نقشآفرینی ۳ هزار واگن در تامین کالاهای اساسی
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی عملکرد زنجیره تامین کالاهای اساسی کشور در دوره ۳۹ روزه جنگ اخیر (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، نشاندهنده تداوم جریان واردات و ترخیص این اقلام حیاتی است؛ روندی که در آن، حملونقل ریلی به عنوان یکی از ارکان اصلی لجستیک کشور، نقش قابل توجهی ایفا کرده است.
بر اساس آمارهای موجود، در این بازه زمانی حدود ۲.۹ میلیون تن انواع کالاهای اساسی از گمرکات کشور ترخیص و به مقاصد داخلی حمل شده است. در این میان، نزدیک به ۳ هزار واگن ریلی در جابهجایی این حجم از کالا مشارکت داشتهاند؛ ظرفیتی که بیانگر اهمیت شبکه ریلی در مدیریت حملونقل در شرایط خاص و پرریسک است.
کالاهای جابهجاشده شامل اقلام حیاتی نظیر گندم، جو، ذرت، برنج، کنجاله سویا، دانههای روغنی، روغن خوراکی، شکر، گوشت، دارو و تجهیزات پزشکی بوده که تامین مستمر آنها نقش مستقیمی در حفظ ثبات بازار و جلوگیری از بروز کمبود ایفا میکند.
نکته قابل توجه در این میان، عملکرد همزمان بخشهای مختلف حملونقل کشور است. در کنار حمل ریلی، بخش جادهای نیز با بسیج گسترده ناوگان کامیونی در این فرآیند مشارکت داشته اما استفاده از ظرفیت ریلی به ویژه برای حمل حجم بالای کالاهای اساسی، به افزایش بهرهوری و کاهش فشار بر سایر بخشها کمک کرده است.
با این حال، مقایسه آمار ترخیص کالاهای اساسی در این دوره با بازه مشابه پیش از جنگ (۳۰ دی تا ۸ اسفند ۱۴۰۴)، از کاهش ۱۶ درصدی در تناژ ترخیص حکایت دارد. این کاهش اگرچه در نگاه اول قابل توجه به نظر میرسد اما تحلیل دقیقتر نشان میدهد که این افت بیشتر ناشی از شرایط بیرونی زنجیره تامین بوده تا اختلال در عملکرد داخلی. کارشناسان معتقدند بخشی از این کاهش به تاخیر در ارسال محمولهها از سوی کشورهای مبدا بازمیگردد؛ موضوعی که در شرایط جنگی و افزایش ریسکهای منطقهای، امری طبیعی تلقی میشود. همچنین احتیاط بیشتر صادرکنندگان خارجی، طولانیتر شدن فرآیندهای حملونقل بینالمللی و افزایش زمان رسیدن کالاها به کشور، از دیگر عوامل موثر در این روند بوده است.
در مقابل، آنچه اهمیت دارد، عدم توقف یا اختلال جدی در ترخیص و توزیع کالاهای اساسی در داخل کشور است. آمارها نشان میدهد که با وجود فشارهای ناشی از جنگ، روند ترخیص کالاها نه فقط متوقف نشده، بلکه با تلاش مستمر فعالان حوزه گمرک، حملونقل و تجارت با سرعت قابل قبولی ادامه یافته است. در این میان، نقش شبکه ریلی به عنوان یک مزیت نسبی برجستهتر شده است. حملونقل ریلی به دلیل ظرفیت بالا، ایمنی بیشتر و هزینه کمتر در مقایسه با حمل جادهای، در شرایط بحرانی میتواند به عنوان ستون فقرات لجستیک کشور عمل کند. مشارکت ۳ هزار واگن در جابهجایی کالاهای اساسی، نشاندهنده استفاده هدفمند از این ظرفیت در مدیریت بحران است.
با این حال، این تجربه بار دیگر بر ضرورت توسعه زیرساختهای ریلی و افزایش سهم این بخش در حملونقل کشور تاکید میکند. در شرایطی که شوکهای خارجی میتوانند به سرعت زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار دهند، تقویت شبکههای حملونقل داخلی به ویژه در بخش ریلی، میتواند به افزایش تابآوری اقتصادی کمک کند.
در مجموع، عملکرد زنجیره تامین کالاهای اساسی در دوره جنگ اخیر را میتوان ترکیبی از فشارهای بیرونی و مدیریت داخلی ارزیابی کرد. اگرچه کاهش حدود ۱۰ درصدی در ترخیص کالاها نشاندهنده تاثیرپذیری از شرایط جنگی است اما تداوم جریان تامین و نقشآفرینی موثر شبکه ریلی، بیانگر ظرفیتهای قابل اتکای کشور در مدیریت بحرانهای اقتصادی است.
این تجربه نشان میدهد که در کنار سیاستگذاریهای تجاری و ارزی، توجه به زیرساختهای لجستیکی و تنوعبخشی به مسیرهای حملونقل، یکی از پیشنیازهای اساسی برای حفظ ثبات بازار در شرایط پرریسک به شمار میرود.