۱۵:۱۶ ۱۴۰۵/۰۱/۲۴
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

اقتصاد در سایه جنگ؛ چگونه بازار ایران از «بحران کمبود» عبور کرد؟

در حالی که تجربه جهانی جنگ‌ها معمولا با صف‌های طولانی، قفسه‌های خالی و جهش‌های قیمتی همراه است، بازار ایران در جریان «جنگ رمضان» رفتاری متفاوت از خود نشان داد. ثبات نسبی قیمت‌ها، تداوم جریان کالاهای اساسی و حتی کاهش برخی قیمت‌ها، این دوره را به یک نمونه کم‌سابقه در اقتصاد کشورهای درگیر بحران تبدیل کرد.
اقتصاد در سایه جنگ؛ چگونه بازار ایران از «بحران کمبود» عبور کرد؟
کد خبر:۴۸۲۰۴

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ادبیات اقتصاد سیاسی، نخستین اثر مستقیم جنگ بر اقتصاد، اختلال در انتظارات است؛ انتظاراتی که به سرعت خود را در قالب رفتارهای هیجانی مصرف‌کنندگان، افزایش تقاضای احتیاطی و در نهایت «خرید همراه با وحشت‌» نشان می‌دهد. با این حال، تجربه ۴۰ روزه جنگ رمضان در ایران تصویری متفاوت ارائه داد؛ تصویری که در آن نه تنها نشانه‌ای از هجوم عمومی به فروشگاه‌ها دیده نشد، بلکه بازار کالاهای اساسی با نوعی ثبات کم‌سابقه همراه بود.

این وضعیت در مقایسه با نمونه‌های بین‌المللی قابل توجه‌تر می‌شود. در روزهای ابتدایی جنگ میان روسیه و اوکراین، تصاویر صف‌های طولانی در کیف و مسکو و هجوم مردم به خرید اقلامی مانند آرد، شکر و کنسرو به سرعت به نماد بحران تبدیل شد یا در دوران همه‌گیری کرونا، از آمریکا تا ژاپن و بریتانیا، رفتارهای مشابهی در قالب خرید هیجانی شکل گرفت؛ رفتاری که ریشه آن نه در کمبود واقعی، بلکه در ترس از کمبود آینده بود.

اما در ایرانِ دوره جنگ رمضان، چنین رفتاری به شکل گسترده بروز نکرد. این موضوع از منظر اقتصاد رفتاری اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد انتظارات تورمی و ادراک عمومی از امنیت تامین کالا، تا حد زیادی کنترل‌شده باقی مانده است.

زنجیره تامین بدون گسست؛ از جاده تا بازار

بر اساس داده‌های موجود، حجم جابه‌جایی کالاهای اساسی در بازه جنگ رمضان نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۳۲ درصد افزایش یافته است. این عدد صرفا یک شاخص آماری نیست، بلکه نشانه‌ای از عملکرد فعال و بدون وقفه شبکه لجستیکی کشور در شرایط بحران محسوب می‌شود.

در بسیاری از اقتصادهای درگیر جنگ، نخستین نقطه شکست، شبکه حمل‌ونقل است؛ جایی که نااطمینانی امنیتی، افزایش هزینه‌ها و اختلال در سوخت‌رسانی، جریان کالا را کند یا متوقف می‌کند. اما در این دوره، استمرار حمل‌ونقل کالا نشان داد که زنجیره تامین نه تنها دچار گسست نشده، بلکه با شدت بیشتری در حال فعالیت بوده است.

از منظر تحلیل اقتصادی، این موضوع می‌تواند ناشی از سه عامل کلیدی مدیریت متمرکز لجستیک، ذخایر کالاهای اساسی و هماهنگی میان نهادهای توزیع باشد. در کنار این عوامل، نقش بخش خصوصی حمل‌ونقل نیز در حفظ پایداری جریان کالا قابل توجه بوده است؛ بخشی که معمولا در بحران‌ها نخستین حلقه آسیب‌پذیر محسوب می‌شود.

سیاست‌های پیشینی و مهار انتظارات تورمی

یکی از مهم‌ترین عوامل کنترل بازار در این دوره، مجموعه سیاست‌هایی بود که پیش از آغاز جنگ در ساختار اجرایی کشور اتخاذ شد. در این میان، نقش کارگروه تضمین امنیت غذایی و معیشت مردم به‌ عنوان یک نهاد هماهنگ‌کننده میان دستگاه‌های اقتصادی برجسته است. بر اساس اطلاعات موجود، بیش از ۱۵ جلسه تخصصی پیش از آغاز بحران برای بررسی سناریوهای احتمالی و تنظیم سیاست‌های واکنشی برگزار شده بود.

در این چارچوب، یکی از اقدامات اثرگذار، اجرای سیاست کالابرگ الکترونیکی بود؛ سیاستی که هدف آن نه تنها حمایت مستقیم از قدرت خرید خانوارها، بلکه مهار انتظارات تورمی در سطح جامعه بود. در اقتصادهای بحران‌زده، یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها، شکل‌گیری «تورم انتظاری» است؛ جایی که حتی بدون افزایش واقعی قیمت‌ها، رفتار مصرف‌کنندگان باعث جهش قیمت می‌شود.

در کنار این سیاست حمایتی، نقش در مدیریت بازار ارز و تامین مالی واردات کالاهای اساسی نیز تعیین‌کننده بود. تامین به‌ موقع ارز برای واردات اقلام ضروری و تسهیل فرآیندهای گمرکی، عملا از ایجاد گلوگاه‌های عرضه جلوگیری کرد. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که در شرایط جنگی، حتی کمبود کوتاه‌مدت ارز می‌تواند به بحران‌های جدی در بازار کالاهای اساسی منجر شود.

از تجربه جهانی تا مدل بومی مدیریت بحران

اگر تجربه ایران در جنگ رمضان را در کنار سایر بحران‌های جهانی قرار دهیم، می‌توان به یک جمع‌بندی مهم رسید؛ تفاوت اصلی نه در وقوع یا عدم وقوع بحران، بلکه در «نحوه مدیریت انتظارات» است.

در بحران‌های مالی سایر کشورها، سقوط اعتماد عمومی به نظام بانکی و پولی باعث شد حتی در غیاب جنگ، بازار کالاهای اساسی دچار کمبود مصنوعی شود. مردم برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به خرید انبوه اقلام ضروری روی آوردند. در مقابل، در جنگ رمضان، به نظر می‌رسد سیاست‌گذاری اقتصادی موفق شده تا حدی از شکل‌گیری این چرخه معیوب جلوگیری کند.

از سوی دیگر، استمرار صادرات برخی محصولات کشاورزی در همین دوره نیز نکته قابل توجهی است. در شرایطی که بسیاری از کشورها درگیر جنگ، صادرات را متوقف یا محدود می‌کنند، تداوم صادرات برخی محصولات کشاورزی نشان داد که توازن نسبی میان نیاز داخلی و ظرفیت تولید برقرار بوده است. این موضوع البته همزمان می‌تواند دو پیام داشته باشد؛ از یک‌سو نشانه ظرفیت تولید مازاد و از سوی دیگر ضرورت دقت بیشتر در اولویت‌بندی امنیت غذایی را نشان می‌دهد.

تاب‌آوری اقتصادی یا تجربه‌ای تکرارپذیر؟

بررسی تجربه جنگ رمضان نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در این دوره توانسته سطحی از تاب‌آوری را به نمایش بگذارد که در بسیاری از سناریوهای مشابه کمتر مشاهده می‌شود. عدم شکل‌گیری کمبود گسترده، ثبات نسبی قیمت‌ها و استمرار زنجیره تامین، همگی نشانه‌هایی از کارکرد هماهنگ سیاست‌های پیشینی و مدیریت لحظه‌ای بحران هستند.

با این حال، این تجربه یک پرسش اساسی را نیز مطرح می‌کند؛ آیا این ثبات، نتیجه یک ساختار پایدار و قابل تکرار است یا محصول مجموعه‌ای از شرایط خاص و موقت؟ پاسخ به این سوال، تعیین‌کننده مسیر آینده سیاست‌گذاری اقتصادی کشور خواهد بود.

آنچه مسلم است اینکه در دنیای امروز، جنگ‌ها تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهند، بلکه در بازارها، انتظارات و زنجیره‌های تامین نیز جریان دارند. تجربه جنگ رمضان نشان داد که اگر این میدان‌های پنهان به‌ درستی مدیریت شوند، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان از فروپاشی اقتصادی جلوگیری کرد.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ