کاهش ذرت اروپا؛ زنگ خطر تازه برای بازار خوراک دام ایران
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار جهانی غلات در سال ۲۰۲۶ با یک معادله متفاوت نسبت به سالهای گذشته مواجه شده است. دیگر نمیتوان کاهش تولید یک منطقه را صرفا با فرض وجود عرضه کافی در منطقهای دیگر جبرانشدنی دانست. همزمانی شوکهای اقلیمی، افزایش هزینههای تولید، اختلال در مسیرهای دریایی و تغییر جهت تقاضای واردکنندگان، انعطافپذیری بازار را کاهش داده است. تازهترین نشانه این وضعیت، وضعیت محصول ذرت اتحادیه اروپا است؛ جایی که موج گرما و خشکسالی میتواند تولید امسال را به پایینترین سطح چند دهه اخیر برساند.
کمیسیون اروپا در اواخر ژوئیه پیشبینی تولید ذرت اتحادیه اروپا در سال زراعی ۲۰۲۶/۲۷ را به ۵۱.۹ میلیون تن کاهش داد که پایینترین برآورد از سال ۲۰۰۷ محسوب میشود. با این حال، برآوردهای جدیدتر برخی تحلیلگران حتی بدبینانهتر است و احتمال سقوط تولید به زیر ۵۰ میلیون تن را مطرح میکند؛ سطحی که در صورت تحقق، کمترین تولید از دهه ۱۹۹۰ خواهد بود.
مساله فقط کاهش چند میلیون تنی تولید نیست؛ ترکیب جغرافیایی این افت نیز اهمیت دارد. فرانسه که یکی از قطبهای اصلی تولید ذرت اروپا است، با خشکسالی شدید خاک و گرمای بیسابقه روبهرو شده است. وزارت کشاورزی این کشور کاهش ۳۵ درصدی تولید و رسیدن آن به حدود ۹ میلیون تن را پیشبینی کرده اما برخی تحلیلگران تولید کمتر از ۷ میلیون تن را محتمل میدانند که میتواند ضعیفترین برداشت فرانسه از سال ۱۹۷۶ باشد. در زمینهای دیم، شدت آسیب بیشتر است و بخشی از ذرت نیز ممکن است به جای برداشت دانه، برای خوراک دام زودتر برداشت شود.
در آلمان نیز انجمن تعاونیهای کشاورزی این کشور کاهش ۱۴ درصدی تولید ذرت و رسیدن آن به حدود ۴.۲۴ میلیون تن را پیشبینی کرده است. در مقابل، لهستان وضعیت بهتری دارد و با تولید حدود ۸.۷ تا ۹ میلیون تن میتواند برای نخستینبار به بزرگترین تولیدکننده ذرت اتحادیه اروپا تبدیل شود. رومانی نیز میتواند بخشی از افت تولید اروپا را جبران کند، هرچند کاهش سطح آب دانوب که یکی از مسیرهای مهم لجستیکی آن منطقه است، ریسک انتقال و صادرات غلات را افزایش داده است.
اروپا از تولیدکننده به رقیب وارداتی تبدیل میشود
اثر اصلی این اتفاق بر بازار جهانی از سمت واردات ظاهر خواهد شد. اتحادیه اروپا حتی پیش از شوک امسال نیز به واردات قابل توجه ذرت وابسته بود و کاهش تولید داخلی، این وابستگی را بیشتر میکند. برآوردهای سرویس تحقیقات کشاورزی آمریکا در گزارش اوت ۲۰۲۶ نشان میدهد واردات ذرت اتحادیه اروپا افزایش یافته و در سال زراعی ۲۰۲۶/۲۷ به حدود ۱۹.۵ میلیون تن میرسد؛ یعنی نزدیک به یک میلیون تن بیشتر از برآورد قبلی است. این افزایش تقاضا در شرایط عادی شاید صرفا موجب تغییر مقصد بخشی از صادرات آمریکا، آمریکای جنوبی یا اوکراین میشد اما سال ۲۰۲۶ سال عادی بازار غلات نیست. اوکراین که یکی از تامینکنندگان اصلی ذرت و گندم جهان محسوب میشود، در هفتههای اخیر با تشدید حملات به بنادر و زیرساختهای صادراتی مواجه شده است. بر اساس گزارش رویترز، صادرات غلات اوکراین در ابتدای اوت حدود ۷۵ درصد کاهش یافته و حمله به بندر ایزمائیل در دانوب نیز فشار تازهای بر مسیرهای جایگزین وارد کرده است.
از سوی دیگر، موسسه IFPRI گزارش داده که در اواخر ژوئیه، مجموع محمولههای غلات خروجی از دریای سیاه بیش از ۴۰ درصد پایینتر از سطح سال قبل بوده است. حملات به بنادر اوکراین و افزایش ناامنی در بنادر روسیه، هزینه و ریسک حملونقل را افزایش داده و بازار را نسبت به عرضه پایدار منطقه حساستر کرده است.
بنابراین عبارت «اروپا واردات بیشتری خواهد داشت» نباید به معنای دسترسی آسان اروپا به غلات باشد. اتفاقا مساله اصلی همینجاست که اروپا در حال افزایش تقاضای وارداتی است، درست در زمانی که بخشی از عرضه دریای سیاه با محدودیت مواجه شده است. در چنین شرایطی، واردکنندگان بزرگ عملا برای محمولههای موجود با یکدیگر رقابت خواهند کرد و این موضوع میتواند زمان خرید، کرایه حمل و حتی اختلاف قیمت بین مناطق مختلف را تحت تاثیر قرار دهد.
هشدار برای ایران؛ رقابت بر سر خوراک دام جدیتر میشود
این تحول برای ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا بازار نهادههای دامی کشور به واردات وابسته است و هرگونه افزایش رقابت جهانی میتواند هزینه تامین خوراک دام و طیور را بالا ببرد. نکته مهمتر آن است که اروپا تنها رقیب ایران برای خرید غلات نخواهد بود؛ ترکیه، کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه نیز در صورت تشدید اختلال عرضه میتوانند برای حفظ ذخایر خود وارد بازار شوند.
از این منظر، سیاست وارداتی ایران نباید صرفا بر قیمت لحظهای هر تن ذرت یا گندم متمرکز باشد. در شرایطی که مسیرهای دریای سیاه با ریسک مواجه شدهاند، «مطمئن بودن مسیر» به اندازه «ارزان بودن محموله» اهمیت پیدا میکند. گزارشهای اخیر از روسیه نیز نشان میدهد این کشور برای مقابله با محدودیتهای لجستیکی، در حال حمایت از انتقال ریلی محصولات کشاورزی به مسیرهای جایگزین است؛ نشانهای از اینکه حتی صادرکنندگان بزرگ نیز دیگر نمیتوانند فقط بر مسیرهای دریایی متعارف تکیه کنند.
در چنین فضایی، مسیر شمال-جنوب برای ایران میتواند از یک گزینه لجستیکی به بخشی از راهبرد امنیت نهاده تبدیل شود. افزایش تجارت و حملونقل در این کریدور در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه داشته و گزارشها از رشد بیش از ۵۶ درصدی صادرات روسیه به ایران در چهار ماه نخست سال حکایت دارد. البته این به معنای آن نیست که ایران باید بدون توجه به قیمت و کیفیت، همه نیاز خود را به واردات گندم دامی از شمال منتقل کند. گندم و ذرت از نظر تغذیهای کاملا یکسان نیستند و جایگزینی آنها در جیره دام و طیور نیازمند محاسبه دقیق قیمت، ارزش غذایی و هزینه حمل است. اما در صورت افزایش قیمت یا محدودیت دسترسی به ذرت، گندم دامی میتواند در بخشی از جیرهها به عنوان جایگزین اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد.
از همینرو توصیه اصلی برای سیاستگذار باید «پیشخرید هوشمندانه و متنوعسازی مسیر» باشد، نه خرید هیجانی پس از افزایش قیمت. استفاده از ظرفیت بنادر شمالی، توسعه حمل ریلی، انعقاد قراردادهای میانمدت با تامینکنندگان روسیه و قزاقستان و همزمان حفظ گزینههای وارداتی از جنوب میتواند ریسک تمرکز بر یک مسیر را کاهش دهد. گزارشهای بازار نیز نشان میدهد بنادر شمالی ایران در سال ۲۰۲۶ سهم فزایندهای در واردات غلات و دانههای روغنی پیدا کردهاند.
مساله اصلی فقط ذرت نیست؛ زنجیره تامین در حال تغییر است
آنچه در اروپا رخ داده، یک هشدار مهمتر برای ایران دارد؛ بازار جهانی غلات در حال حرکت از «بازار عرضهمحور» به سمت بازاری است که در آن دسترسی به محموله، مسیر حمل و زمان خرید اهمیت بیشتری پیدا میکند. حتی اگر تولید آمریکا یا برخی کشورهای آمریکای جنوبی مناسب باشد، انتقال این غلات به مقصدهای جدید مستلزم زمان و هزینه است و هر شوک در مسیرهای اصلی میتواند معادله قیمت را تغییر دهد.
از طرف دیگر، کاهش سطح زیرکشت ذرت اروپا تنها محصول خشکسالی امسال نیست. پیش از تشدید موج گرما نیز افزایش هزینه کود و انرژی، حاشیه سود این محصول را تحت فشار قرار داده بود و تحلیلگران انتظار داشتند سطح زیرکشت ذرت دانهای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۶ برای نخستینبار در این قرن به زیر ۸ میلیون هکتار برسد. بنابراین حتی در صورت بهبود شرایط آبوهوایی در سال آینده، نمیتوان فرض کرد ظرفیت تولید اروپا بلافاصله به سطح قبلی بازگردد. این همان نکتهای است که برای سیاست غذایی ایران اهمیت دارد؛ شوک فعلی ممکن است موقتی باشد اما بخشی از عوامل پشت آن ساختاری است.
برای وزارت جهاد کشاورزی و دستگاههای مسوول تامین نهاده، پیام این تحولات روشن است؛ کاهش تولید ذرت اروپا در کنار اختلال صادرات دریای سیاه، پنجرهای برای خرید ارزانتر ایجاد نمیکند، بلکه احتمالا رقابت بر سر غلات را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، تعلل در خرید میتواند هزینه بیشتری از اختلاف چند دلاری قیمت هر تن به کشور تحمیل کند. راهبرد مناسب، رصد روزانه بازار جهانی، تنوعبخشی به مبدا خرید، فعالسازی مسیر شمال-جنوب و استفاده از گندم دامی به عنوان یکی از گزینههای جایگزین ذرت، در چارچوب محاسبات فنی میگنجد.
مساله اصلی برای ایران در ماههای آینده فقط این نخواهد بود که «غلات را با چه قیمتی بخریم»؛ پرسش مهمتر این است که وقتی همزمان چند خریدار بزرگ جهان برای همان محمولهها رقابت میکنند، از کدام مسیر و با چه سرعتی میتوانیم غلات مورد نیاز کشور را به داخل برسانیم. این مساله، تفاوت میان یک سیاست وارداتی واکنشی و یک سیاست امنیت غذایی پیشنگر را نشان میدهد.