کمک ۱۷۰۰ میلیارد دلاری هندیهای خارجنشین به هند
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ چند سالی است تعداد اندکی از ایرانیان خارج از کشور به شکلهای مختلف، اقداماتی علیه امنیت ملی کشورمان انجام میدهند. این اقدامات از تحریمخواهی برای کشور تا بمباران ایران، لابی برای تحریمهای بیشتر، فضاسازی رسانهای با موضوعات حقوق بشری و خفه کردن هر نوع صدای دفاع از ایران در خارج را در برمیگیرید. گرچه این رفتارها فقط از سوی تعداد اندکی از ایرانیان (در مقایسه با جمعیت ۴.۵ تا ۵ میلیون نفری خارجنشین) صورت میگیرد اما شوربختانه همین گروه اندک توانستهاند جو عمومی ضدایرانی را در خارج از کشور به دست بگیرند.
بررسیها نشان میدهد برخلاف این گروه پرسروصدای ضدوطن، هندیهای خارجنشین طی چند دهه اخیر در دفاع از کشورشان، سنگتمام گذاشتهاند. طبق گزارشهای رسانهای، نمونه برجسته این دفاع به سال ۱۹۹۸ برمیگردد که هند به واسطه انجام پنج آزمایش هستهای و ورود به باشگاه قدرتهای هستهای، از سوی آمریکا تحریم شد. گرچه این تحریمها به هیچ وجه به اندازه تحریمهای ایران نبود اما واکنش مهاجران هندی ساکن آمریکا بسیار جالب توجه بود. این مهاجران برخلاف تحریمخواهی برخی ایرانیان برای کشورشان، به شکلهای مختلف اقدام به خنثیسازی و از بین بردن تحریمهای آمریکا علیه هند کردند.
اما موضوع فقط به اینجا ختم نمیشود. بررسی دادههای بانک جهانی نشان میدهد از سال ۱۹۷۵ که دادههای این نهاد وجود دارد، هندیهای خارجنشین ۱۷۴۲ میلیارد دلار پول برای خانوادههای خود در هند ارسال کردهاند.
جمعیت خارجنشین؛ علیه یا همراه توسعه؟
وقتی از نقش مهاجران در اقتصاد کشورهای مبدا صحبت میشود، معمولا ذهنها به خروج نیروی کار، فرار مغزها یا کاهش جمعیت فعال اقتصادی معطوف میشود. اما روی دیگر مهاجرت که در ایران کمتر مورد توجه قرار میگیرد، پولی است که مهاجران به کشور مبدا ارسال میکنند. در ادبیات اقتصادی به این جریان مالی «Remittances» گفته میشود و بانک جهانی از سال ۱۹۷۵ آن را به عنوان یکی از شاخصهای مهم جریان منابع مالی میان کشورها رصد میکند. در زبان فارسی به این جریان مالی «حوالههای ارسالی مهاجران» گفته میشود.
به زبان ساده، Remittances به انتقال پول از سوی افراد مقیم یا شاغل خارج از کشور به کشور خودشان گفته میشود. این منابع، عمدتا پولی است که نیروی کار مهاجر برای خانوادهها یا بستگان خود ارسال میکند. البته تعریف رسمی بانک جهانی گستردهتر است و شامل «انتقالهای شخصی» و بخشی از «درآمد کارکنان» را دربرمیگیرد. بنابراین Remittances الزاما محدود به حقوق یک کارگر مهاجر نیست و میتواند انتقالهای نقدی یا غیرنقدی میان افراد مقیم و غیرمقیم را نیز شامل شود.
اهمیت این جریان مالی زمانی روشن میشود که اندازه آن را ببینیم. براساس گزارش بانک جهانی، حجم Remittances ورودی به کشورها در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰۴ میلیارد دلار بوده، رقمی که ۱۲ برابر درآمد نفت و گاز ایران در سال ۱۴۰۴ است. همچنین حجم آن از حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال ۱۹۷۵ به ۸۰۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است. نکته جالب توجه اینکه، از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۵ رقم Remittances نزدیک به ۱۴ هزار میلیارد دلار بوده است. این عدد ۳ تا ۳.۵ برابر تولید ناخالص داخلی کشورهای آلمان (۵ میلیارد دلار)، انگلستان (۴ میلیارد دلار) و فرانسه (۳.۴ میلیارد دلار) طی سال ۲۰۲۵ است.
تفاوت مهم این جریان با سرمایهگذاری خارجی در این است که پول مهاجران مستقیما به خانوارها میرسد. خانواده دریافتکننده میتواند این منابع را برای تامین هزینههای زندگی، آموزش، درمان، مسکن، پسانداز یا سرمایهگذاری استفاده کند. بانک جهانی نیز تاکید کرده که Remittances میتواند به کاهش فقر، افزایش دسترسی به آموزش و خدمات سلامت، ثبات مصرف خانوارها و توسعه مالی کمک کند. از منظر اقتصاد کلان نیز، این پول یک کارکرد مهمتر هم دارد، آن هم تامین ارز خارجی برای کشوری است که خانواده مهاجران در آنجا قرار دارند.
درآمد ۱۷۰۰ میلیارد دلاری هند از مهاجران
براساس دادههای رسمی بانک جهانی، در سال ۲۰۲۵ هندیها با ارسال نزدیک به ۱۵۱ میلیارد دلار وجه به کشورشان، در رتبه اول و بزرگترین دریافتکننده Remittances در جهان بودهاند. پس از این کشور، مکزیک با دریافت ۶۴ میلیارد دلار در رتبه دوم، فیلیپین و مصر هرکدام با ۴۱ میلیارد دلار در رتبههای سوم و چهارم و کشورهای پاکستان و فرانسه هرکدام با حدود ۴۰ میلیارد دلار در رتبههای پنجم و ششم قرار داشتهاند.

بنگلادش با دریافت حدود ۳۴ میلیارد دلار و چینیها با ۳۰ میلیارد دلار در رتبههای هفتم و هشتم، آلمانیها با ۲۴ میلیارد دلار و نیجریه با دریافت حدود ۲۳ میلیارد دلار به ترتیب در رتبههای نهم و دهم قرار داشتهاند. ازبکستان و اندونزی نیز هر کدام با درآمد ۲۱ و ۱۸ میلیارد دلاری در رتبههای یازده و دوازدهم هستند.
در موضوع Remittances، کشور هند با رتبه اول خود به یک نمونه بسیار مهم در حوزه حوالههای ارسالی مهاجران یا درآمد کشورها از اعزام نیروی کار به خارج تبدیل شده است. طبق دادههای بانک جهانی، مجموع حوالههای ارسالی مهاجران هندی به کشورشان از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۵ بیش از ۱۷۴۲ میلیارد دلار بوده است. این رقم ۳۰ برابر درآمد نفت و گاز ایران در سال ۱۴۰۴ است.
بانک جهانی در گزارش خود میگوید این رقم برای هند فقط یک عدد در حسابهای خارجی نیست، بلکه میلیونها خانوار هندی از درآمد اعضای خانواده خود در خارج استفاده میکنند. نکته مهمتر، تنوع جغرافیایی و مهارتی مهاجران هندی است. براساس دادههای بانک جهانی، مهاجران هندی هم در اقتصادهای پیشرفته، بهویژه آمریکا و دیگر کشورهای OECDحضور گسترده دارند و هم در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس کار میکنند. این ترکیب باعث شده جریان Remittances هند نسبتا متنوع باشد و به درآمد یک بازار کار یا یک کشور خاص وابسته نشود.
از این منظر، مهاجرت برای هند صرفا خروج نیروی انسانی نیست، بلکه بخشی از مهاجرت تبدیل به یک شبکه مالی فرامرزی شده که هر سال میلیاردها دلار منابع را به داخل کشور بازمیگرداند.

لابی هندیهای خارجنشین برای هند
در ماه مه ۱۹۹۸ هند با انجام پنج آزمایش هستهای، عملا ورود خود به باشگاه قدرتهای هستهای را اعلام کرد. واکنش آمریکا به این موضوع نسبتا شدید بود. دولت بیل کلینتون بر اساس «اصلاحیه گلن» مجموعهای از محدودیتهای گسترده را علیه هند اعمال کرد که از توقف کمکهای اقتصادی و فروش تجهیزات و خدمات نظامی گرفته تا محدودیت اعتبارات، وامهای دولتی، حمایت آمریکا از وامهای نهادهای مالی بینالمللی و صادرات برخی کالاها و فناوریها میشد. برخی کشورهای دیگر نیز به تحریمهای آمریکا پیوستند. البته این فشارها از نظر دامنه و استمرار با تحریمهای چندلایه ایران قابل مقایسه نبود اما برای هند محدودیتهایی جدی محسوب میشد.
نکته مهم اما واکنش جامعه هندیتبار آمریکا بود. هندیهای مقیم آمریکا به جای آنکه واشنگتن را برای تشدید فشار بر دهلینو تحت فشار قرار دهند، وارد میدان لابی شدند. آنها با نمایندگان کنگره دیدار کردند، از کارزارهای انتخاباتی حمایت مالی کردند و تلاش کردند روایت هند درباره دلایل امنیتی آزمایشهای هستهای را به قانونگذاران آمریکایی منتقل کنند. واشنگتنپست در سال ۱۹۹۹ از ظهور یک «لابی قدرتمند و موثر هندی-آمریکایی» سخن گفت و نوشت که فعالان هندیتبار در ترمیم روابط واشنگتن و دهلینو نقش برجستهای ایفا کردهاند.
این لابی صرفا نمادین هم نبود. مطالعات دانشگاهی و پژوهشی نشان میدهد فعالیت سیاسی هندیهای آمریکا در تغییر نگرش کنگره نسبت به تحریمها موثر بوده؛ به طوری که در فاصله کوتاهی، کنگره به دولت اجازه داد بخشی از تحریمها را لغو یا تعلیق کند. در کنار دیاسپورا، گروههای تجاری هندیتبار ساکن آمریکا نیز برای کاهش محدودیتها فعال بودند و در تغییر سیاست آمریکا نقش داشتند.
این تجربه از منظر اقتصاد سیاسی، قابل تامل است. برخلاف دیاسپورای هندی، شوربختانه جامعه ایرانیان آمریکا در مقابل تحریمها و جنگ، در بسیاری از موارد یا ساکت بوده یا علیه منافع ملی ایران عمل کرده است. گرچه دیاسپورای ایرانی به اندازه جامعه هندی از نظر سازمانیافتگی و قدرت لابی گسترده نیست اما جامعهای فاقد ظرفیت هم نیست، در میان ایرانیان ساکن آمریکا کارآفرینان، متخصصان و چهرههای دانشگاهی صاحب نام حضور دارند و ایرانیتباران نیز در ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا فعالاند.
با این حال، بخشی از جریانهای سیاسی ایرانی خارج از کشور در سالهای گذشته، برخلاف تجربه هندیها، برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران لابی کردهاند. این گروه علاوه بر تشویق آمریکا به تحریمهای شدیدتر مالی و نفتی علیه ایران، از فشارهای حداکثری و حتی در مواردی از اقدام نظامی علیه ایران استقبال کردند. گرچه این گروه ضداایرانی، در مقابل جمعیت ۴.۵ تا ۵ میلیونی مهاجران ایرانی در خارج تعداد زیادی نیستند اما این گروه پرسروصدا با ایجاد لابی رسانهای و هزینههای مالی، توانستهاند هر نوع صدای حمایت از ایران را در خارج در نطفه خفه کرده و با تهدید جانی و مالی افراد و گروههای حامی ایران، مانع شکلگیری حرکتهای حمایتگرانه از کشورمان شدهاند.