۱۲:۰۹ ۱۴۰۴/۱۲/۰۴
اقتصاد معاصر بررسی می‌کند

برنج؛ در خط مقدم امنیت غذایی اما قربانی بی‌ثباتی سیاستی

به دلیل ذائقه ایرانی‌ها، برنج یکی از ستون‌های اصلی امنیت غذایی کشور محسوب می‌شود، با سرانه مصرف ۳۵ کیلوگرم برای هر ایرانی، کوچک‌ترین نوسان در تولید یا واردات آن، مستقیم روی سفره مردم و شاخص تورم مواد غذایی اثر می‌گذارد. از همین‌رو پرسش از اینجا شروع می‌شود آیا سیاست‌گذاری کشور، به اندازه وزن راهبردی این محصول، منسجم و آینده‌نگر است؟
برنج؛ در خط مقدم امنیت غذایی اما قربانی بی‌ثباتی سیاستی
کد خبر:۴۵۸۱۷

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ادبیات رسمی، امنیت غذایی اغلب با واژه‌هایی چون «تنظیم بازار» و «ذخایر استراتژیک» همراه شده است، اما واقعیت از زمین کشاورزی آغاز می‌شود. ایران سالانه چند میلیون تن شلتوک تولید می‌کند که بخش قابل توجهی از نیاز داخلی را پوشش می‌دهد. استان‌های شمالی، به‌ ویژه مازندران، سهم بالایی در این تولید دارند و به ‌تنهایی حدود ۴۰ درصد برنج کشور را تامین می‌کنند.

برای نمونه در شهرستان بابل بیش از ۲۰۰ هزار تن برنج سفید در یک سال تولید شده؛ عددی که معادل تامین نیاز غذایی چند میلیون نفر است. این مثال نشان می‌دهد ظرفیت تولید داخلی، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند نقش ضربه‌گیر بازار را ایفا کند.

کشت دوم و رتون؛ پاسخ تولید به محدودیت منابع

یکی از تحولات مهم سال‌های اخیر، تثبیت کشت مجدد و رتون در الگوی تولید است. این شیوه‌ها بدون افزایش سطح زیرکشت، بهره‌وری زمین را بالا می‌برند و امکان تولید بیشتر از یک قطعه زمین را فراهم می‌کنند. در شرایطی که منابع آب محدود است و توسعه افقی کشاورزی با ملاحظات محیط‌زیستی روبه‌روست، این رویکرد یک مزیت راهبردی محسوب می‌شود. اما افزایش تولید زمانی اثرگذار است که بازار نیز قابل پیش‌بینی باشد. اگر در اوج برداشت، واردات بی‌محابا انجام شود یا سیاست‌های ارزی دچار نوسان باشد، انگیزه تولیدکننده برای توسعه این شیوه‌ها کاهش می‌یابد.

گفتنی است در بسیاری از مناطق برنج‌خیز کشور، برداشت تقریبا به ‌طور کامل مکانیزه شده است. این اتفاق هزینه تولید را کاهش داده و سرعت عرضه به بازار را بالا برده است. اما پرسش کلیدی اینجاست که کاهش هزینه در مزرعه، تا چه اندازه در درآمد کشاورز منعکس می‌شود؟ فاصله قیمت شالیزار تا خرده‌فروشی در برخی سال‌ها به اندازه‌ای بوده که عملا مزیت بهره‌وری در زنجیره توزیع مستهلک شده است. اگر سیاست‌گذار به دنبال پایداری تولید است، باید به شفافیت زنجیره ارزش و کاهش واسطه‌گری غیرضروری توجه کند.

واردات؛ تنظیم بازار یا سیگنال منفی به تولید؟

ایران برای پوشش کامل نیاز مصرفی، بخشی از برنج را وارد می‌کند. این واقعیت انکارناپذیر است اما مساله زمان و شیوه واردات است. واردات در فصل برداشت داخلی، سیگنال منفی به تولیدکننده می‌دهد و قیمت‌ها را در مبدا کاهش می‌دهد، در حالی که در بازار مصرف لزوما به کاهش ملموس قیمت منجر نمی‌شود. سیاست تجاری در حوزه برنج باید مبتنی بر یک تقویم دقیق و قابل پیش‌بینی باشد؛ به‌ گونه‌ای که تولید داخلی تقویت شود و واردات به جای نقش جایگزین، صرفا نقش مکمل داشته باشد.

برنج؛ کالا یا دارایی استراتژیک؟

تورم مواد غذایی در سال‌های اخیر نشان داده که اقلام پرمصرف تا چه اندازه می‌توانند به شاخص‌های اقتصادی جهت دهند. برنج، به ‌دلیل مصرف گسترده در دهک‌های مختلف درآمدی، یک کالای حساس است.

اگر زمین‌های کشاورزی تغییر کاربری دهند، منابع آبی مدیریت نشوند و حمایت قیمتی هدفمند وجود نداشته باشد، تولید داخلی به ‌تدریج تضعیف می‌شود. نتیجه این روند، وابستگی بیشتر به واردات و افزایش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های ارزی و تجاری خواهد بود.

این در حالی است که تجربه استان‌های شمالی نشان می‌دهد ظرفیت تولید داخلی برنج بالاست و حتی یک شهرستان می‌تواند نیاز چند میلیون نفر را تامین کند. این ظرفیت، یک مزیت ملی است. اما امنیت غذایی با اتکا به ظرفیت بالقوه محقق نمی‌شود و نیازمند ثبات سیاستی، حمایت هوشمند، مدیریت منابع آب و تنظیم دقیق تجارت است. اگر این عناصر کنار هم قرار گیرند، برنج ایرانی نه فقط می‌تواند سفره خانوار را تامین کند، بلکه به ابزار کنترل تورم غذایی نیز تبدیل شود. در غیر این صورت، هر سال با آغاز فصل برداشت، همان پرسش تکرار خواهد شد که تولید داخلی در اولویت است یا واردات محصول؟

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ