز در ماه اوت رکوردهای جدیدی را ثبت کرده است. این وضعیت یک پیام مهم دارد؛ بازار با کمبود شدید فرآورده مواجه است، نه لزوما کمبود نفت خام.
پالایشگاههای آمریکا تقریبا با تمام ظرفیت کار میکنند
دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تصویر روشنی از این گلوگاه ارائه میکند؛ ذخایر نفت خام آمریکا حدود ۴۲۴ میلیون بشکه است که تقریبا مطابق میانگین پنجساله قرار دارد. در هفته منتهی به ۴ سپتامبر نیز پالایشگاههای آمریکا با ۹۷.۸ درصد ظرفیت فعالیت کردند و روزانه حدود ۱۷.۶ میلیون بشکه نفت خام را وارد فرآیند پالایش کردند.
با این حال، ذخایر فرآوردههای تقطیری شامل دیزل فقط به حدود ۱۰۶.۳ میلیون بشکه رسیده که ۱۳ درصد پایینتر از میانگین پنجساله در این مقطع از سال است.

این ارقام نشان میدهد پالایشگاههای آمریکا با ظرفیت بسیار بالایی فعالیت میکنند اما همچنان قادر نیستند عرضه دیزل را به اندازه کافی افزایش دهند. در ساحل خلیج مکزیک که بیش از نیمی از ظرفیت پالایشی آمریکا در آن قرار دارد، میانگین استفاده از ظرفیت پالایشگاهها در ماههای ژوئیه و اوت به ۹۷.۳ درصد رسید؛ بالاترین سطح برای فصل تابستان در دادههای موجود. بنابراین فضای چندانی برای افزایش تولید از سوی پالایشگاههای موجود باقی نمانده است.
ذخایر دیزل ممکن است باز هم کاهش یابد
برآورد جدید EIA حتی چشمانداز سختتری را ترسیم میکند. این نهاد انتظار دارد ذخایر فرآوردههای تقطیری آمریکا در ماه سپتامبر به زیر ۱۰۰ میلیون بشکه کاهش پیدا کند و در بیشتر سال ۲۰۲۷ نیز پایینتر از کف میانگین پنجساله ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ باقی بماند. دلیل اصلی این وضعیت، ترکیبی از کاهش عرضه جهانی، صادرات بالای فرآورده از آمریکا و اختلال در عرضه تولیدکنندگان بزرگ است.
از یک طرف، کاهش تولید یا ظرفیت پالایشی در بخشهایی از خاورمیانه و روسیه، عرضه جهانی دیزل را محدود کرده و از طرف دیگر، آمریکا به دلیل موقعیت خود در بازار جهانی، بخشی از فرآورده تولیدی خود را صادر میکند. در واقع آمریکا همزمان با کمبود داخلی، در حال پاسخ دادن به تقاضای جهانی برای فرآوردههای نفتی است.
تقاضا در حال کاهش است اما هنوز نشکسته
افزایش شدید قیمت در نهایت باید بر تقاضا اثر بگذارد. دادههای EIA نیز این موضوع را تایید میکند. عرضه فرآوردههای تقطیری به بازار آمریکا در میانگین چهار هفته اخیر حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز بوده که ۲.۶ درصد پایینتر از مدت مشابه سال قبل است.
این کاهش را میتوان نوعی واکنش تقاضا به افزایش قیمت دانست؛ بخشی از مصرفکنندگان و کسبوکارهایی که امکان انتقال هزینه سوخت به مشتری را ندارند، ناچار به کاهش فعالیت خود خواهند شد. با این حال، کاهش ۲.۶ درصدی تقاضا هنوز به معنای فروپاشی مصرف نیست. حملونقل کالا، کشاورزی و سایر بخشهای وابسته به دیزل نمیتوانند به سادگی مصرف خود را متوقف کنند. به همین دلیل، افزایش قیمت سوخت میتواند به جای کاهش شدید مصرف، خود را در قالب افزایش هزینههای تولید و حملونقل نشان دهد.
چین میتواند معادله بازار دیزل را تغییر دهد
یکی از متغیرهای مهم ماههای آینده، وضعیت پالایشگاههای چین است. بر اساس دادههای گمرکی مورد اشاره در گزارش، پالایشگاههای چین که در ماههای گذشته با ظرفیت پایینتری فعالیت میکردند، نشانههایی از بازگشت به مدار تولید نشان دادهاند. افزایش فعالیت پالایشگاههای چینی میتواند دو اثر متفاوت بر بازار داشته باشد؛ نخست اینکه افزایش خرید نفت خام از سوی پالایشگاههای چین میتواند تقاضای جهانی برای نفت خام را افزایش داده و از قیمت برنت حمایت کند اما از سوی دیگر، افزایش تولید دیزل و صادرات فرآورده از چین میتواند بخشی از کمبود جهانی دیزل را جبران کرده و در نتیجه حاشیه پالایشی این محصول را کاهش دهد.
بنابراین بازگشت پالایشگاههای چین میتواند همزمان برای قیمت نفت خام عامل صعودی و برای حاشیه سود پالایش دیزل عامل کاهشی باشد.
چرا رکورد دیزل برای اقتصاد مهم است؟
اهمیت رکورد قیمت دیزل فراتر از بازار انرژی است. دیزل یکی از سوختهای اصلی اقتصاد واقعی است. کامیونها برای جابهجایی کالا، کشاورزان برای استفاده از ماشینآلات، شرکتهای معدنی و عمرانی برای فعالیت تجهیزات و بسیاری از صنایع برای حمل مواد اولیه و محصول به آن وابستهاند. در نتیجه افزایش قیمت دیزل میتواند از سه کانال اصلی بر اقتصاد اثر بگذارد.
نخست، حملونقل: هزینه جابهجایی کالا افزایش مییابد و شرکتهای حملونقل تلاش میکنند این افزایش هزینه را به مشتری منتقل کنند.
دوم، کشاورزی: ماشینآلات کشاورزی عمدتا به دیزل وابستهاند و افزایش قیمت سوخت میتواند هزینه برداشت و تولید محصولات را افزایش دهد.
سوم، تورم: افزایش هزینه حملونقل و تولید در نهایت میتواند به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود.
به همین دلیل، جهش قیمت دیزل میتواند برای سیاستگذاران پولی حتی مهمتر از حرکت روزانه قیمت نفت خام باشد؛ زیرا اثر آن مستقیما در هزینه تولید و توزیع کالاها نمایان میشود.
چشمانداز بازار؛ گلوگاه پالایشی تعیینکننده است
در مجموع، دادههای موجود نشان میدهد بحران کنونی بازار دیزل بیش از آنکه ناشی از کمبود نفت خام باشد، ناشی از اختلال در ظرفیت پالایش، محدودیت عرضه جهانی فرآورده و پایین بودن ذخایر است. در آمریکا پالایشگاهها تقریبا با حداکثر ظرفیت فعالیت میکنند اما ذخایر دیزل همچنان پایین است. از طرف دیگر، بازار جهانی نیز با کاهش عرضه از برخی مناطق و افزایش تقاضا برای فرآوردههای آمریکا مواجه شده است.
در چنین شرایطی، مسیر قیمت دیزل بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: بازگشت ظرفیت پالایشی از دسترفته، افزایش صادرات فرآورده از سوی کشورهایی مانند چین و عادی شدن جریان نفت و فرآورده در مسیرهای مهم جهانی. اگر این عوامل در کوتاهمدت اصلاح نشوند، قیمت بالای دیزل میتواند به یکی از مهمترین کانالهای انتقال بحران انرژی به تورم جهانی تبدیل شود.
در این میان، تفاوت میان قیمت نفت خام و قیمت فرآورده نیز اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که ممکن است حتی با ثبات نسبی یا کاهش قیمت برنت، در صورت تداوم کمبود دیزل، فشار هزینهای در اقتصاد آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ ادامه پیدا کند.