اقتصاد معاصر بررسی می‌کند

راهکارهای ایرانی در برابرکریدور میانی

در سال‌های اخیر، کریدور میانی و بخش مهم آن راهگذر زنگزور با حمایت غرب، آذربایجان و ترکیه در حال گسترش است که مهمترین پیامد آن کاهش اهمیت ژئواکونومیکی ایران است. از همین‌رو تهران می‌تواند با تقویت مسیرهای جایگزین، پیامدهای این امر را کاهش دهد. 
راهکارهای ایرانی در برابرکریدور میانی
کد خبر:۳۲۲۸۱

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در سال‌های اخیر و پس از جنگ روسیه و اوکراین، اهمیت کریدورهای جایگزین از روسیه به اروپا افزایش یافته است. در این راستا جمهوری آذربایجان و ترکیه با گسترش بیشتر کریدور میانی که چین را از طریق کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به ترکیه و در نهایت اروپا متصل می‌کند، به دنبال اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی ویژه‌ای هستند. یکی از اهداف این کریدور کاهش نفوذ و اهمیت اقتصادی ایران در کریدور‌های تجاری است. 

در روزهای اخیر نیز بحث ایجاد کریدور زنگزور و ورود شرکت‌های آمریکایی در مرز ایران و ارمنستان خبرساز شده است. اصرار باکو و آنکارا برای راه‌اندازی این کریدور را می‌توان در راستای تقویت کریدور میانی توضیح داد که انگیزه کافی برای حمایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا را نیز جلب کرده است. 

تهران بارها و رسما با افتتاح «کریدور زنگزور» و هرگونه نقض حاکمیت ارمنستان مخالفت کرده بود. ایران این مسیر را تهدیدی برای منافع امنیت ملی خود می‌داند، زیرا منجر به افزایش حضور ترکیه در منطقه، ایجاد پایگاه نظامی ناتو و مسدود شدن مسیرهای تجاری ایران به روسیه و اروپا شده و در نهایت حذف مسکو و تهران از قفقاز جنوبی را باعث خواهد شد. 

غرب نیز به رهبری ایالات متحده، به هیچ وجه قصد ندارد به ماهیت مناقشه قره باغ بپردازد یا به عنوان محافظ ارمنستان عمل کند، زیرا منافع ژئواقتصادی و ژئوپلیتیکی عمل‌گرایانه‌ای را دنبال می‌کند. برای آن‌ها، ارمنستان صرفا سرزمینی است که ترکیه، عضو ناتو را با کشورهای آسیای مرکزی متصل می‌کند تا منابع طبیعی را از آذربایجان و آسیای مرکزی به اروپا منتقل کند. ارمنستان همچنین از نظر جنبه حذف روسیه از قفقاز جنوبی، مسدود کردن پروژه کریدور حمل و نقل شمال-جنوب و همچنین جلوگیری از دسترسی ایران به شمال و غرب، مورد توجه ایالات متحده و اروپا است. 

با وجود این اهداف، پشت پرده غرب برای کریدور زنگزور و در مجموع کریدور زنگزور، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که ایران در پاسخ به این امر چه رویکردی باید اتخاذ کند؟ به نظر می‌رسد بهترین راهکارهای در این راستا تقویت مسیرهای موازی کریدور میانی است که نقش ایران را در اتصال چین و کشورهای آسیای مرکزی به اروپا تقویت می‌کند که در ادامه به آن پرداخته می‌شود. 

مسیرهای تجاری جدید

از زمان وقوع جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، اکثر کشورهای آسیایی و اروپایی، برخی از کشورهای غرب آسیا و حتی خود روسیه، شروع به بررسی جایگزین‌های جدید برای مسیرها و کریدورهای تجاری کرده‌اند. در این زمینه، کریدور میانی نقش مهمی ایفا کرده و جریان‌های تجاری در دو سال گذشته افزایش یافته است. البته، ابتکارات و پروژه‌های پیشنهادی جدیدی برای اجرای مسیرهای حمل و نقل جدید، به ویژه بین آسیا و اروپا، پدیدار شده است. 

در این میان، ایران تمایل دارد تا جایگاه خود را در مسیرهای حمل و نقل جهانی تقویت کند و با ایجاد کریدورهای حمل و نقل جدید از دریای خزر، جایگاه خود را به عنوان حلقه اتصال بین آسیا و اروپا ارتقا دهد. تجارت ترانزیت می‌تواند کاتالیزوری برای افزایش سهم ایران از تجارت جهانی باشد و راهی برای کاهش پیامدهای منفی تحریم‌های غرب فراهم کند. برآوردهای ایران نشان می‌دهد که تجارت ترانزیت سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد و تقریبا یک میلیون فرصت شغلی در داخل ایران ایجاد می‌کند. 

در میان این پروژه‌های پیشنهادی، کشورهای منطقه هنوز در حال بررسی راه‌های اجرای آن در آینده و تلاش برای غلبه بر موانع موجود، به ویژه با توجه به تشویق چین برای این پروژه، کریدور چندوجهی تاجیکستان-ازبکستان-ترکمنستان-ایران-ترکیه (TUTIT) است. این کریدور یک مسیر تجاری است که از چین، بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده جهان، از طریق تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان در آسیای میانی امتداد یافته و قبل از اتصال به اروپا از طریق راه‌آهن و بنادر ترکیه، از طریق دریای خزر و ایران عبور می‌کند. 

همچنین، در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵، کارشناسان در پکن گرد هم آمدند تا عملکرد و ظرفیت آینده مسیر راه آهن چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران را ارزیابی کنند. در این جلسه، نتایج عملیاتی این مسیر برای سال ۲۰۲۴ بررسی و فرصت‌های توسعه بیشتر بررسی شد. طبق گزارش نهادهای قزاقستان، حجم حمل و نقل بار در طول این مسیر در ۱۱ ماه اول سال ۲۰۲۴ در مقایسه با مدت مشابه در سال ۲۰۲۳، تقریبا ۳۱ درصد افزایش یافته است. این رشد، افزایش تمایل فعالان بازار به این مسیر را نشان می‌دهد و نقش حیاتی ایران را به عنوان یک قطب ترانزیت در زنجیره تامین جهانی آشکار می‌کند. 

کریدور راه‌آهن چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران یک حلقه حیاتی در تجارت اوراسیا است و جابه‌جایی سریع کالا از سواحل شرقی چین به بازارهای خلیج فارس و خاورمیانه را تسهیل می‌کند. این کریدور تاکنون به دستاوردهای مهمی دست یافته و زمان تحویل بین چین و ایران را به فقط ۱۵ روز کاهش داده است. 

با افزایش حجم بار و موقعیت راهبردی، مسیر راه‌آهن چین-قزاقستان-ترکمنستان-ایران این آمادگی را دارد تا به بازیگر مهمی در تجارت اوراسیا تبدیل شود. از همین‌رو تلاش‌های پایدار برای بهینه‌سازی عملیات و زیرساخت‌های آن، نقش آن را در اتصال بازارهای کلیدی جهانی بیش از پیش تثبیت خواهد کرد. 

با توجه به اهمیت این مسیر، ازبکستان نیز درخواست پیوستن به آن را داد که اکنون بخشی از این مسیر است و همکاری‌های سطح بالا بین ازبکستان، ترکمنستان و ایران در چارچوب این کریدور گسترش یافته است

در آگوست ۲۰۲۳، نمایندگان وزارت حمل و نقل ازبکستان و وزارت راه و شهرسازی ایران مذاکراتی را برگزار کردند که هدف آن تسریع امضای توافق‌نامه‌ای در مورد گذرگاه جدید از طریق ازبکستان، ترکمنستان و ایران بود. همچنین، مقامات هر دو کشور در مورد کاهش هزینه‌های ترانزیت بین‌المللی از طریق خاک ایران و ارزیابی فرصت‌های بالقوه برای افزایش واردات و صادرات به/از بنادر بندرعباس و چابهار در ایران رایزنی کردند. 

ازبکستان، ترکمنستان و ایران در تلاش برای تحقق بخشیدن به این کریدور برنامه‌ریزی‌شده، بر روی بهبود لجستیک حمل‌ونقل و مدیریت بین یکدیگر کار کرده‌اند. در سال ۲۰۲۲، تاشکند با تهران و عشق‌آباد توافق کرد که مقررات مربوط به حمل‌ونقل بار به بنادر ترکیه و ایران را تسهیل کند. وزارتخانه‌های حمل‌ونقل ازبکستان و ترکمنستان همچنین توافق کرده‌اند که حمل‌ونقل ترکیبی به ترکیه را در امتداد کریدور ازبکستان-ترکمنستان-ایران سازماندهی کرده و هزینه‌های ترانزیت را کاهش دهند. 

این پروژه فرصت‌ها و امتیازات ویژه به طرف‌های حاضر در این چارچوب سه‌جانبه فراهم می‌کند. به عنوان مثال، ترکمنستان سیستم ساده‌ای را برای رانندگان ازبکستانی جهت دریافت ویزای مسافرتی معرفی کرده است. ایران نیز هزینه‌های ترانزیتی دریافت شده از شرکت‌های حمل و نقل ملی ازبکستان را کاهش داده است. تهران و تاشکند در مورد ایجاد یک مرکز لجستیک دوجانبه و ساخت ترمینال‌ها و انبارها در بنادر ایران رایرنی کرده‌اند. 

بدون تردید، هر کشوری با این پروژه منافع خود را دنبال می‌کند. تهران مشتاق است مسیرهای حمل و نقل احتمالی خود را به ویژه در پاسخ به تحریم‌های غرب متنوع کند. این تحریم‌ها نیاز ایران به توسعه مسیرهای ترانزیتی جایگزین را افزایش داده است. 

بدون تردید، چنین ترکیبی از مسیرها مطمئنا فرصت‌هایی را برای چین و ایران ایجاد خواهد کرد، به خصوص اگر این مسیرها به خلیج فارس یا دریای عرب گسترش یابد. از یک‌سو، این روند کانال‌های تجاری جدیدی را در اختیار ایران قرار می‌دهد، زیرا ۸۵ درصد از تجارت بین‌المللی آن از طریق دریا انجام می‌شود و در واقع، ایران پیش از این نیز به دنبال تبدیل شدن به یک قطب حمل و نقل برای همسایگان خود بوده است. از سوی دیگر، تهران می‌تواند اهداف پشت پرده غرب برای حذف ایران از معادلات قفقاز را با توسعه مسیرهای جایگزین تقویت کند.