تقابل سناریوها برای تعیین بازار برنده سال ۱۴۰۵
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ با تعطیلی بیش از ۷۰ روزه بورس تهران و عدم شفافیت از زمان بازگشایی آن، بازارهای مالی وارد مبهمترین مقطع تصمیمگیری در سالهای اخیر شدهاند. فعالان اقتصادی حالا دست به گریبان یک پرسش کلیدی هستند؛ در فضای غبارآلود از ریسکهای سیاسی و اقتصادی، کدام دارایی بیشترین تابآوری را خواهد داشت و کدام یک، بازنده آشکار خواهد بود؟
بررسی نظرات کارشناسان نشان میدهد که «سطح ریسک» به عنوان متغیر تعیینکننده، چند سناریوی اصلی را پیش روی بازارها قرار میدهد که هر سرمایهگذاری باید خود را برای آن آماده کند.
در سناریوی اول که از آن با عنوان «بلاتکلیفی مداوم» یاد میشود، اولویت سرمایهگذاران «حفظ ارزش» و «نقدشوندگی فوری» است. در این حالت داراییهایی که واکنش سریعی به خبرهای بیرونی دارند، تقویت میشوند اما از نوسان شدید در امان نخواهند بود.
در سناریوی دوم «ثبات نسبی و کاهش تنش» پیشبینی میشود و اگر فضای کلان اقتصادی آرام بگیرد، بخشی از نقدینگی از پناهگاههای امن به سمت گزینههای بازدهی بالاتر مانند بورس روانه میشود؛ هرچند سرعت این بازگشت به میزان اعتماد به پایداری شرایط بستگی دارد.
سناریوی دیگر اما «تشدید تنشها» است که در این وضعیت، تنها رفتار تدافعی بر سرمایهگذاریها حاکم میشود و کاهش ریسک پرتفوی، اولویت اول سرمایهگذاران است و تنها داراییهایی در سبد میمانند که بیشترین مقاومت را در برابر شوکهای بیرونی دارند.
مطابق این سناریوها تحلیلگران بازارهای مالی معتقدند در صورت توافق، بورس تهران از محل بهبود شفافیت و تسهیل تجاری، گزینه نخست سرمایهگذاری خواهد بود و صندوقهای درآمد ثابت در اولویت بعدی قرار میگیرند. اما در سناریوی عدم توافق، جنس تقاضا به کلی عوض میشود؛ صندوقهای طلا و بازار ارز نقش پناهگاه اصلی را بازی میکنند و بازار مسکن به دلیل رشدهای اخیر، از جذابیت کوتاهمدت برای جذب نقدینگی جدید بیبهره خواهد بود.
از سوی دیگر در صورت ادامه جنگ نمیتوان سقف یا کفی برای دلار و داراییها متصور شد و در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» هم انتظارات تورمی تقویت شده و تقاضا به سمت کالاهای بادوام نظیر خودرو و لوازم خانگی سرازیر میشود اما این توافق گسترده است که میتواند نرخ ارز را حتی به کانال زیر ۱۰۰ هزار تومان برگرداند و داراییهای مبتنی بر هیجان تورمی را با اصلاح شدید مواجه کند.
در مقابل اما برخی کارشناسان میگویند تداوم وضعیت بلاتکلیف، اقتصاد را به سمت «فرسایش ساختاری» سوق میدهد و در این میان، بازار ارز برنده بلامنازع بازدهی خواهد بود و پس از آن مسکن و خودرو قرار دارند.
این در حالی است که غیبت طولانی بورس، نه فقط جریان نقدینگی خرد را به سمت بازارهای دیگر منحرف کرده، بلکه شیوه شکلگیری انتظارات را نیز دگرگون ساخته است. در این میان، آنچه مسلم است، نقش «ریسک سیاسی» به عنوان کلیدیترین متغیری است که میتواند معادلات بازدهی در رالی سال ۱۴۰۵ را در بازارهای مختلف تغییر دهد.