۱۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به بورس رسید
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در هفتههای اخیر بار دیگر توانسته توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کند؛ جایی که رشد نماگرهای اصلی، ثبت قلههای جدید و ورود بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی، در کنار عملکرد کمرمقتر بازارهای ارز و طلا، این پرسش را به وجود آورده که آیا آرایش سرمایهگذاری در اقتصاد ایران در حال تغییر است یا آنچه در بورس مشاهده میشود، صرفا یک موج کوتاهمدت معاملاتی است.
بر این اساس باید گفت بازار سرمایه در سالهای اخیر بارها دورههایی از رشد سریع را تجربه کرده و پس از آن، با تغییر متغیرهای سیاسی و اقتصادی، بخشی از نقدینگی خود را از دست داده است. بنابراین، ورود پول حقیقی اگرچه برای بورس یک علامت مثبت است اما به تنهایی نمیتواند به معنای بازگشت پایدار اعتماد سرمایهگذاران تلقی شود.
در این میان آنچه در مقطع فعلی اهمیت دارد، تغییر رفتار سرمایهگذاران در برابر ریسک است؛ چرا که سرمایهگذاران معمولا میان چند گزینه اصلی شامل سهام، ارز، طلا، مسکن و سپرده بانکی تصمیم میگیرد. از اینرو زمانی که نااطمینانی سیاسی و اقتصادی افزایش پیدا میکند، جذابیت داراییهایی که نقش پوشش ریسک دارند بیشتر میشود. در مقابل، هنگامی که انتظارات از آینده اقتصاد و فضای سیاسی بهبود پیدا میکند، بخشی از سرمایه میتواند به سمت داراییهای مولدتر و پرریسکتر حرکت کند.
بورس فعلا برنده رقابت بازدهی است
کارشناسان معتقدند رشد قابل توجه شاخصهای سهام و ورود پول حقیقی نشان میدهد بورس در مقطع فعلی توانسته بخشی از منابعی را که در ماههای گذشته در انتظار تعیین تکلیف شرایط اقتصادی و سیاسی بودند، به سمت خود جذب کند. اما «برنده شدن در رقابت بازدهی» با «تبدیل شدن به پناهگاه امن» تفاوت دارد؛ چرا که بازار سهام اساسا دارایی بدون ریسک نیست و حتی اگر چشمانداز کلی اقتصاد مثبت باشد، قیمت سهام میتواند تحت تاثیر سودآوری شرکتها، نرخ بهره، نرخ ارز، قیمتهای جهانی، سیاستگذاری اقتصادی و انتظارات سیاسی دچار نوسان شود. از اینرو رشد سریع شاخصها را نباید با کاهش ریسک سرمایهگذاری اشتباه گرفت.
در این میان آنچه بورس را در شرایط فعلی جذاب کرده، بیشتر ترکیبی از ارزندگی نسبی برخی سهام، ورود نقدینگی، کاهش بخشی از ریسکهای سیاسی و انتظار برای بهبود شرایط اقتصادی است.
چرا کاهش دلار الزاما به زیان بورس تمام نشد؟
همچنین یکی از نکات قابل توجه معاملات اخیر، رفتار متفاوت بورس در برابر بازار ارز است. بر این اساس در شرایط عادی، کاهش نرخ ارز میتواند برای بسیاری از شرکتهای صادراتمحور و صنایع وابسته به قیمتهای جهانی خبر منفی تلقی شود. با این حال، واکنش بازار سهام در هفتههای اخیر نشان داده که معاملهگران صرفا نرخ دلار را دنبال نمیکنند.
از سوی دیگر، اگر کاهش نرخ ارز حاصل افزایش عرضه مقطعی یا یک سیاست دستوری باشد و همزمان نااطمینانی اقتصادی افزایش پیدا کند، اثر آن میتواند برای بورس متفاوت باشد. اما اگر کاهش نرخ ارز همراه با کاهش ریسک سیاسی، ثبات اقتصادی، کاهش شکاف نرخهای ارزی و پیشبینیپذیرتر شدن فضای کسبوکار باشد، بخشی از آثار منفی آن برای شرکتهای صادراتی میتواند با کاهش ریسک سیستماتیک اقتصاد جبران شود. به همین دلیل، واکنش اخیر بورس را نباید صرفا بر مبنای رابطه سنتی «دلار بالاتر، بورس بالاتر» تحلیل کرد.
پول حقیقی؛ مهمتر از عدد شاخص
همچنین یکی از متغیرهایی که باید در هفتههای آینده با دقت بیشتری دنبال شود، جریان ورود و خروج پول حقیقی است؛ جایی که رشد شاخص بدون ورود منابع جدید میتواند ناشی از جابهجایی در ترکیب سهام یا افزایش قیمت تعدادی از نمادهای بزرگ باشد. اما زمانی که همزمان ارزش معاملات افزایش پیدا میکند و سرمایهگذاران حقیقی منابع تازه وارد بازار میکنند، میتوان از افزایش تقاضای واقعی سخن گفت.
این در حالی است که ورود حدود ۱۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی در هفته گذشته از این منظر اهمیت دارد. بنابراین اگر این جریان در هفتههای بعد نیز ادامه پیدا کند، اهمیت آن چند برابر خواهد شد و به گفته کارشناسان در آن صورت میتوان گفت سرمایهگذاران در حال بازنگری در وزن بازار سهام در سبد دارایی خود هستند اما اگر ورود پول متوقف شود و با نخستین موج عرضه، منابع حقیقی از بازار سهام خارج شوند، احتمالا باید رفتار اخیر را بیشتر یک واکنش تاکتیکی دانست تا تغییر راهبرد سرمایهگذاران.
این در شرایطی است که رشد قیمت سهام در نهایت نمیتواند برای مدت طولانی از سودآوری شرکتها فاصله بگیرد. بنابراین اگر افزایش قیمتها با رشد درآمد و سود شرکتها همراه شود، امکان تثبیت سطوح جدید قیمتی بیشتر خواهد بود. اما اگر بازار سرمایه صرفا بر اساس خوشبینی سیاسی و انتظارات شکل گرفته باشد، هرگونه تغییر در این انتظارات میتواند به افزایش عرضه منجر شود.
به همین دلیل، گزارشهای مالی شرکتها، وضعیت فروش، حاشیه سود، هزینه تامین مالی و سیاستهای اقتصادی دولت در ماههای آینده اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.
در مجموع باید گفت این روزها بورس تهران در نقطهای قرار گرفته که میتوان دو مسیر متفاوت را برای آن تصور کرد. در مسیر نخست، کاهش ریسکهای سیاسی ادامه پیدا میکند، سیاستگذاری اقتصادی ثبات بیشتری پیدا میکند، نرخ بهره در سطوحی قرار میگیرد که مانع جدی برای بازار سهام نباشد و شرکتها نیز بتوانند سودآوری خود را حفظ کنند. در چنین شرایطی، ورود پول حقیقی میتواند ادامهدار شود و بورس سهم بیشتری از نقدینگی موجود در اقتصاد را جذب کند. اما مسیر دوم کاملا متفاوت است و اگر نااطمینانی سیاسی دوباره افزایش یابد، بازارهای ارز و طلا جذابیت بیشتری پیدا کنند یا سیاستهای اقتصادی غیرقابل پیشبینی شود، همان سرمایهای که اکنون وارد بورس شده میتواند به سرعت مسیر معکوس را طی کند.
به همین دلیل، نقطه حساس بازار سهام این روزها نه قله فعلی شاخص، بلکه رفتار نقدینگی پس از مواجهه با اولین موج جدی عرضه و نوسان خواهد بود.