رواج پترویوآن؛ انتقام اقتصادی ایران از ایالات متحده
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از کارشناسان هشدار میدادند که هرگونه تشدید نظامی در منطقه خلیج فارس، به ویژه اگر دامنه آن علیه ایران گسترش یابد، تنها رویداد امنیتی باقی نمیماند، بلکه سریعا به یک متغیر مالی جهانی تبدیل میشود که موازنه قدرت در بازار ارز را بازآرایی میکند. اکنون نیز این موضوع مطرح است که ادامه تشدید تنشهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران یا تبدیل آن به یک رویارویی گستردهتر، یک شوک مالی جهانی را رقم خواهد زد که فراتر از مرزهای منطقه خواهد رفت و پیامدهای مستقیمی بر قدرت و سلطه دلار، ثبات ارزهای منطقهای و نرخ ریسک در بازارهای نوظهور خواهد داشت.
برای نمونه، یکی از شروط ایران برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز، معامله با یوآن چین است که به نوعی در راستای دلارزایی از تجارت جهانی و مقابله با پترودلار است. برای نمونه، اخیرا چین قراردادهای پترو-یوآن را با کشورهای حاشیه خلیج فارس اعلام و آن را جایگزین معاملات پترودلار کرد. همچنین، رویترز گزارش داد که شرکتهای پالایش نفت هند برای تسویه حساب محمولههای نفت ایران که تحت معافیت تحریمهای آمریکا خریداری شدهاند، از یوآن چین و بانک آیسیآیسیآی (ICICI Bank) استفاده و وجوه را به صورت یوآن چین به حساب فروشندگان واریز کرده است.
جنگ اقتصادی ایران
به باور کارشناسان، ایران با استفاده از تاکتیکهای نامتعارف به جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده و اسرائیل پاسخ داده است. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل به طور سیستماتیک مقامات ایرانی را ترور و مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی را بمباران کردند. تهران با ورود به کارزار جنگ اقتصادی نامتقارن، نه فقط به پایگاههای نظامی ایالات متحده در غرب آسیا، بلکه به شرکتهای بزرگ آمریکایی نیز حمله و حتی سلطه دلار را به چالش کشیده است.
پس از بستن تنگه هرمز، مهمترین گلوگاه ترانزیت نفت در جهان، ایران بازارهای جهانی انرژی را مختل و مستقیما با سیستم پترودلار مقابله کرده است. در این راستا، تهران خواستار آن شد که کشتیهای عبوری از این تنگه، نفت خود را به جای دلار با پول چین بفروشند. بنابراین، ایران نشان داد که مقاومت در برابر امپراتوری ایالات متحده برای یک کشور جنوب جهان نیز امکانپذیر است.
با توجه به ظرفیت بالا، ایران تشخیص داد که باید در جنگ نامتقارن شرکت کند. استراتژیستهای نظامی ایران، نقاط ضعف امپراتوری ایالات متحده را شناسایی و هوشمندانه این نقاط ضعف را هدف قرار دادند.
بلافاصله پس از آنکه دولت دونالد ترامپ این جنگ تجاوزکارانه را آغاز کرد، ایران تلافی و تقریبا ۲۴ پایگاه نظامی ایالات متحده در غرب آسیا را هدف قرار داد. تهران همچنین به یک ایستگاه اصلی سیا واقع در داخل سفارت آمریکا در عربستان سعودی و همچنین سیستمهای راداری حیاتی و چندین هواپیمای سوخترسانی نیروی هوایی ایالات متحده حمله کرد. طبق قوانین بینالمللی، ایران مجاز به پاسخ به تجاوز آمریکا و اسرائیل است. ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، حق دفاع از خود را برای هر کشوری تضمین میکند.
در کنار این موارد، ایران در این جنگ نامتقارن از ابزار اقتصادی نیز استفاده میکند که البته خود برای سالها قربانی آن بوده است. در این راستا، اگرچه ایران تنگه هرمز را مسدود کرد اما استثنای مهمی قائل شده است. تهران اعلام کرد که نفتکشهای چینی اجازه دارند بدون هیچ مانعی از این گذرگاه ترانزیت نفت عبور کنند. علاوه بر این، یک مقام دولتی ایران به سیانان گفت که نفتکشها در صورتی میتوانند از تنگه هرمز عبور کنند که نفت را به پول چین بفروشند.
این تصمیم یک تحول ژئوپلیتیکی بسیار مهم و چالشی مستقیم برای سلطه جهانی دلار آمریکا است. به باور کارشناسان، دلار قدرتمندترین سلاح امپراتوری ایالات متحده است. تبدیل دلار به ارز ذخیره جهانی و قدرت چاپ آن توسط ایالات متحده، امتیاز ویژهای به این کشور میدهد، به طوری که میتواند کسریهای تجاری با بقیه جهان را جبران و با کاهش ارزش پول و فشارهای تورمی که سایر کشورها از آن رنج میبرند، مواجه نشود.
همچنین، این امتیاز به ایالات متحده کمک میکند تا هزینههای استقراض را نسبتا پایین نگه دارد، زیرا دلارهای پرداختی برای واردات، اغلب توسط سرمایهگذاران خارجی به اوراق بهادار خزانهداری ایالات متحده و اوراق قرضه شرکتی تبدیل میشود و در نتیجه بازده و نرخ بهره را برای بخشهای دولتی و خصوصی کاهش میدهد.
در این میان، یکی از ارکان سلطه دلار، سیستم پترودلار است. از زمانی که ایالات متحده در سال ۱۹۷۴ با عربستان سعودی توافق تاریخی امضا کرد، بخش عمدهای از نفت خام جهان به دلار فروخته شده است. سپس تقریبا همه واردکنندگان نفت از این رویه پیروی کردند. این امر باعث شد تا اکثر بازارهای کالایی دیگر نیز با دلار قیمتگذاری شوند. این امر تقاضای مصنوعی جهانی برای دلار را تضمین و جایگاه آن را تقویت کرد.
همچنین ایالات متحده از این «امتیاز ویژه» استفاده و دلار را از طریق تحریمهای یکجانبه غیرقانونی به سلاح تبدیل کرد. به طوری که ایالات متحده تحریمهای یکجانبهای را علیه یکسوم از کل کشورهای جهان، از جمله ۶۰ درصد از کشورهای کمدرآمد اعمال کرده است.
این افزایش استفاده از ارز ذخیره جهانی به عنوان سلاح، کشورها را به یافتن جایگزینهای مالی ترغیب کرده است. برای نمونه تهران در پاسخ به تحریمهای غیرقانونی واشنگتن، سالهاست که برای دلارزدایی تلاش میکند. در این راستا، چین به عنوان خریدار بخش عمده نفت از ایران، بهای نفت ایران را به یوان پرداخت میکند. همچنین ایران در سال ۲۰۲۴ به عضویت بریکس درآمد و از ایجاد یک واحد پول جدید برای تجارت بینالمللی حمایت کرده است.
در این میان تحریمهای غرب، روسیه را نیز برآنداشت تا دلارزدایی را در پیش بگیرد. تا سال ۲۰۲۳ حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت با ارزهای دیگر انجام میشد، یعنی ۸۰ درصد هنوز با دلار انجام میشود. ایران اکنون با استفاده از اهرم ژئوپلیتیکی خود بر تنگه هرمز و تجارت جهانی نفت، آشکارا با این سیستم مقابله میکند تا دلارهای نفتی را به چالش بکشد.
همچنین نباید فراموش کرد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد که کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ در جنگ اقتصادی علیه ایران با هدف «فروپاشی» اقتصاد این کشور از طریق قطع صادرات نفت، ممانعت از ورود ارز خارجی و دامن زدن به تورم انجام میشود. اکنون تهران با درگیر شدن در جنگ اقتصادی، به دنبال انتقام از همه این فشارها بوده و بدین ترتیب طعم تلخ آن را به امپراتوری آمریکا چشانده است.
بسترسازی پترویوآن
در مجموع، ایدهگسترش پترویوان هرچند در ظاهر ساده است اما پیامدهای گستردهای دارد، زیرا این امر صرفا یک تغییر فنی در سازوکارهای پرداخت نخواهد بود، بلکه گامی نمادین و راهبردی به سوی یک سیستم مالی چندجانبهتر است. در حال حاضر، برخی از شاخصها در حال ظهور هستند، به طوری که معاملات نفتی با استفاده از یوان انجام میشوند و بورس انرژی شانگهای به بستری برای معاملات قراردادهای نفتی با واحد پول چین تبدیل میشود.
باید توجه داشت چین که در دو دهه گذشته به بزرگترین واردکننده انرژی جهان تبدیل شده است، در این زمینه نفوذ قابل توجهی دارد. کشورهای صادرکننده نفت در غرب آسیا و اوراسیا، به شدت برای فروش تولیدات خود به بازار چین وابسته هستند. این امر قدرت چانهزنی پکن را تقویت و به آن اجازه میدهد تا قیمتگذاری را به پول ملی خود، به ویژه در معاملات دوجانبه بلندمدت، پیشنهاد دهد که آغاز معاملات نفتی با کشورهای خلیج فارس در این راستاست.
البته تقویت ارزش یوان در بازار انرژی را نمیتوان جدا از تغییرات ژئوپلیتیکی درک کرد. روسیه که پس از جنگ اوکراین با تحریمهای مالی گسترده مواجه بود، ناگزیر بخش قابل توجهی از صادرات نفت خود را به سمت آسیا، به ویژه چین و هند ارسال میکند. در این فرآیند، مسکو شروع به پذیرش پرداختها به ارزهایی غیر از دلار مانند یوان، روبل یا حتی ترتیبات پیچیده سوآپ کرد. در این میان، برای ایران که سالهاست به دلیل تحریمها و محرومیت از شبکه انتقال مالی بینالمللی، خارج از سیستم مالی غرب بوده است، استفاده از یوان یا ارزهای محلی صرفا یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی با پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده است.