یک کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با اقتصاد معاصر

تنگه هرمز فشار سنگینی بر استراتژی‌های ترامپ وارد کرد

یک کارشناس ارشد روابط بین‌الملل گفت: وقتی قیمت نفت به سمت ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار میل می‌کند، یعنی تورم در آمریکا از کنترل خارج می‌شود. بنزین ۸ دلاری در کالیفرنیا، یعنی پایان زودهنگام دکترین ترامپ. حالا ترامپ درک می‌کند که قدرت روسای جمهوری ایالات متحده نه از جنگ‌های خارجی، بلکه در قیمت باک بنزین خودروهای آمریکایی تعیین می‌شود.
تنگه هرمز فشار سنگینی بر استراتژی‌های ترامپ وارد کرد
کد خبر:۴۷۸۱۹

علی ودایع، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصاد معاصر در ارتباط با شرایط اقتصادی حاکم از جنگ بر اقتصاد آمریکا اظهار داشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات تهران به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های واشنگتن در منطقه، کشتیرانی در تنگه هرمز را تقریبا متوقف کرده و منجر به بحرانی شده است که آژانس بین‌المللی انرژی آن را بزرگترین اختلال در تامین انرژی جهانی در تاریخ نامیده است. حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این باریکه استراتژیک عبور می‌کند.

وی گفت: نشریه آتلانتیک نوشته که قیمت جهانی نفت از زمان شروع جنگ بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است که باعث جهش قیمت سوخت و تشدید نگرانی‌ها در مورد رکود اقتصاد جهانی شده است. قیمت سوخت نیز در سراسر جهان پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران افزایش یافته، به طوری که حدود ۱۰۰ کشور از زمان شروع درگیری‌ها در اواخر ماه فوریه، افزایش قیمت بنزین را گزارش کرده‌اند. تلاش‌ها برای آرام‌کردن بازارها تاکنون بی‌نتیجه مانده است. ناظران بازار می‌گویند اگر تنگه هرمز همچنان بسته بماند، قیمت‌ها احتمالا به طور قابل توجهی افزایش خواهند یافت و حتی به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار نیز خواهد رسید.

ودایع در پاسخ به این که گزارش اخیر آتلانتیک از یک غافلگیری بزرگ در کاخ سفید می‌گوید؛ ترامپ که با ادعای اشراف بر بازار نفت آمده بود، حالا با نفت افسار گسیخته روبه‌روست، کجای محاسبات مارکو روبیو و تیم تندروی واشنگتن اشتباه بود؟ تصریح کرد: در قلب فرآیند جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فارغ از آتش موشک‌های ایرانی به گستره خاورمیانه، تهران از سلاح ژئوپولیتکی ویژه تنگه هرمز در حال استفاده است. همزمان، گاف محاسباتی طرف مقابل این بود که می‌تواند ماجرای «کاراکاس» را در ایران تکرار کند.

وی افزود: اشتباه استراتژیک ترامپ این بود که فکر می‌کرد «تنگه هرمز» یک لوله‌ انتقال نفت ساده است که می‌توان با چند ناو هواپیمابر از آن حراست کرد. رئالیسم تهاجمی به ما می‌گوید قدرت، نمایش ناو نیست، بلکه تغییر محاسبات حریف است. همان طور که آتلانتیک اشاره می‌کند، ترامپ درک نمی‌کند که بازارها جهانی هستند. او با نگاهی متعلق به قرن نوزدهم، وارد جنگی در قرن بیست و یکم شد. ترامپ تصور می‌کرد که می‌تواند خاورمیانه را به آتش بکشد ولی بنزین را در داخل آمریکا ارزان نگه دارد. روبیو و دولتیان واشنگتن در یک توهم بازدارندگی ارزان غرق شده بودند. آن‌ها فکر می‌کردند ایران از ترس تحریم، دست به ماشه نمی‌برد. اما غافلگیر شدند؛ چون تهران ثابت کرد که وقتی پای «بقای ملی» در میان باشد، جعبه پاندورای هرمز را باز می‌کند. نفت ۲۰۰ دلاری، یعنی فروپاشی اولین وعده‌ انتخاباتی ترامپ به طبقه‌ کارگر آمریکا یعنی «بنزین ارزان»‌‌. ترامپ حالا می‌فهمد که امنیت انرژی جهان، گروگان یک اشتباه محاسباتی در اتاق وضعیت اوست.

این کارشناس ارشد بین‌الملل در پاسخ به این که در گزارش آتلانتیک به نقش سکوت معنادار روسیه اشاره شده، شما به عنوان کسی که تحولات مسکو را دقیق رصد می‌کنید، این سکوت را چطور تحلیل می‌کنید؟ آیا پوتین از جنگ ایران و آمریکا سود اقتصادی می‌برد؟ گفت: قطعا، در منطق شطرنج قدرت، سکوت پوتین، بلندترین فریاد حمایت از انسداد هرمز است. برای کرملین، نفت ۲۰۰ دلاری یعنی بی‌اثر شدن همه تحریم‌های غرب علیه جنگ اوکراین. پوتین دارد با کارت ایران، کمر اقتصاد اروپا را می‌شکند، بدون این‌که یک گلوله شلیک کند. واشنگتن انتظار داشت مسکو میانجی‌گری کند اما روسیه می‌داند که هرچه آمریکا در خلیج‌ فارس بیشتر درگیر شود، تمرکزش بر شرق اروپا کمتر می‌شود. این همان سینرژی رئالیستی میان تهران و مسکو است؛ یکی تنگه را می‌بندد و دیگری چتر سیاسی می‌گستراند تا دلارهای نفتی به جای تگزاس، به سمت خزانه مسکو سرازیر شود. ترامپ در این قمار، هم هرمز را باخت و هم قافیه را به پوتین واگذار کرد. البته نشانه‌هایی هم ظرف روزهای اخیر به وضوح مشاهده می‌شود که کرملین تمایل به پایان جنگ علیه ایران دارد اما ترامپ می‌خواهد تا انتهای خط برود، زیرا هنوز یک دستاورد استراتژیک کسب نکرده و آن‌چه که امروز هم ادعا می‌کند، صرفا نمایش تاکتیکی است. 

وی در ارتباط با این که اگر هزینه‌های جنگ را بخواهیم در ترازوی اقتصادی بگذاریم، آمریکا تا کجا می‌تواند این فشار را تحمل کند؟ و آیا جی‌دی ونس می‌تواند ناجی ترامپ باشد؟ تاکید کرد: هزینه‌ جنگ با ایران برای آمریکا دیگر دلاری نیست، بلکه حیاتی است. وقتی قیمت نفت به سمت ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار میل می‌کند، یعنی تورم در آمریکا از کنترل خارج می‌شود. بنزین ۸ دلاری در کالیفرنیا، یعنی پایان زودهنگام دکترین ترامپ. حالا ترامپ درک می‌کند که قدرت روسای جمهوری ایالات متحده نه از جنگ‌های خارجی، بلکه در قیمت باک بنزین خودروهای آمریکایی تعیین می‌شود. اینجاست که شکاف ونس-روبیو عمیق‌تر می‌شود. جی‌دی ونس، به عنوان یک رئالیست انزواگرا، به خوبی می‌فهمد که نفت ۲۰۰ دلاری، کل پروژه‌ احیای تولید داخلی آمریکا را نابود می‌کند. ونس می‌داند که جنگ با ایران، خودکشی اقتصادی است. لذا من معتقدم در روزهای آینده، ما شاهد یک کودتای تحلیلی توسط تیم ونس علیه تندروهایی مثل روبیو باشیم. ترامپ مجبور است بین ژست قدرت روبیو و بقای اقتصادی ونس، یکی را انتخاب کند. در این میان، نباید تاثیر فشار داخلی اردوگاه ماگا به عنوان خواستگاه اصلی حامیان ترامپ در حمایت از ونس را هم نادیده بگیریم. افزایش هزینه‌های زندگی و خیانت به شعار اول آمریکا قدرت مانور ونس را افزایش می دهد. از سوی دیگر ، دموکرات‌ها برای انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر، تفنگ‌های‌شان را پر کرده‌اند.

ودایع در پاسخ به این سوال که ایران در این نبرد نفتی چه برگ برنده‌ای دارد که تا الان رو نکرده است؟ گفت: برگ برنده‌ ایران، پیش‌بینی‌ناپذیری عقلانی است. ایران نشان داد که هرمز را فیزیکی نمی‌بندد، بلکه آن را غیرقابل بیمه می‌کند. وقتی شرکت‌های بیمه تردد در خلیج‌ فارس را متوقف کنند، هرمز عملا بسته شده است، بدون این‌که حتی یک کشتی غرق شود. این همان پارادوکس بقا است که من بارها به آن اشاره کرده‌ام. ایران به نقطه‌ای رسیده که هزینه‌ نجنگیدن برایش بیشتر از هزینه‌ جنگ محدود است. ترامپ اگر باهوش باشد، به جای گوش دادن به لابی‌های جنگ‌طلب، باید به صدای موتورهای خاموش صنایع آمریکا گوش کند که زیر بار قیمت نفت در حال سکته هستند. نکته‌ای که طرف مقابل هنوز هم درک نکرده، این است که تهران همچنان مبتنی بر موازنه وحشت رفتار می‌کند. یک حساب و کتاب ساده از آن‌چه که امروز در واکنش بازارهای جهانی مشاهده می‌کنیم با ضریب آتش هرمز به منزله سهمگین‌ترین ضربه به اقتصاد جهانی و هزینه سنگین برای بازارهای آمریکایی خواهد بود.

وی ادامه داد: به نظرم در نهایت ممکن است آمریکایی‌ها به سمت عملیات محدود زمینی علیه دو هدف خاص در خارگ و نطنز اقدام کنند اما همچنان یک فاصله‌گذاری ویژه را دنبال می‌کنند تا از تحمل هزینه سنگینی جنگ فرسایشی دوری کنند. ترامپ می‌خواهد همانطور که در اعلام جنگ دنبال غافلگیری بود، در اعلام پایان جنگ و ادعای پیروزی هم غافل‌گیری کند.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ