بورس تهران در عین سقفشکنیهای ریالی هنوز ۳۰ میلیارد دلار عقبماندگی دارد
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر، یک ماه پس از بازگشایی تاریخی بازار سرمایه پس از وقفهای ۸۰ روزه، شاخص کل حالا مرز ۵ میلیون واحد را پشت سر گذاشته است؛ رقمی که بسیاری از کارشناسان دستیابی به آن را در کوتاهمدت غیرممکن میدانستند. با این حال ورود شاخص کل به یک روند اصلاحی در هفته پایانی خرداد و نیز در روز جاری هفتم تیر، بار دیگر معاملهگران را سر دو راهی بیم و امید قرار داده است که آیا این عقبنشینی مقطعی، فرصتی طلایی برای خرید است یا سیگنالی از پایان رالی صعودی.
در همین راستا با پیام الیاسکردی، کارشناس بازار سرمایه به گفتوگو پرداختیم. در این گفتوگو ضمن بررسی علل رشد غیرمنتظره بورس، به سناریوهای احتمالی توافقات بینالمللی، ماجرای «بیمه هرمزسیف» به صورت بیت کوین و چالشهای معاملهگران در بازار کریپتو پرداخته شده است.
اقتصاد معاصر: با وجود اینکه رشد و سبزپوشی بازار سرمایه پس از بازگشایی فراتر از پیشبینیها بود، ارزیابی شما از عملکرد یکماهه اخیر بازار چیست؟
الیاسکردی: به یاد دارم در روز بازگشایی بازار، جو غالب میان تحلیلگران بسیار بدبینانه بود. در گفتوگوهای قبلی هم اشاره کردم که خوشبینترین تحلیلگران انتظار ۱۰ تا ۱۵ درصد اصلاح و بدبینترینها بین ۳۵ تا ۴۰ درصد ریزش را برای بازار سهام پیشبینی میکردند. اما همانطور که قبلا هم گفتم، اقتصاد ما یک اقتصاد دولتی است و نزدیک به ۷۰ درصد آن در اختیار مجموعههای حاکمیتی و دولتی است؛ بازار سهام نیز از این قاعده مستثنی نیست. واقعیت این است که اگر ارادهای برای حرکت بازار وجود داشته باشد -که این بار وجود داشت- نه تحلیلهای مربوط به آسیبهای جنگ و نه جو منفی جامعه، هیچکدام جلودار بازار نخواهند بود. به نظر میرسد سازمان بورس با مدیریت مستقیم و حمایت از بازار، فراتر از طرحهای تئوریک وارد عمل شد. البته این رشد دلایل تحلیلی هم داشت.
در اقتصاد هرچه بازارها پیشبینیپذیرتر باشند، اقبال عمومی به آنها بیشتر میشود. مثلا در آمریکا، بازار میتواند نظرات مختلف درباره نرخ بهره را پیشخور کند و غافلگیر نشود. اما در اقتصاد ما برعکس تصور غالب، بازار نه فقط منفی نشد، بلکه مستقیما حرکت صعودی خود را شروع کرد و صندوقهای اهرمی رشدی بین ۶۰ تا ۸۰ درصد را ثبت کرد. این چیزی بود که شاید خوشبینترین آدمها هم نمیتوانستند آن را پیشبینی کنند؛ چرا که تصمیمات نهایی در پشت درهای بسته گرفته میشود.
اقتصاد معاصر: به نظر شما چه ظرفیتهایی باعث این رشد شد که تحلیلگران از آن غافل بودند؟
الیاسکردی: دو دلیل عمده وجود داشت. اول، ارزش دلاری بازار سهام بود که به کف ۷۰ میلیارد دلار رسیده بود. در آن نقطه، قیمت کارخانهها و شرکتها به قدری پایین آمده بود که ارزش کل شرکت در بورس، حتی با هزینههای ساخت، زمین، دانش فنی و برند آن همخوانی نداشت. بنابراین خرید سهام برای کسب مالکیت و مدیریت شرکتها بسیار جذاب شده بود.
دلیل دوم، بحث حذف ارز ترجیحی و حرکت به سمت تکنرخی کردن ارز بود که از دیماه توسط وزارت اقتصاد جدی شده بود. بازار سرمایه به دلیل فضای جنگ و اتفاقات متعاقب آن، فرصت نکرده بود خود را با این اتمسفر جدید وفق دهد. در نهایت، دخالت واضح دولت و حاکمیت باعث شد این ظرفیتها آزاد شود و بازار مثبت گردد؛ هرچند آفت این شیوه، همان عدم پیشبینیپذیری برای تحلیلگران است.
اقتصاد معاصر: در حال حاضر که شاخص از عدد ۵ میلیون واحد عبور کرده شاهد مقاومت و شروع روند اصلاحی هستیم، تحلیل شما از وضعیت فعلی چیست؟
الیاسکردی: من در مصاحبهای سه صنعت سیمانی، دارویی و غذایی را پیشنهاد دادم. نگاهی به آمار نشان میدهد که این صنایع بین ۵۰ تا ۷۰ درصد بازدهی داشتند. صندوقهای اهرمی هم تا ۸۰ درصد رشد کردند. ارزش دلاری بازار از ۷۰ میلیارد دلار به ۱۱۶ میلیارد دلار رسیده است. بسیاری فکر میکنند بورس خیلی بالا رفته و زمان خروج است اما واقعیت این است که بورس جای خاصی نرفته است. خردادماه سال گذشته، ارزش دلاری بازار ۱۴۴ میلیارد دلار بود، یعنی ما هنوز ۳۰ میلیارد دلار با آن مقطع فاصله داریم. با توجه به نقدینگی که در حال نزدیک شدن به ۱۷ هزار همت است و افزایش نرخهای فصلی کارخانهها مانند افزایش قیمت محصولات ایرانخودرو بازار سهام همچنان این ظرفیتها را میبیند.
طی هفتههای گذشته ۷۷ هزار میلیارد تومان معادل ۴۵۰ میلیون دلار وارد بازار شده است. اگرچه رسانهها از رکوردهای ۵۴ هزار میلیاردی صحبت میکنند اما وقتی از زاویه ارزی نگاه میکنیم، ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار عدد عجیبی برای این بازار نیست. بورس قطعا استراحتهایی خواهد داشت اما از اینجا به بعد مسیر سهمها جدا میشود. از اینجا به بعد بورس با یک پرسش اساسی روبهرو میشود؛ چرا باید همه سهمها را با خود همراه کند؟ به طور طبیعی دیگر قرار نیست تمام نمادها به صورت همزمان رشد کنند؛ همانگونه که از زمان بازگشایی بازار تا امروز نیز شاهد بودیم عملکرد سهمها از یکدیگر فاصله گرفته است. بر این اساس و با توجه به آمار و ارقام مطرحشده، میتوان نتیجه گرفت که بازار سهام وارد مرحلهای شده که مسیر صنایع و نمادها از یکدیگر تفکیک میشود و دیگر نمیتوان انتظار رشد یکپارچه کل بازار را داشت. نکته مهم این است که بورس برای ادامه مسیر خود به یک محرک جدید نیاز دارد. ارزش بازار اکنون به حدود ۱۱۶ میلیارد دلار رسیده و از این سطح به بعد دو عامل تعیینکننده خواهد بود. نخست، اینکه آیا ریسک درگیریهای نظامی به طور کامل برطرف شده است یا خیر؟ بازار نیاز دارد نسبت به آینده نزدیک اطمینان پیدا کند. اقتصاد ایران در شرایطی نیست که بتوان درباره افقهای بلندمدت با قطعیت سخن گفت. امروز فعالان اقتصادی حتی برای سه ماه آینده نیز به دنبال نوعی اطمینان هستند؛ اطمینانی از این جنس که در صورت ورود سرمایه، در هر شرایطی امکان نقدشوندگی و خروج از بازار برای آنها فراهم باشد. دومین موضوع به ماهیت تفاهم یا توافق احتمالی مربوط میشود. بازار میخواهد بداند آیا این توافق میتواند آثار اقتصادی ملموسی به همراه داشته باشد یا خیر. از نگاه بازار سرمایه افزایش نرخ ارز و رشد نرخ دلار نیمایی تا حد زیادی قابل پیشبینی است و سهامداران از این منظر نگرانی چندانی ندارند. اما اگر مشخص شود توافقهای پیش رو میتواند زمینهساز بهبود شرایط اقتصادی و افزایش سودآوری شرکتها باشد، آن وقت ظرفیت رشد بازار بسیار بیشتر خواهد شد. در صورتی که این عوامل نیز محقق نشوند همچنان معتقدم بورس ظرفیت رشد بیشتری دارد و میتواند تا خردادماه رکوردهای جدیدی ثبت کند. البته باید توجه داشت که بخشی از ارزش بازار در حدود ۳۵ درصد ممکن است با آغار روند اصلاحی بازار دچار افت شود. با این حال در صورت شکلگیری شرایطی باثبات و پایدار، بازار سرمایه همچنان توانایی ادامه مسیر رشد خود را خواهد داشت.
اقتصاد معاصر: با این سناریوها، کدام بخشها را برای سرمایهگذاری ارزندهتر میبینید؟
الیاسکردی: من پیشبینیام را تغییر نمیدهم. صنایع سیمانی، دارویی و غذایی به همراه دامداری که ریسک کمی دارند، همچنان گزینههای جذابی هستند. اتفاق جالبی که در بازار رخ داده این است که هلدینگ فارس همیشه از نظر ارزش بازار در جایگاه نخست بازار سهام قرار داشت اما این روزها نماد فملی (ملی مس) جای آن را گرفته است. به نظر میرسد نوعی تغییر پارادایم در بازار سهام در حال شکلگیری است و احتمالا سهامداران از این پس بیشتر متوجه آن خواهند شد. به عبارت دیگر برخی صنایع به تدریج جای خود را به صنایع دیگر میدهند و این جابهجاییها در حال وقوع است.
اقتصاد معاصر: در ابتدای بازگشایی بازار گفته شد حدود ۴۰ نماد متوقف هستند. اکنون وضعیت آنها به کجا رسیده است؟
الیاسکردی: بسیاری از آنها بازگشایی شدند و تعدادی نیز با بازدهی مثبت به بازار بازگشتند. البته هنوز برخی از نمادها بازگشایی نشدند و در بازار حضور ندارند. واقعیت این است که احتمالا تصمیمگیران بازار با توجه به اینکه برخلاف نظر بسیاری از کارشناسان، بازار را در شرایط مثبتی بازگشایی کردند، برای این نمادها نیز برنامهای در نظر دارند. به نظر میرسد برای بازگشت آنها تدابیری اندیشیده شده باشد. با این حال به اعتقاد من سرمایهگذاران بهتر است به سمت سهامی حرکت کنند که کمتر آسیب دیدند یا سهامهایی که مبتنی بر نسبت قیمت به درآمد هستند، سود تقسیمی پایداری دارند و از کیفیت سود بالاتری برخوردارند. همان سه گروهی که پیشتر به آنها اشاره کردم، همچنان جذابیت بیشتری دارند و سرمایهگذاری در آنها میتواند گزینه مناسبتری باشد.
اقتصاد معاصر: وضعیت صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای طلا را چطور ارزیابی میکنید؟
الیاس کردی: صندوقهای درآمد ثابت اصلا جذاب نیستند، چون از تورم عقب میمانند. تورم سال ۱۴۰۵ متاسفانه بسیار نگرانکننده خواهد بود و کسی که در درآمد ثابت است باید بپذیرد که ارزش سرمایهاش نسبت به تورم کاهش مییابد. اما در مورد طلا، باید به دو فاکتور نگاه کرد؛ اول انس جهانی که پیشبینی موسسات مالی برای آن رسیدن به ۶۰۰۰ دلار است و دوم قیمت دلار در داخل. اکنون اختلاف قیمت دلار نیما و بازار آزاد به حدود ۵ درصد رسیده که یک رکورد محسوب میشود. به نظر من دولت اجازه نخواهد داد دلار از این پایینتر بیاید و در محدودههای فعلی مقاومت ایجاد میشود.
وقتی انس جهانی ظرفیت رشد دارد و دلار هم به کف خود رسیده، یعنی قیمت طلا در ایران الان بالا نیست. متاسفانه مردم با ۱۰ تا ۱۵ درصد ریزش از ترس کاهش بیشتر دارایی خود را میفروشند اما من فکر میکنم ما در حال مشاهده کفهای قیمتی طلا هستیم. شرایط فعلی شبیه به روزهای بعد از امضای برجام یا قطعنامه ۵۹۸ است که بازار اصلاح قیمتی مناسب داشت و سپس مسیر خود را پیدا کرد. بنابراین پیشبینی من برای طلا در ادامه افزایشی است.
اگر گفتوگوها بر ترک مخاصمه موقت تاکید داشته باشند به طوری که شاهد توقف درگیریها باشیم و موضوعاتی نظیر تنش در تنگه هرمز کنار گذاشته شود یا آمریکاییها از بحث محاصره دریایی دست بکشند، میتوانیم شاهد آغاز روند صعودی در بازار طلا و دلار باشیم. به بیانی دیگر پس از فروکش کردن موج خبری توافقنامهها و تفاهمنامهها، قیمت طلا و دلار دوباره رشد خود را آغاز خواهد کرد. مانند توافقهای پیشین که نه مشکلات را به طور ریشهای حل کردند و نه شرایط را وخیمتر ساختند، بلکه فقط نتیجهای بینابینی به همراه داشتند.
اگر این روند به سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری منجر شود، درحالی که این موضوع بعید به نظر میرسد، زیرا آمریکا حتی در قبال کشورهای عربی نیز چنین رویکردی ندارد و در واقع سرمایه بیشتری را از آن کشورها برای سرمایهگذاری در خاک خود جذب میکند. بنابراین بسیار دور از ذهن است که بخواهد در ایران سرمایهگذاری گستردهای انجام دهد. با این حال اگر فرض کنیم چنین اتفاقی رخ دهد به نظر من طلا و دلار کاهش قیمت چشمگیری را تجربه خواهند کرد. در نهایت همهچیز به کیفیت توافق بستگی دارد. اگر روزی چشم باز کنیم و ببینیم نمایندگیهای مختلف شرکتهای آمریکایی در ایران فعال شدند، پرواز مستقیم تهران ـ نیویورک برقرار شده، سواحل جنوبی میزبان هتلهای بزرگ بینالمللی هستند و پروژههای توسعهای کلان در کشور کلید خوردند، به نظر من نرخ دلار حتی میتواند به کمتر از ۱۰۰ هزار تومان نیز برسد. البته تحقق چنین سناریویی مستلزم آن است که این شرایط برای چندین سال تداوم داشته باشد، به گونهای که آمریکاییها سرمایهگذاریِ واقعی و قابل توجهی در ایران انجام دهند. اما اگر کیفیت توافق مشابه برجام باشد، تجربه نشان داده که تاثیر پایدار و چندانی بر کاهش قیمت طلا و دلار نخواهد داشت. با توجه به مشکلاتی که در تجربههای پیشین ایجاد شد، میتوان انتظار داشت که پس از فروکش کردن هیجانات اولیه روند قیمتی طلا و دلار بار دیگر صعودی شود.
اقتصاد معاصر: اخیرا خبری مبنی بر راهاندازی بیمه هرمز سیف برای خدمات تنگه هرمز و تسویه با رمزارز مطرح شده است. نظر شما در این باره چیست؟
الیاسکردی: این خبر جدیدی نیست. قبلا هم بحث پرداخت عوارض توسط کشتیها مطرح بود. طبق قوانین بینالمللی، تنگههایی که در خاک یک کشور هستند، مثل کانال سوئز یا تنگه ترکیه حق دریافت عوارض دارند. اما بخشی از تنگه هرمز آبهای آزاد است. اگر تفاهمنامهها مبتنی بر بازگشایی بدون قید و شرط باشد، این طرح احتمالا اجرایی نخواهد شد اما اگر بحث هزینه خدمات و بیمه لجستیکی مطرح باشد، میتواند روی کاغذ قابل انجام باشد. باید منتظر انتشار مفاد دقیق تفاهمنامهها در روزهای آتی باشیم تا مشخص شود چه چیزی معامله شده است.
اقتصاد معاصر: در حوزه رمزارزها، خبر مسدودسازی حدود یک میلیارد دلار از داراییهای ایران منتشر شده است. این محدودیتها شامل چه مواردی است؟
الیاسکردی: آمریکا فشار حداکثری و تحریمهای خود را حتی در حین مذاکرات رها نکرده است. تحریم ۱۴ نهاد و فرد جدید برای بستن راههای دور زدن تحریم و دست پر داشتن در مذاکرات آتی است. این با ماهیت تمرکززدای رمزارزها تضاد دارد اما نشان میدهد دنیای کریپتو از سیاست جدا نیست و آمریکا هر جا که بتواند دخالت میکند.
اقتصاد معاصر: آخرین وضعیت حکمرانی بر بازار کریپتو پس از انتقادات مطرح شده درباره پیشنویس قانون رمرزارزها در دوره آقای فرزین به کجا رسید؟
الیاسکردی: در بررسی وضعیت فعلی، یک میل کلی در دولت مشاهده میکنم که مایل به کنترلگری و ایجاد بروکراسی است. متاسفانه نگاه مدیریتی ما در این حوزه بر نظارت پیشینی استوار شده؛ دقیقا همان چیزی که فعالان بازار و صاحبان صرافیهای داخلی از آن واهمه دارند. ترس آنها از این است که مجوزها قرار است با چه مکانیزمی و به چه کسانی اعطا شود و آیا اصلا اجازه بزرگ شدن به این شرکتها داده خواهد شد یا خیر. معتقدم در فضای جدید اقتصادی که صحبت از توافقات و تفاهمات به میان آمده، باید رویکرد نظارتی خود را به نظارت پسینی تغییر دهیم. به این معنا که فرآیند صدور مجوز را تسهیل کنیم اما در مقابل نظارتهای پس از شروع فعالیت را بسیار سختگیرانه دنبال کنیم تا با هرگونه تخلف، برخوردی قاطع و سفتوسخت صورت گیرد. وضعیت فعلی ما به این صورت است که در برخی بخشها مجوز را صادر میکنیم و سپس شرکتها را به حال خود رها میکنیم.
توجه به تجربههای جهانی در حوزه رمزارزها حائز اهیمت است، زیرا دنیا استانداردهایی را در این زمینه پذیرفته است. نکته کلیدی دیگر این است که نگاه دولت به مردم نباید قیممآبانه باشد، بلکه باید اجازه دهیم مردم خودشان بیندیشند، تصمیم بگیرند و حتی مسوولیت پیامدهای انتخاب خود را بپذیرند. مردم باید در انتخاب صرافی برای فعالیتهای خود مختار باشند. وظیفه حاکمیت آگاهسازی است و نباید با بروز اولین چالش به دنبال انسداد و ممنوعیت باشد. پیشنهاد من این است که رویکرد خود را در این زمینه تغییر دهیم و به فعالان این بازار اجازه دهیم صنف تشکیل داده و به خودتنظیمگری بپردازند. تردیدی نداشته باشید زمانی که افراد به دنبال تامین منافع شخصی و بقای صنف خود باشند، قوانین را به گونهای تدوین میکنند که در نهایت به نفع رقابت سالم و امنیت بازار تمام شود، چراکه مایل نیستند اعتبار صنف خود را خدشهدار کنند. دولت نیز میتواند در جایگاه ناظر پسینی نظارت جدی و حاکمیتی خود را حفظ کند.
ما باید با ادبیات اقتصادی واقعبینانه به این موضوع بنگریم؛ اگرچه ما نروژ یا آمریکا نیستیم اما کافی است نگاهی به تحولات کشورهای خاورمیانه بیندازیم. امارات با جدیت تمام برای تبدیل شدن به قطب جهانی رمزارزها خیز برداشته است. در کنار آن هند و عربستان نیز وارد این رقابت شدند. پرسش اینجاست که چرا ما با وجود این تعداد جوان تحصیلکرده، علاقهمند و متخصص تراز اول در کشور، نباید از ظرفیت خود در رقابتهای جهانی بهره ببریم.