اقتصاد معاصر بررسی می‌کند

چرا سناریوی «فلج اقتصادی» علیه ایران در صنعت فولاد شکست خورد؟

بیش از یک ماه از حملات ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های اقتصادی ایران می‌گذرد؛ حملاتی که با هدف ایجاد شوک معیشتی و اختلال در زنجیره تولید طراحی شده بود. با این حال، شواهد میدانی از صنعت فولاد به‌ عنوان یکی از ارکان اقتصاد کشور، روایت متفاوتی را نشان می‌دهد؛ نه‌ فقط سناریوی توقف تولید محقق نشده، بلکه نشانه‌هایی از بازآرایی و تقویت تاب‌آوری اقتصادی نیز در حال ظهور است.
چرا سناریوی «فلج اقتصادی» علیه ایران در صنعت فولاد شکست خورد؟
کد خبر:۴۷۸۱۳

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ادبیات اقتصاد جنگ، هدف قرار دادن زیرساخت‌های صنعتی یک کشور، نه صرفا اقدامی نظامی، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای «بازتعریف رفتار اقتصادی» آن کشور محسوب می‌شود. حملات اخیر به تاسیسات صنعتی ایران، به‌ ویژه در حوزه صنایع مادر، دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است. برخلاف تصور عمومی که جنگ را محدود به میدان‌های نظامی می‌داند، در این سناریو، کارخانه‌ها، خطوط تولید و زنجیره تامین به میدان اصلی تقابل تبدیل شده‌اند.

در این میان، صنعت فولاد ایران به‌ عنوان یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد، در کانون توجه قرار گرفته است؛ صنعتی که نه‌ فقط سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی دارد، بلکه به‌ طور مستقیم و غیرمستقیم، حیات ده‌ها صنعت دیگر به آن وابسته است. از ساخت‌وساز و مسکن گرفته تا خودروسازی و لوازم خانگی، همگی به عملکرد پایدار این صنعت گره خورده‌اند.

با این حال، آنچه در عمل رخ داده، فاصله‌ای معنادار با اهداف طراحی‌شده این حملات دارد.

فولاد؛ هدف‌گیری یک «گره راهبردی» در اقتصاد ایران

انتخاب صنعت فولاد به‌ عنوان یکی از اهداف اصلی حملات، انتخابی تصادفی نبوده است. این صنعت در اقتصاد ایران، نقش یک «گره راهبردی» را ایفا می‌کند؛ به این معنا که اختلال در آن می‌تواند اثرات زنجیره‌ای گسترده‌ای در کل اقتصاد ایجاد کند.

برآوردها نشان می‌دهد که هر واحد اختلال در تولید فولاد، می‌تواند چندین برابر در صنایع پایین‌دستی اثرگذار باشد. به‌ عنوان مثال کاهش تولید فولاد به‌ طور مستقیم بر قیمت تمام‌شده مسکن تاثیر می‌گذارد و از سوی دیگر، هزینه تولید خودرو و لوازم خانگی را افزایش می‌دهد. این افزایش هزینه، در نهایت به مصرف‌کننده منتقل شده و به شکل تورم معیشتی خود را نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، هدف‌گذاری بر این صنعت، در واقع تلاشی برای فعال‌سازی یک «مارپیچ تورمی» در اقتصاد ایران بوده است؛ مارپیچی که می‌توانست از طریق افزایش هزینه تولید، کاهش عرضه و تشدید انتظارات تورمی، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند.

اما این سناریو، آن‌گونه که طراحی شده بود، به‌ طور کامل محقق نشده است.

تداوم تولید در شرایط بحران؛ از شوک تا مدیریت

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی موفقیت یا شکست چنین حملاتی، میزان اختلال در تداوم تولید است. انتظار می‌رفت که حملات به زیرساخت‌های صنعتی، منجر به توقف یا کاهش شدید تولید در واحدهای بزرگ فولادی شود. اما گزارش‌های میدانی و اظهارات فعالان این حوزه، از تداوم فعالیت و حتی بازگشت سریع برخی خطوط تولید حکایت دارد.

این موضوع را می‌توان در چند عامل کلیدی جست‌وجو کرد. نخست، تجربه انباشته صنعت فولاد ایران در مواجهه با تحریم‌های گسترده بین‌المللی است. طی سال‌های گذشته، این صنعت ناچار به بومی‌سازی بسیاری از فناوری‌ها، قطعات و فرآیندهای تولیدی شده است؛ موضوعی که امروز به یک مزیت راهبردی تبدیل شده است.

دوم، ساختار مدیریتی و عملیاتی این صنعت است که در سال‌های اخیر به سمت افزایش انعطاف‌پذیری حرکت کرده است. ایجاد خطوط پشتیبان، تنوع در تامین مواد اولیه و استفاده از ظرفیت‌های داخلی، باعث شده تا شوک‌های ناگهانی، اثرگذاری کمتری بر کل زنجیره داشته باشند.

سوم، نقش نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی در این صنعت است. در شرایطی که بخشی از زیرساخت‌ها آسیب دیده، استمرار فعالیت کارگران و مهندسان در خطوط تولید، نشان‌دهنده نوعی «پایداری عملیاتی» است که صرفا با شاخص‌های اقتصادی قابل اندازه‌گیری نیست.

بازآرایی زنجیره تامین؛ از وابستگی به خوداتکایی

یکی از پیامدهای مهم حملات اخیر، تسریع در روند بازآرایی زنجیره تامین در صنعت فولاد است. در شرایط عادی، بخشی از مواد اولیه، تجهیزات یا فناوری‌های مورد نیاز این صنعت، از طریق تعامل با بازارهای خارجی تامین می‌شد اما فشارهای ناشی از تحریم و اکنون حملات فیزیکی، این معادله را تغییر داده است.

نشانه‌ها حاکی از آن است که شرکت‌های فولادی، به‌ سرعت در حال بازتعریف الگوی تامین خود هستند. این بازتعریف شامل افزایش استفاده از منابع داخلی، توسعه همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان و سرمایه‌گذاری در تولید قطعات و تجهیزات استراتژیک در داخل کشور است.

این روند، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است با افزایش هزینه‌ها همراه باشد اما در میان‌مدت می‌تواند به کاهش وابستگی و افزایش امنیت اقتصادی منجر شود. به بیان دیگر، آنچه در ابتدا به‌ عنوان یک تهدید مطرح شد، در حال تبدیل شدن به فرصتی برای تقویت زیرساخت‌های داخلی است.

شکست در «اقتصاد ادراکی»؛ وقتی روایت‌ها تغییر می‌کنند

بخش مهمی از جنگ‌های اقتصادی، نه در میدان واقعی، بلکه در «اقتصاد ادراکی» رخ می‌دهد؛ جایی که انتظارات، نگرانی‌ها و برداشت‌های عمومی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری رفتارهای اقتصادی دارند. یکی از اهداف اصلی حملات اخیر، ایجاد حس نااطمینانی و بی‌ثباتی در میان فعالان اقتصادی و مردم بوده است.

در چنین فضایی، حتی اگر اختلال واقعی در تولید محدود باشد، می‌تواند از طریق انتظارات تورمی و رفتارهای احتیاطی، اثرات گسترده‌تری ایجاد کند. اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود، نشان می‌دهد که این هدف نیز به‌ طور کامل محقق نشده است.

ادامه فعالیت صنایع، انتشار اخبار مربوط به بازسازی سریع و تاکید بر تداوم تولید، تا حد زیادی توانسته از شکل‌گیری یک موج گسترده از نگرانی جلوگیری کند. این موضوع، به‌ ویژه در بازارهایی که به‌ شدت تحت تاثیر انتظارات هستند، اهمیت بالایی دارد.

اقتصاد ایران در نقطه عطف تاب‌آوری

تحولات اخیر را می‌توان به‌ عنوان یک نقطه عطف در مسیر تاب‌آوری اقتصاد ایران تحلیل کرد. اگرچه آسیب به زیرساخت‌های صنعتی، واقعیتی انکارناپذیر است اما نحوه مواجهه با این آسیب‌ها، تصویر متفاوتی از ظرفیت‌های داخلی ارائه می‌دهد.

صنعت فولاد، به‌ عنوان یکی از نمادهای این ظرفیت، نشان داده که می‌تواند در شرایط فشار همزمان خارجی و داخلی، نه‌ فقط به فعالیت خود ادامه دهد، بلکه با بازآرایی ساختارها، به سمت پایداری بیشتر حرکت کند.

در این میان، نکته کلیدی آن است که تاب‌آوری اقتصادی، صرفا به معنای «تحمل فشار» نیست، بلکه به معنای «تطبیق فعال» با شرایط جدید است. آنچه امروز در صنعت فولاد ایران در حال رخ دادن است، نمونه‌ای از همین تطبیق فعال است؛ فرآیندی که می‌تواند در سایر بخش‌های اقتصادی نیز الگو قرار گیرد.

در نهایت، به نظر می‌رسد سناریوی طراحی‌شده برای ایجاد یک شوک معیشتی گسترده، دست‌کم در کوتاه‌مدت، به اهداف خود دست نیافته است. چرخ‌های تولید، اگرچه با چالش‌هایی مواجه شده‌اند اما همچنان در حرکت هستند و همین استمرار، مهم‌ترین پیام برای بازار و جامعه محسوب می‌شود؛ پیامی که بیان می‌کند اقتصاد ایران، بیش از آنچه تصور می‌شد، توان ایستادگی و بازسازی دارد.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ