تنگه هرمز؛ گلوگاه اقتصاد جهانی در مدار بازدارندگی ایران
اقتصاد معاصر-محمدحسین کشاورزی، خبرنگار اقتصادی: در شرایطی که اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به ثبات مسیرهای انرژی وابسته است، تنگه هرمز به عنوان یکی از حساسترین گلوگاههای جهان، نقشی فراتر از یک مسیر ترانزیتی ایفا میکند. این آبراه باریک، به واسطه عبور بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان، عملا به یک «اهرم ژئواقتصادی» تبدیل شده است؛ اهرمی که در بزنگاههای سیاسی و نظامی میتواند توازن بازارهای جهانی را برهم بزند.
آنچه در هفتههای اخیر در بازار انرژی مشاهده شد -از افزایش قیمت نفت گرفته تا رشد هزینههای بیمه و حملونقل- نشان میدهد که حتی «ادراک ناامنی» در این منطقه، بدون وقوع اختلال واقعی، کافی است تا اقتصاد جهانی را دچار شوک کند. این واقعیت، جایگاه تنگه هرمز را از یک گذرگاه فیزیکی به یک ابزار راهبردی ارتقا داده است.
هرمز؛ از گذرگاه انرژی تا اهرم ژئواقتصادی
تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود تنها چند ده کیلومتر عرض دارد اما اهمیت آن به مراتب فراتر از ابعاد جغرافیاییاش است. این مسیر، شاهراه اتصال خلیج فارس به بازارهای جهانی انرژی محسوب میشود و حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان از آن عبور میکند.
با این حال، اهمیت واقعی هرمز در «کارکرد دوگانه» آن نهفته است؛ از یکسو مسیر حیاتی صادرات انرژی برای کشورهای منطقه و از سوی دیگر، ابزاری بالقوه برای اعمال فشار اقتصادی در سطح جهانیست. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در سطح ذهنی و روانی میتواند زنجیرهای از واکنشها را در بازارهای مالی و کالایی به همراه داشته باشد.
در واقع، بازار انرژی بیش از آنکه صرفا تابع عرضه و تقاضای واقعی باشد، به شدت تحت تاثیر انتظارات و ریسکهای ژئوپلیتیکی قرار دارد. به همین دلیل، تنگه هرمز به نقطهای تبدیل شده که در آن «اقتصاد» و «امنیت» به طور کامل در هم تنیدهاند.
مدیریت ریسک به جای کنترل مطلق؛ راهبرد ایران در هرمز
برخلاف تصور رایج، اعمال نفوذ در تنگه هرمز الزاما به معنای کنترل کامل فیزیکی آن نیست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که «مدیریت ریسک و عدم قطعیت» میتواند به مراتب کارآمدتر از سلطه مستقیم عمل کند.
ایران با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود در امتداد خلیج فارس و دریای عمان، به همراه توسعه ابزارهایی مانند سامانههای موشکی، پهپادی و ناوگان قایقهای تندرو، توانسته نوعی «بازدارندگی نامتقارن» ایجاد کند. این بازدارندگی نه در قالب تقابل مستقیم، بلکه در قالب افزایش هزینههای بالقوه برای طرف مقابل تعریف میشود.
در چنین چارچوبی، حتی احتمال بروز اختلال نیز میتواند تصمیمات شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و سرمایهگذاران را تحت تاثیر قرار دهد. افزایش حق بیمه کشتیها، تغییر مسیرهای حملونقل و کاهش سرعت تردد نفتکشها، نمونههایی از این اثرگذاری غیرمستقیم هستند.
این مدل از اعمال قدرت، به ایران امکان میدهد بدون ورود به درگیری گسترده، بر معادلات اقتصادی جهانی تاثیر بگذارد؛ موضوعی که در ادبیات راهبردی از آن بهعنوان «قدرت هوشمند» یاد میشود.
بازتعریف معیارهای پیروزی در جنگهای مدرن
یکی از مهمترین پیامدهای اهمیت تنگه هرمز، تغییر در تعریف «پیروزی» در منازعات مدرن است. در گذشته، پیروزی عمدتا بر اساس دستاوردهای نظامی در میدان نبرد سنجیده میشد اما امروز، توانایی تاثیرگذاری بر اقتصاد جهانی به همان اندازهدو حتی بیشتر اهمیت یافته است.
در این چارچوب، کشوری که بتواند جریان انرژی را مختل کند یا هزینههای آن را افزایش دهد، عملا قادر است فشار قابل توجهی بر اقتصادهای رقیب وارد کند. این مساله به ویژه برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، اهمیت دوچندان دارد.
از این منظر، تنگه هرمز به یک «میدان نبرد اقتصادی» تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، ابزارهای نظامی و اقتصادی به طور همزمان به کار گرفته میشوند. در چنین شرایطی، حتی اگر یک طرف در حوزه نظامی با چالش مواجه شود، میتواند از طریق اهرمهای اقتصادی، توازن را به نفع خود تغییر دهد.
بابالمندب؛ تکمیلکننده پازل فشار بر تجارت جهانی
در حالی که تنگه هرمز در شرق معادلات انرژی قرار دارد، بابالمندب در غرب این پازل ژئوپلیتیکی نقش مکمل را ایفا میکند. این گذرگاه که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند، یکی دیگر از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی به شمار میرود.
اختلال در بابالمندب میتواند مسیرهای تجاری میان آسیا و اروپا را با چالش جدی مواجه کند و هزینههای حملونقل را بهطور چشمگیری افزایش دهد. در سالهای اخیر نیز نشانههایی از این آسیبپذیری مشاهده شده است؛ به طوری که برخی شرکتهای کشتیرانی مجبور به تغییر مسیر و استفاده از مسیرهای طولانیتر شدهاند.
همزمانی فشار بر هرمز و بابالمندب میتواند سناریویی را رقم بزند که در آن، بخش قابل توجهی از تجارت دریایی جهان با اختلال مواجه شود. چنین وضعیتی نه تنها بازار انرژی، بلکه کل زنجیره تامین جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
آینده بازار انرژی در سایه گلوگاههای راهبردی
با توجه به تحولات اخیر، به نظر میرسد نقش گلوگاههای دریایی در تعیین مسیر اقتصاد جهانی پررنگتر از گذشته شده است. کشورها و شرکتهای بزرگ انرژی به دنبال کاهش وابستگی به این مسیرها از طریق تنوعبخشی به منابع و مسیرهای انتقال هستند اما واقعیت این است که در کوتاهمدت، جایگزین کاملی برای تنگه هرمز وجود ندارد.
از سوی دیگر، افزایش تنشها میتواند روند سرمایهگذاری در پروژههای انرژی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بیثباتی در مسیرهای انتقال، ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده و ممکن است به کاهش عرضه در بلندمدت منجر شود؛ عاملی که خود میتواند قیمتها را در سطح بالاتری تثبیت کند.
در نهایت، آنچه تنگه هرمز را به یک نقطه کلیدی در معادلات جهانی تبدیل کرده، ترکیب منحصربهفردی از جغرافیا، سیاست و اقتصاد است. ایران با درک این واقعیت، توانسته این گذرگاه را از یک موقعیت طبیعی به یک ابزار راهبردی تبدیل کند؛ ابزاری که میتواند در تعیین مسیر آینده اقتصاد جهانی نقشآفرینی کند.