واکنش سازمان هواشناسی به شایعه «هارپ و باران» در ایران
به گزارش اقتصاد معاصر؛ طی هفتههای اخیر چندین پیام و محتوای متنی و ویدئویی بدون ذکر منبع موثق، در خصوص دستکاری اقلیم کشور توسط رادارهای هواشناسی و نظامی و همچنین پروژه هارپ، با لحاظ نقش آنها در وقوع بارشهای اخیر کشور، در فضای مجازی بهسرعت منتشر و پخش شد. در این خصوص، سازمان هواشناسی کشور بهعنوان تنها متولی رسمی پایش و پیشبینی وضع هوا و اقلیم، موارد به شرح زیر را به استحضار افکار عمومی کشور میرساند:
رادارهای هواشناسی صرفاً ابزاری برای آشکارسازی پدیدههای جوی میباشند که با ارسال امواج الکترومغناطیس بهصورت پالسی و دریافت بازتابش آنها از هدف عمل میکنند. امواج الکترومغناطیسِ ارسالشده توسط رادار، اساساً به دلیل انرژی بسیار کم ارسالی، سهم کم انرژی جذبشونده و مدتزمان کم برخورد، موجب هیچگونه تغییر فاز (تغییر از حالت آب یا یخ به بخار و یا بالعکس) در جو نمیشوند. همچنین این امواج الکترومغناطیس تغییری در ساختار ابر، دما و رطوبت آن پدید نمیآورند و انرژی آنها در مقایسه با خورشید که همه طیف الکترومغناطیس را دارد بسیار بسیار کمتر است. به دلیل جذب بسیار بسیار کم امواج راداری در جو، این امواج باعث یونیزه شدن نیتروژن و اکسیژن جو و در نتیجه گرم شدن جو نمیشوند و از این رو هیچ مادهای که بتواند باعث باروری هرچند ناچیز ابرها شود را به جو اضافه نمیکنند. یادآور میشود شعاع پوششی رادارهای هواشناسی حدود 250 کیلومتر و کمتر هستند.
اساساً پرتو رادارهای مستقر در سطح زمین بهدلیل انحنای زمین، در فواصل دورتر از 250 کیلومتر از جو نزدیک زمین خارج میشوند و امکان دریافت امواج رادار جز توسط ابرهای ارتفاع بالا و بدون بارش وجود ندارد. رادارهای هواشناسی در باندهای مختلف (S، X، C) از چند دهه گذشته در تمامی کشورهای پیشرفته و درحال توسعه و حتی کمتر توسعهیافته برای شناسایی پدیدههای بارشی و پیشبینی و مدیریت بحرانهای جوی و مدیریت آب استفاده میشوند و گزارشی از کاهش یا افزایش بارش ناشی از کارکرد رادارها وجود ندارد.
بررسی مشخصات فنی رادار سامانه (AN/TPY-2 (THAAD Radar)) نشان میدهد توان بیشینه این رادارها 2 مگاوات و میانگین توان مؤثر آنها کمتر از 2 کیلووات است. پرتو تابشی در باند X پهنای حدود 1 تا 2 درجه دارد که در فاصله 100 کیلومتری، قطر پرتو به حدود 3 کیلومتر میرسد و این پرتو در اتمسفر بهسرعت جذب و پراکنده میشود.
این رادارها یکی از مهمترین رادارهای نظامی آمریکا در خاورمیانه هستند که با هدف ردیابی موشکهای بالستیک و دفاع موشکی با برد 1000 تا 2000 کیلومتر در باند X طراحی شدهاند و 12 واحد عملیاتی آن در سطح جهان وجود دارد.
رادارهای مذکور یا رادارهای مشابه آن در کشورهای عربی و سرزمینهای اشغالی و با هدف هشدار زودهنگام و دفاع موشکی مستقر شدهاند. با توجه به جذب بسیار کم در جو و عبور بخش بزرگی از انرژی در رادارهای باند X، و نیاز به میدان الکتریکی بسیار قوی و انرژی بسیار بالا برای یونیزاسیون، توانایی اعمال یونیزاسیون مستقیم جو در این رادارها بسیار محدود است.
تغییر فرکانس از 500 مگاهرتز تا 70 گیگاهرتز که در متن یکی از محتواهای منتشرشده آمده، ادعایی کاملاً مردود و غیرممکن است. آنتنهای آرایه فازی سامانه راداری تاد برای یک باند فرکانسی خاص طراحی شدهاند و تغییر بسیار زیاد در فرکانس نیازمند تغییر ابعاد المانها و کل زنجیره دامنه فرکانس (RF) است و نوسانگرها امکان تغییر فرکانس به این گستردگی را ندارند و حداکثر پهنای باند فرکانسی این نوع رادارها کمتر از 20٪ فرکانس مرکزی است.
بر اساس مدارک پژوهشی، تنها اثر قابل مشاهده رادارها میتواند تغییرات یونوسفر (ionospheric heating)، تغییر انتشار (propagation) امواج رادیویی و تولید plasma مصنوعی در ارتفاع بالا باشد که هیچ اتصال فیزیکی معتبری به cloud formation در تروپوسفر ندارد.
توان تابشی مؤثر در پروژه High-frequency Active Auroral Research Program (HAARP) در حد گیگاوات است و با هدف تحت تأثیر قرار دادن یونوسفر از آنتنهای آرایه فازی بزرگ استفاده شده است. در این سامانه یک فرستنده 6/3 مگاواتی در فرکانس 2/7 تا 10 مگاهرتز برای مطالعه یونوسفر در ارتفاع 60 تا 500 کیلومتری طراحی شده است. نتایج رسمی منتشرشده در خصوص این پروژه نشان میدهد که HAARP نمیتواند آبوهوا را تغییر دهد و هیچ شواهدی برای تغییر آبوهوا توسط HAARP وجود ندارد. گرمایش یونوسفر با توان هارپ کمتر از 0/01٪ گرمایش ناشی از طوفانهای خورشیدی است. پروژههای مشابه دیگری مانند EISCAT در کشورهای دیگر اروپایی شامل نروژ، فنلاند و سوئد با هدف تحت تأثیر قرار دادن یونوسفر اجرا شدهاند که موجب یونیزاسیون محدود بدون تأثیرات آبوهوایی بودهاند.
پروژه SURA مشابه پروژه هارپ در روسیه با بهکارگیری رادارهای پرقدرت HF انجام شده که در آن اثرگذاری بر یونوسفر بدون تغییر در بارش مشاهده شده است. تحلیل فنی مشترک همه پروژهها نشان میدهد که در تمام این پروژهها چگالی الکترونی یونوسفر تغییر پیدا کرده است که میتواند موجب تغییر مسیر امواج رادیویی شود و هیچ اثری بر بارش، ابرهای تروپوسفری (1 تا 12 کیلومتری)، طوفانها و الگوهای اقلیمی نداشته است. اصولاً رادارها به علت عدم همپوشانی ارتفاعی و فاصله بسیار زیاد که ناشی از انرژی الکترومغناطیس کمچگال و عمدتاً عبوری (نه جذبشونده) آنها هستند، نمیتوانند بارش را تغییر دهند. بنابراین هیچ شباهتی بین توان عملیاتی رادارها با سامانههای گرمایش یونوسفری (مانند فرستندههای هارپ با توان مگاوات در فرکانسهای پایین و آنتنهای بسیار بزرگ) وجود ندارد.
اساساً برای تغییرات آبوهوا و بارش، دو مکانیسم اصلی قابل تصور است:
الف) گرمایش یونوسفر: پروژه هارپ در فرکانسهای 2 تا 10 مگاهرتز (نه 8 تا 12 گیگاهرتز) کار میکند که به دلیل بازتاب از یونوسفر با توان مؤثر تابشی (ERP) چند مگاوات و آنتن عظیم چند هکتاری، با سامانه تاد کاملاً متفاوت است.
در سامانه تاد ERP حدود 1 تا 2 گیگاوات در باند X است که این امواج در یونوسفر جذب نمیشوند (یونوسفر برای فرکانسهای بالای 30 مگاهرتز شفاف است). پس هیچ گرمایش یونوسفری رخ نمیدهد که حتی در آن صورت هم توان تأثیر بر امواج و سامانههای جوی را نمیتواند داشته باشد.
برای آگاهی بیشتر از برآورد انرژی جو و انرژی رادارها به مثال زیر توجه کنید:
برای اینکه در مساحتی به شعاع برد یک رادار هواشناسی (حدود 250 کیلومتر) بارش باران به میزان یک میلیمتر در یک ساعت رخ دهد، انرژی آزاد شده ناشی از گرمای نهان مایع (تبدیل بخار آب به آب) حدود ژول است.
این انرژی معادل حدود 100 میلیون تن TNT یا صدها بمب هستهای و حدود یک چهارم برق مصرفی سالانه یک کشور صنعتی مانند آلمان است.
در همین حال انرژی ارسال شده از یک رادار پالسی با پیک توان 2000 کیلووات و مشخصات کلی فرکانس تکرار پالس چند صد هرتز و پهنای پالس چند میکروثانیه، طی یک ساعت، کمتر از ژول است. (توان متوسط ارسالی رادارها کمتر از 5 کیلووات است).
میتوان دید انرژی آزاد شده در جو طی بارش یک میلیمتر در یک ساعت در مساحت پوشش راداری، معادل انرژی گسیلشده یک ساعت از حدود چند میلیون رادار هواشناسی است.
اصولاً امواج رادار با توانهای در حد چند مگاوات به هیچ عنوان توان لازم برای ایجاد تغییر را ندارند و اگر این توان را با توان پرتوهای خورشیدی مقایسه کنیم میلیونها بار ضعیفتر است.
ب) بارورسازی ابرها: هستهزایی یخ نیازمند پاشش موادی مانند یدید نقره یا پودر نمک یا بنا بر برخی ادعاهای اثباتنشده تابش لیزرهای پرقدرت (تراوات) است که تاکنون ثابت نشده است هیچکدام از این روشها بتوانند تأثیر عمدهای در سامانههای بارشی ایجاد کنند. حتی در مناطقی مانند جنوبغرب آمریکا که دههها بارورسازی ابر با روشهای مختلف تداوم داشته، تشدید خشکسالیهای فراگیر و گسترده و کمآبی مفرط در ایالتهایی مانند وایومینگ، کالیفرنیا، آرکانزاس و تگزاس یک چالش بسیار عمده برای جمعیت ساکن در آن مناطق است.
بر اساس مستندات سازمانهای معتبر بینالمللی، هیچ مدرک علمی معتبر وجود ندارد که رادارها یا امواج مایکروویو بتوانند بارش یا آبوهوا را تغییر دهند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
• NOAA Weather Modification Fact Check
• WMO Statement on Weather Modification
• Czech Hydrometeorological Institute Report
نکته حائز اهمیت اعلام پیشبینیهای سازمان هواشناسی کشور از چند ماه قبل از وقوع جنگ و آسیبهای محتمل تجهیزاتی منطقه (حداقل آذرماه 1404)، مبنی بر بارشهای بالاتر از نرمال در پایان زمستان 1404 و بهار 1405 بر اساس مدلهای پیشبینی عددی است که فرضیه افزایش بارشها را قویاً رد میکند.
شایان توجه است که اگر فرضیه ناصحیح اثرات محتمل آسیبهای وارده به تجهیزات نظامی و هواشناسی منطقه بر افزایش بارش را بپذیریم، اولاً چگونه بارشهای قبل از وقوع جنگ (از جمله بارشهای بسیار شدید آذرماه جنوب ایران) را میتوان توجیه نمود و ثانیاً افزایش بارش سایر کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله عراق و عربستان که جنگ در آنجا رخ نداده را چگونه میتوان جز به علت ایجاد شرایط مناسب بزرگمقیاس گردشهای جوی تفسیر کرد؟ یقیناً نمیتوان.
ارجاع به گفته یک شخص نامعلوم تحت عنوان یک کارشناس آمریکایی که گفته است: «آمریکا اعتراف به ایجاد خشکسالی عمدی در منطقه کرده است» و اطلاعات احتمالا محرمانه مربوط به (رادارهای موسوم به رادارهای هواشناسی برای دور کردن ابرهای بارانی) را در سطح عموم ارائه میدهد، علاوه بر اینکه میتواند کاملاً فریبکارانه از سوی آن کارشناس باشد، ممکن است دشمن را آنقدر توانمند و صاحب فناوری در اذهان عمومی جلوه دهد که قادر است دست به چنین کار بزرگی بزند، در حالی که از دید اذهان جامع علمی مرتبط با موضوع، یک شایعه کاملاً واهی و کذب میباشد.
هیچ مدرک علمی وجود ندارد که ثابت کند انرژی رادیویی در سطح توانهای راداری بتواند الگوی بزرگ، میانمقیاس و حتی خردمقیاس را تغییر دهد.
در محتواهای اعلامی هیچ اشارهای به منبع مستند این پیامها و هیچ اشارهای به علت ارتباط رخداد بارشها در حضور یا عدم حضور رادارهای نظامی و هواشناسی منهدمشده یا آسیبدیده نشده است.
جمعبندی:
مطالب مندرج در رسانههای مجازی در خصوص دستکاری در اقلیم و جلوگیری از رخداد بارش توسط رادارهای هواشناسی و نظامی، پیش از آنکه یک مطلب علمی مستند باشد، در خوشبینانهترین حالت یک فرضیه اثباتنشده است. اثبات فرضیه باید مستدل و مبتنی بر اسناد علمی، میدانی و با تأیید مراجع علمی باشد.
بنابراین ادعاهای مطرحشده فاقد بنیان علمی معتبر و ناشی از اشتباه در مفاهیم مهندسی رادار و نادیده گرفتن اصول فیزیک جو و استناد به شواهد شنیداری است. تغییر آبوهوا نیازمند توانهای عظیمی است که رادارهای نظامی فاقد آن هستند. رادارهای هواشناسی و نظامی توانایی و امکان تغییر اقلیم، کاهش و یا افزایش بارش را در مقیاس هواشناسی ندارند.
توصیه:
در حوزه علمی، اجتماعی و... درج یک مطلب اثباتنشده میتواند ایجاد بحرانی در سطح محدود و یا حتی وسیع کند. رد مطالب اثباتنشده معمولاً بهسادگی، بهسرعت و فراگیر نخواهد بود. توصیه میشود از انتشار اینگونه مطالب بدون مستند علمی خودداری شود. انتشار و طرح سؤال توصیه میشود، ولی اگر همزمان پاسخی که در رد یا تأیید سؤال مطرح میشود الزاماً میبایست مستند و اثبات شده باشد./ تسنیم