هشدار معمار تحریم‌های ایران به ترامپ: «در تحریم ایران کسی با تو همراه نیست»

ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های ایران، با تحلیل سیاست‌های احتمالی دولت ترامپ در قبال ایران هشدار داد که سیاست فشار حداکثری می‌تواند از یک‌سو بازار نفت را دچار بحران کند و از سوی دیگر اقدامات تلافی‌جویانه ایران را به همراه داشته باشد ضمنا دیگران هم از تحریم‌های جدید علیه ایران حمایت نمی‌کنند.
هشدار معمار تحریم‌های ایران به ترامپ: «در تحریم ایران کسی با تو همراه نیست»
کد خبر:۹۶۱۹

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ ریچارد نفیو که از وی به عنوان معمار تحریم‌های ایران یاد می‌شود و در دولت اوباما، معاون مسوول میز ایران در وزارت خارجه آمریکا بود، طی یادداشتی با اشاره به تشکیل دولت ترامپ تا کمتر از دو ماه آینده نوشت: «دولت ترامپ قبل از اینکه درباره چگونگی بازگرداندن مجدد سیاست فشار حداکثری علیه ایران صحبت کند، ابتدا باید بررسی کند که آیا این سیاست با سیاست‌های کلان منطقه‌ای گسترده‌تر آمریکا همخوانی دارد یا نه؟» 

به گفته برایان هوک (که در دولت اول ترامپ، رهبری سیاست ایران را برعهده داشت و اکنون ریاست تیم انتقالی وزارت امور خارجه را برای دوره بعدی برعهده دارد)، فشار حداکثری بازگشته اما برای رسیدن به چه هدفی؟ 

نگاهی به کارنامه بایدن 

در دوره بایدن، فشار حداکثری هرگز به عنوان یک موضوع حقوقی از بین نرفت. دولت بایدن تحریم‌های موجود علیه ایران را حفظ کرد و سپس آنها را به روش‌هایی مانند صدور تحریم‌های فردی جدید و گسترش دامنه فرمان اجرایی ۱۳۹۰۲ ترامپ، تقویت کرد و طیف وسیع‌تری را در ایران هدف قرار داد. از این منظر باید گفت که تحریم‌های آمریکا علیه ایران هرگز جامع‌تر از امروز نبوده است. 

با این حال، ترکیبی از اقدامات ایران برای فرار از دام تحریم‌ها و اجرای ضعیف قانون از سوی آمریکا، رژیم ایران را قادر ساخت که صادرات نفت و ذخایر ارزی خود را در چند سال گذشته افزایش دهد. دولت بایدن توضیحی در این مورد ارائه نکرده است.

علاوه بر این، جانت یلن، وزیر خزانه‌داری آمریکا در مارس ۲۰۲۳ اذعان کرد که تحریم‌ها، رفتار تهران را تغییر نداده است.

رویکرد بایدن در قبال ایران را می‌توان با اشاره به دو عامل اصلی توضیح داد و همین دو عامل می‌توانند بر رویکرد ترامپ نیز تاثیر بگذارد.

عامل اول: تشدید تحریم‌های نفتی علیه ایران با تلاش ایالات متحده برای تقویت تحریم‌ها علیه روسیه و اجرای تحریم‌های موجود علیه ونزوئلا در تضاد بود. دولت بایدن نگرانی‌های خود را از به خطر افتادن اقتصاد جهان با حذف نفت ایران از بازار و محدود شدن عرضه جهانی نفت پنهان نکرد.  

عامل دوم: گسترش تحریم‌های ایران، خطر تحریک مقامات این کشور را برای تشدید فعالیت‌های هسته ای به همراه داشت. مقامات آمریکایی و ایرانی در طول مذاکرات غیرمستقیم از طریق عمان که طی یک سال گذشته برگزار شد، درباره گام‌های بالقوه برای جلوگیری از تشدید تنش مذاکره کردند و یکی از این گام‌ها شامل عقب‌نشینی از تحریم‌های نفتی بود. 

به طور خلاصه تیم بایدن در تشدید تحریم‌های کلان علیه ایران، ریسک زیادی می‌دید و هیچ سودی برای این کار متصور نبود. دولت بایدن از اعمال تحریم‌ها بر افراد و اهداف جدید ابایی نداشت اما تحریم ها را به عنوان یک ابزار سیاستی اصلی نپذیرفت. 

طرح ترامپ چیست؟

صرف نظر از اینکه درباره سیاست بایدن در قبال ایران چه قضاوتی داشته باشیم، باید گفت که طرح نوپای ترامپ شایسته بررسی است. هوک تصریح کرده که فشار حداکثری، ابزار انتخابی دولت جدید خواهد بود اما هدف از این فشار را اعلام نکرده است.

وی تغییر رژیم را به عنوان یک هدف رد کرده، اگرچه سایر اعضای تیم امنیت ملی ترامپ، ممکن است نظر دیگری داشته باشند. 

به غیر از تغییر رژیم، فشار حداکثری می‌تواند دو هدف دیگر داشته باشد. از همین‌رو ممکن است که نوعی توافق جدید با ایران داشته باشند یا اینکه به دنبال مهار این کشور باشد. فشار ایالات متحده می‌تواند ابزار مفیدی برای دستیابی به هر یک از این دو هدف باشد اما اثربخشی واقعی آن به نحوه اعمال این فشار و اینکه با چه سطحی از حمایت بین‌المللی مواجه شود، بستگی دارد. باید به این نکته توجه داشت که اتخاذ سیاست تندتر علیه ایران می‌تواند باعث ایجاد بحران در بازار نفت شود و این مساله برحمایت‌های بین‌المللی از سیاست های آمریکا علیه ایران تاثیر می‌گذارد.

تیم ترامپ همچنین باید در نظر بگیرد که چگونه به اقدامات تلافی‌جویانه بالقوه ایران که می‌تواند شامل حملات به اهداف ایالات متحده در خاورمیانه و ظرفیت صادرات نفت شرکای آمریکا باشد، پاسخ خواهد داد. 

آیا یک معامله جدید در راه است؟ 

مقامات آمریکایی در اولین دوره ریاست جمهوری ترامپ، به دنبال توافقی هسته‌ای با ایران بودند که بسیار بهتر از برجام باشد. این می‌تواند هدف دولت بعدی نیز باشد اما دستیابی به آن دشوار خواهد بود. نگرانی‌های ایران در مورد بازگشت احتمالی ترامپ به قدرت، دلیل اصلی شکست دولت بایدن در دستیابی به توافق با ایران برای بازگشت به برجام بود.  

مسلما ترامپ نسبت به پاره کردن توافقی که خودش هم امضا کند، تمایل کمتری خواهد داشت و این مساله به ایران می‌گوید که مذاکره با ترامپ ارزش امتحان کردن را دارد. از سوی دیگر وضعیت استراتژیک کنونی ایران می‌تواند زمینه مناسبی برای از سرگیری مذاکرات به ایران بدهد.

برنامه هسته‌ای ایران از زمان خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، به نقاط عطف فنی بسیار مهمی دست یافته است. این پیشرفت‌ها از طریق مذاکرات به سختی قابل برگشت خواهند بود و باعث می‌شود تا تهران در مورد حفظ مواضع خود در مذاکرات آتی مطمئن‌تر شود. حتی این تصور که ضعف حزب‌الله و حماس در جنگ با اسرائیل، موقعیت منطقه‌ای ایران را ضعیف کرده، می‌تواند مذاکرات گسترده‌ای را تسهیل کند. 

با این حال، دستیابی به یک معامله همچنان به خاطر چند دلیل، دشوار خواهد بود. 

مورد اول: ایران از اوایل سال ۲۰۱۳ تاکید کرده که در مورد موضوعات غیرهسته‌ای مذاکره نخواهد کرد و تاکید کرده که برجام تا جایی که پیش می‌رود، است. این موضع را حتی در طول اولین سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ نیز حفظ کرد.

مورد دوم: هر توافقی که به فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تسری پیدا کند، بحث برانگیز خواهد بود و راستی آزمایی آن دشوار است. 

مورد سوم: بعید است که یک کمپین فشار حداکثری قبل از اینکه ایران از آستانه ساخت سلاح هسته‌ای حتی به لحاظ فنی عبور کند، موثر واقع شود. 

مورد چهارم: اگر دولت بعدی فشار حداکثری را به عنوان یک گزینه بلندمدت برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره به صورت تدریجی و نه فوری در نظر بگیرد، باید این واقعیت را در نظر داشته باشد که این سیاست می‌تواند نزدیک به یک میلیون بشکه نفت در روز را از تولید خارج کند. کشورهای اوپک ممکن است تمایلی به تامین نفت بیشتر نداشته باشند، زیرا بازارها در حال حاضر نزولی و قیمت‌ها کاهش یافته است. به لحاظ نظری، ترامپ می‌تواند برای جایگزینی نفت از دست رفته ایران، لغو تحریم‌ها علیه روسیه را پیگیری کند اما ساختار قوانین تحریم‌های آمریکا علیه مسکو این کار را دشوار می‌کند. 

مهار 

در نهایت، این موانع ممکن است که تیم ترامپ را به سمت اتخاذ رویکردی عملی برای مهار ایران از طریق تداوم فشار تحریم‌ها و احتمالا به سمت حمایت از عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران سوق دهد. 

البته حتی یک استراتژی محدودتر نیز معضلاتی را ایجاد می‌کند. این استراتژی توانایی هسته‌ای ایران را محدود نمی‌کند. این استراتژی نمی‌تواند دستیابی به یک توافق جدید با ایران را تسهیل کند. حتی دیگران هم از تحریم‌های جدید علیه ایران حمایت نمی‌کنند. در گذشته، شرکای ایالات متحده می‌دانستند که در صورت دستیابی به توافق، تحریم‌ها برداشته می‌شوند و به آنها انگیزه بیشتری می‌داد تا تحریم‌های ایالات متحده را با اقدامات خود تکمیل کنند اما تداوم یک تعهد بی‌پایان به تحریم‌ها می‌تواند تا کشورها را در همراه شدن با آمریکا بی‌انگیزه کند؛ به ویژه، نگرانی‌های بشردوستانه و روابط قوی با روسیه و چین، اهرم بیشتری به ایران برای تضعیف تحریم‌ها می‌دهد.

از همین‌رو با توجه به اینکه تغییر رژیم ظاهرا در حال حاضر از روی میز سیاست خارجی دولت آینده آمریکا خارج شده، این دولت باید توضیح دهد که به دنبال چه وضعیت نهایی با ایران است و باید در جهت جلب حمایت بین‌المللی از این سیاست حرکت کند.

استراتژی‌های تحریم‌محور فقط زمانی کار می‌کنند که از سیاست‌ها حمایت شود و نه از جابجایی آنها! دولت ترامپ ابتدا باید قبل از صحبت در مورد چگونگی بازگرداندن تحریم‌ها، بررسی کند که این کار تا چه حد با استراتژی کلان ایالات متحده در خاورمیانه همخوانی دارد.

ارسال نظرات