شکست در کریدور گازی؛ توقف ارتباط گاز ترکمنستان و ترکیه
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ اظهارات اخیر آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه در نشست با نمایندگان رسانههای بینالمللی نشان داد که آنکارا تحت فشارهای ایالات متحده، واردات گاز طبیعی از ترکمنستان از طریق مسیر ایران را متوقف کرده است.
آنکارا دریافت گاز از ترکمنستان را از مارس ۲۰۲۵ و در چارچوب توافقی برای تامین سالانه ۱.۳ میلیارد متر مکعب گاز با استفاده از زیرساختهای ایران آغاز کرده بود و شرکت «بوتاش» نیز مجوز واردات را تا سال ۲۰۳۳ در اختیار داشت. با این حال، عشقآباد در اکتبر ۲۰۲۵ عرضه گاز را قطع و اعلام کرد دو کشور دارای قراردادی کوتاهمدت هستند و تا زمان دستیابی به توافق قطعی درباره حجم و قیمت، امکان استمرار فروش گاز به آنکارا وجود ندارد.
اگرچه وزیر انرژی ترکیه اوایل سال جاری از احتمال ازسرگیری این واردات خبر داده بود اما این برنامهها اجرایی نشد. دو روز پیش نیز بایراکتار تصریح کرد که چالش اصلی، تنشهای میان ایالات متحده و ایران است که از ماه فوریه شدت گرفته است. بایراکتار در این باره گفت: «ما این جریان را متوقف کردیم، زیرا دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) در این مساله دخیل بود. وضعیت میان ایران و ایالات متحده تشدید شده، هرچند که ما هیچگونه پرداختی به ایران انجام نمیدادیم.»
زیان بزرگ ترکمنها
ذخایر گاز ترکمنستان از جمله بزرگترین ذخایر گاز جهان است و این کشور علاقمند به صادرات آن به بازارهای خارجی است. در آغاز دوران پس از فروپاشی شوروی، ترکمنستان از خطوط لوله گاز قدیمی شوروی برای صادرات گاز خود، عمدتا به اوکراین، به امید دسترسی به بازار اروپا استفاده میکرد و روسیه نیز مقادیر قابل توجهی از گاز ترکمنستان را خریداری میکرد. همچنین، مسکو با اجازه دادن به ترکمنستان برای استفاده از زیرساختهای حملونقل خود امیدوار بود که کنترل عشق آباد را حفظ و با فروش مجدد گاز ترکمنستان نفع اقتصادی ببرد. اما هیچ یک از این انتظارات محقق نشد و در نتیجه، روسیه خرید گاز ترکمنستان را کاهش و در سال ۲۰۱۶ به طور کامل متوقف شد.
از همینرو چرخش راهبردی ترکمنستان به سمت پکن با انعقاد توافقنامه ژوئن ۲۰۰۷ برای احداث خط لولهای جهت اتصال میادین گازی این کشور به بازار چین کلید خورد. این تحول به قربانقلی بردیمحمدوف، رئیسجمهور وقت ترکمنستان اجازه داد تا در آوریل ۲۰۰۹ از امضای اسناد مربوط به توسعه خط لوله دوران شوروی خودداری کند.
در دسامبر ۲۰۰۹، این خط لوله جدید طی مراسمی رسمی با حضور سران کشورهای چین، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان افتتاح شد و پس از مدتی چین به مقصد اصلی صادرات گاز ترکمنستان تبدیل شد، به طوری که در سال ۲۰۱۶، عشقآباد عنوان بزرگترین تامینکننده خارجی گاز پکن را به خود اختصاص داد.
در این میان، برای ایران نیز همکاری گازی با ترکمنستان فراتر از تامین نیازهای داخلی، مزایای ژئوپلیتیکی مهمی به همراه داشت. اعطای مجوز به ترکمنستان برای ترانزیت گاز به سمت غرب، تصویر مثبتی از ایران به عنوان یک بازیگر و تامینکننده قابل اعتماد در عرصه انرژی ترسیم میکرد که ضمن درک دغدغههای امنیتی اروپا، به تنوعبخشی به منابع انرژی اروپا کمک میکند. تهران همچنان نقشآفرینی به عنوان کریدور ترانزیت گاز را چشماندازی کلیدی میداند.
با این حال، تداوم تنش در مناسبات ایران و غرب، بهویژه ایالات متحده و بازگشت سایه تحریمها، قراردادهای بلندمدت ترانزیت گاز از خاک ایران را با ریسکهای بالایی مواجه ساخته است. همچنین، یکی از موانع ساختاری در برابر نقشآفرینی ایران به عنوان مسیر ترانزیت، وابستگی این کریدور به ترکیه است که روابط سیاسی آن با تهران همواره با نوسانات و عدمهماهنگیهایی روبهرو بوده است.
در این راستا، ترکمنستان در پنج سال اخیر دو قرارداد مهم با عراق و ترکیه برای گسترش بازار صادراتی از طریق ایران منقعد کرده که در هر دو مورد نیز با دخالت ایالات متحده با بنبست مواجه شده است. در واقع زیان تصمیم اخیر ترکیه برای توقف گاز وارداتی بیش از همه متوجه عشق آباد خواهد و کماکان این کشور را در تبدیل منابع گازی به درآمد ملی با مانع جدی مواجه میکند.
هاب ترکیه در خطر
در سالهای اخیر ترکیه و ایران رقابت جدی بر سر تبدیل شدن به هاب انرژی به ویژه گاز منطقه را داشتهاند. موقعیت ژئوپلیتیکی منحصربهفرد ترکیه بیش از هر چیز ریشه در این واقعیت ساختاری دارد که این کشور با وجود برخورداری از ذخایر محدود هیدروکربنی، در میان همسایگان ثروتمند از منابع انرژی احاطه شده است. این تقاطع آنکارا را ناگزیر ساخته تا روابطی راهبردی با کانونهای انرژی پیرامونی خود دنبال کند.
همچنین در پاسخ به رشد تقاضای داخلی، مقوله «امنیت انرژی» طی دو دهه گذشته به جزء مهمی از سیاست خارجی ترکیه تبدیل شده و جستجوی منابع هیدروکربنی، بهویژه گاز طبیعی، در صدر اهداف کلیدی ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این کشور قرار گرفته است. راهبرد کلان ترکیه به عنوان کشوری وابسته به واردات، بر محورهای محتلفی قرار دارد که تبدیل شدن به هاب ترانزیت انرژی یکی از آنهاست و به دنبال تثبیت جایگاه ترکیه به عنوان کریدور حیاتی ترانزیت، مرکز ثقل تامین انرژی به مقصد بازارهای اروپایی و ادغام عمیقتر در معماری امنیت انرژی منطقهای است.
دریای سیاه به عنوان یک قطب انرژی حیاتی، مسیر ورود گاز از روسیه را از طریق خط لولههای «بلو استریم» و «ترکاستریم» به ترکیه هموار کرده است. در همین حال دریای خزر به عنوان حوزهای سرشار از هیدروکربن، منبع اصلی تامین نفت و گاز آنکارا محسوب میشود؛ به طوری که این کشور از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیحان و کریدور گاز جنوبی به منابع آذربایجان متصل است.
در نهایت، در جنوب ترکیه، حوزه مدیترانه شرقی طی دهه گذشته و به دنبال اکتشافات جدید به یکی از منابع نوظهور گاز طبیعی تبدیل شده که همین امر موجبات افزایش تمرکز آنکارا و بازتعریف رویکردهای سیاست خارجی این کشور در این منطقه را فراهم آورده است. در این میان، بخش دریای خزر به دلیل منابع بالا از اهمیت بالایی برخوردار است. اما براساس برخی برآوردها منابع انرژی جمهوری آذربایجان در حال کاهش بوده که این امر میتواند اهمیت ترکمنستان را دوچندان کند. در واقع توقف واردات گاز ترکمنستان به بهانه تحریمهای ایران، مغایر با راهبرد آنکارا در هاب گاز منطقه است. همچنین این امر میتواند استقلال راهبردی این کشور را با تسلیم شدن در برابر فرامین یک قدرت خارجی زیر سوال میبرد.
چالشهای ترانسخزر
ترکیه همواره به دنبال واردات گاز ترکمنستان از طریق دریای خزر در چارچوب پروژه «ترانس کاسپین» بوده تا به نوعی رقیب خود ایران را از این روند حذف کند اما مباحث حقوقی پیرامون دریای خزر اجازه این کار را نمیداد که به باور برخی از کارشناسان، تعیین مباحث حقوقی خزر میتواند این امر را تسهیل کند.
وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه نیز در اظهارات اخیر خود گفت که این کشور در خط لوله گاز طبیعی ترانس آناتولی (TANAP) ظرفیت خالی دارد و میتواند به راحتی حجم گاز صادراتی خود به اروپا را دو برابر کند. وی افزود که با توجه به کاهش تدریجی ذخایر فعلی گاز آذربایجان، گاز غنی ترکمنستان میتواند گزینهای جایگزین و ایدهآل برای تامین نیازهای بازار ترکیه و شرکای اروپایی آن باشد.
در سوی دیگر، ترکمنستان گزینه انتقال گاز به اروپا از طریق خط لوله ترانسخزر به آذربایجان را نیز بررسی کرده است. با این وجود، نگرانی عمیق عشقآباد و اتحادیه اروپا از واکنش نظامی و رویارویی مستقیم با روسیه، قدرت نظامی غالب در بستر دریای خزر، مانع از پیشرفت این پروژه شده است.
با وجود این، موانع زیرساختی متعدد، از جمله اختلافات پیچیده پیرامون مناطق اقتصادی انحصاری در بستر دریای خزر، ساخت خط لوله انتقال گاز میان ترکمنستان و آذربایجان را با دشواریهای جدی مواجه کرده است. این تحولات در حالی رخ میدهد که قراردادهای سنتی واردات گاز ترکیه با ایران در ماه نوامبر به پایان میرسند و هنوز ابهاماتی پیرامون آمادگی آنکارا برای تمدید این توافقات وجود دارد.
تشدید تحریمهای ایالات متحده علیه ایران طی ماههای گذشته، کشورهای منطقه را ناگزیر ساخته تا محدودیتهای سختگیرانهتری را در تعاملات با بخش مالی و شرکتهای ایرانی اعمال کنند. در مجموع، پیامدهای راهبردی توقف قرارداد صادرات گاز ترکمنستان به ترکیه از طریق ایران، بیشتر متوجه عشق آباد و آنکارا خواهد شد. همچنین احتمالا با این تصمیم ایالات متحده به دنبال سوق دادن کشورهای منطقه به ساخت ترانس کاسپین باشد تا از به نوعی بتواند گاز ترکمنها را به اروپا برساند؛ زیرا تحولات تنگه هرمز باعث شد تا آسیبپذیری انرژی اروپا آشکار شود و بازگشت به گاز مسکو را تسریع کند که پیامدهای راهبردی جدی برای غرب خواهد شد. با این حال نباید از آسیب به منافع روسیه و ایران در منطقه غافل شد.