۴ هزار همت دارایی صندوقها کجا سرمایهگذاری شده است؟
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی ترکیب دارایی صندوقهای سرمایهگذاری نشان میدهد رشد صنعت مدیریت دارایی در ایران الزاما به معنای گسترش متوازن ابزارهای سرمایهگذاری نیست. از مجموع نزدیک به ۴ هزار همت دارایی تحت مدیریت صندوقها، حدود ۲ هزار و ۶۰ همت به صندوقهای درآمد ثابت و یکهزار و ۲۳۵.۷ همت به صندوقهای کالایی اختصاص دارد. در مقابل، صندوقهای سهامی فقط ۲۱۳ همت دارایی دارند. این ترکیب نشان میدهد بخش بزرگی از صنعت صندوقها به ابزارهای کمریسکتر و داراییهای کالایی متکی است و بازار سهام هنوز نتوانسته سهم متناسبی از منابع تجمیعشده در این صنعت را جذب کند.
بر اساس آمار ثبتشده در ۳۰ مهر ۱۴۰۵، مجموع دارایی صندوقهای سرمایهگذاری بدون احتساب صندوقهای بازارگردانی به ۳ هزار و ۹۶۹.۶ همت رسیده است. بررسی ترکیب این داراییها نشان میدهد صندوقهای درآمد ثابت با حدود ۲ هزار و ۶۰ همت، بزرگترین بخش صنعت مدیریت دارایی را تشکیل میدهند.
پس از آن، صندوقهای کالایی با یکهزار و ۲۳۵.۷ همت قرار دارند. مجموع دارایی این دو گروه به حدود ۳ هزار و ۲۹۶ همت میرسد؛ یعنی بیش از ۸۳ درصد کل دارایی صندوقهای سرمایهگذاری در این دو نوع ابزار متمرکز شده است.
این تمرکز از یکسو نشاندهنده استقبال سرمایهگذاران از ابزارهایی است که امکان مدیریت ریسک و سرمایهگذاری در داراییهایی مانند طلا را فراهم میکنند اما از سوی دیگر پرسشی مهم درباره نقش صندوقها در تأمین مالی و تعمیق بازار سهام ایجاد میکند. وقتی بیش از چهارپنجم منابع صنعت مدیریت دارایی در دو گروه درآمد ثابت و کالایی قرار دارد، نمیتوان رشد مجموع دارایی صندوقها را به تنهایی نشانه تقویت تامین مالی بازار سهام دانست.
سهم ۵.۴ درصدی صندوقهای سهامی؛ بازار سهام چقدر از منابع صندوقها سهم دارد؟
در میان انواع صندوقها، صندوقهای سهامی فقط ۲۱۳ همت دارایی تحت مدیریت دارند. این رقم معادل حدود ۵.۴ درصد کل دارایی صندوقهای سرمایهگذاری است؛ نسبتی که در مقایسه با سهم صندوقهای درآمد ثابت و کالایی بسیار محدود به نظر میرسد. صندوقهای بخشی نیز با ۱۸۹.۳ همت دارایی، حدود ۴.۸ درصد منابع این صنعت را در اختیار دارند. صندوقهای اهرمی با ۱۸۱.۶ همت، سهمی نزدیک به ۴.۶ درصد دارند.
در مجموع، دارایی صندوقهای سهامی، بخشی و اهرمی به حدود ۵۸۳.۹ همت میرسد؛ یعنی کمتر از ۱۵ درصد کل دارایی صندوقها. این در حالی است که صندوقهای درآمد ثابت بهتنهایی بیش از سه برابر مجموع دارایی این سه گروه منابع جذب کردهاند.
البته نباید همه دارایی صندوقهای درآمد ثابت را منابعی دانست که میتوانستند مستقیما وارد سهام شوند؛ زیرا این صندوقها ماموریت، سطح ریسک و ترکیب دارایی متفاوتی دارند. با این حال، مقایسه ترکیب صنعت نشان میدهد وزن ابزارهای مبتنی بر سهام در ساختار مدیریت دارایی کشور همچنان پایین است.
سبدگردانها بزرگترین مدیران دارایی؛ تأمین سرمایهها در رتبه دوم
از منظر نوع شرکت مدیر نیز سبدگردانها بزرگترین بازیگر صنعت هستند. این شرکتها با مدیریت حدود ۲ هزار و ۳۳۵.۴ همت دارایی، بیشترین سهم را از مجموع منابع صندوقها در اختیار دارند. پس از آن، شرکتهای تامین سرمایه با یکهزار و ۲۱۵.۲ همت و مشاوران سرمایهگذاری با ۳۹۶.۶ همت قرار گرفتهاند.
شرکتهای کارگزاری نیز ۱۱۵.۳ همت دارایی تحت مدیریت دارند و سهم گروههای مالی، مادر و شرکتهای سرمایهگذاری از مجموع دارایی صندوقها در مقایسه با سه گروه نخست بسیار محدود است. اما نکته مهمتر، ترکیب صندوقهای تحت مدیریت هر گروه است. بخش قابل توجهی از دارایی سبدگردانها در صندوقهای درآمد ثابت و کالایی قرار دارد. در شرکتهای تامین سرمایه نیز صندوقهای درآمد ثابت و کالایی سهم بالایی از منابع را تشکیل میدهند. بنابراین تمرکز منابع در این دو نوع صندوق صرفا به یک گروه از مدیران محدود نیست و در ساختار کلی صنعت دیده میشود.
صندوقهای بازنشستگی تکمیلی؛ سهمی کوچک در بازاری بزرگ
یکی از بخشهای قابل توجه، اندازه محدود صندوقهای بازنشستگی تکمیلی است. مجموع دارایی این صندوقها فقط ۲۱.۷ همت گزارش شده؛ رقمی که در مقایسه با دارایی نزدیک به ۴ هزار همتی کل صنعت، سهم بسیار کوچکی دارد.
این در حالی است که صندوقهای بازنشستگی تکمیلی میتوانند در بلندمدت یکی از مسیرهای تجمیع پساندازهای بلندمدت و هدایت آنها به بازار سرمایه باشند. البته توسعه این ابزار به اعتماد عمومی، ثبات مقررات، طراحی مشوقهای مناسب و افق سرمایهگذاری بلندمدت وابسته است. آمار فعلی نشان میدهد این بخش هنوز به جایگاه متناسب با ظرفیت بالقوه خود در صنعت مدیریت دارایی نرسیده است.