مافیای دستفروشی در شهرداری مانع تنظیم خردهفروشی؛ در راهاندازی مشاغل خانگی مشتری مهم است نه وام
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ موج تعدیل نیرو در ماههای اخیر و فشار معیشتی ناشی از آن بار دیگر پرسش همیشگی اقتصاد ایران را پیش کشیده است؛ چگونه میتوان کسانی را که شغل خود را از دست دادند به سرعت به چرخه کار بازگرداند؟ پاسخ متعارف، سرمایهگذاریهای کلان و سرمایهبر است اما کارشناسانی هستند که مسیر دیگری را پیشنهاد میکنند؛ مسیری که از کسبوکار خانگی و خرد آغاز میشود و به گفته آنان میتواند به برندهای بینالمللی برسد.
برای بررسی این موضوع و راهکارهای دستیابی به تابآوری اقتصادی با سیدامیر سیاح، رئیس سابق مرکز ملی بهبود فضای کسب و کار، به گفتوگو پرداختیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اقتصاد معاصر: با توجه به شرایط پساجنگ و موج تعدیل نیرویی که اتفاق افتاد، برای بازگرداندن افراد بیکارشده به چرخه کار و رسیدن به تابآوری اقتصادی چه میتوان کرد؟
سیاح: همانطور که اشاره کردید بسیاری از هموطنان بر اثر عوارض جنگ، شغل خود را از دست دادند، به طوری که قرارداد آنها پس از نوروز امسال تمدید نشده و بسیاری نیز از پیش از عید حقوق نگرفته یا حقوقشان را ناقص دریافت کردند. به هر ترتیب از دیماه با کودتای دشمن علیه امنیت و اقتصاد ایران، وضعیت معیشت بخش قابل توجهی از مردم تحت فشار قرار گرفته است. برای مقابله با بیکاری، روش متعارف و پاسخ اولیه اقتصادی این است که سرمایهگذاری کنیم. گاهی گفته میشود ایجاد هر شغل به رقم بالایی از سرمایه نیاز دارد و با ضرب و تقسیم به عددهایی نجومی میرسند اما مطالعات نشان داده که سریعترین و موثرترین روش اشتغالزایی، توسعه مشاغل خرد و خانگی است. این مشاغل چند مزیت بزرگ دارند؛ نخست اینکه به مهارت و آموزش چندانی نیاز ندارند؛ دوم اینکه سرمایه زیادی نمیخواهند و از همه مهمتر اینکه به سرعت عملیاتی میشوند و اثرشان بر معیشت مردم فوری است. حدود ۵۰۰ نوع شغل خانگی در ایران شناسایی شده که در سراسر کشور، از مناطق روستایی تا مناطق شهری قابل راهاندازی هستند. هر فرد میتواند متناسب با توانمندی که دارد شغل خانگی خود را آغاز کند.
در مورد قوانین مشاغل خانگی همواره با این دیدگاه قدیمی روبهرو بودیم که حاکمان ایران با تنوعی که دارند، در طول ۱۰۰ سال گذشته با اتکا به درآمدهای نفتی سعی داشتند مسائل کشور را با پول نفت حل کنند و بر این باور بودند که بیکاری با تزریق پول نفت برطرف میشود. درحالی که ابتدای هر سال شعار حمایت از اقتصاد و تولید داده میشد اما در عمل پاسخ این بود که صرفا پول تزریق کنیم. این مدیران فقط با خرج کردن پترودلار سعی دارند مشکلات را حل کنند. با این حال اکنون چند سالی است که از پترودلار خبری نیست و این افیون اقتصاد ایران تا حد زیادی کم شده و ناچارند به دنبال راههای دیگری بگردند.
تجربه نشان داده روشی که سیاستگذار در پیش گرفته برای مشاغل خانگی، موثر نیست. فردی که وارد مسیر شغل خانگی میشود، بیش از آنکه به سرمایه نیاز داشته باشد به بازار نیاز دارد. شایسته است قانونگذار ما به این درک برسد و قانون را به گونهای اصلاح کند که حکومت به جای پولپاشی، بازارسازی کند؛ زیرا وقتی وام ارزانقیمت میدهید در واقع رانت توزیع میکنید. عده زیادی صف میکشند و حکومت هم نمیتواند تشخیص دهد که کدامیک واقعا قصد کاسبی دارد. در این ۲۰ سالی که وام مشاغل خانگی پرداخت شده، بسیاری از این مبالغ صرف امور دیگری شده است. یکی دنداندرد داشته و خرج دندانپزشکی کرده، دیگری پراید و موتور خریده و آن یکی خرج ازدواج فرزندش کرده است. اینها کارهای خوبی است اما نباید به اسم مشاغل خانگی انجام شود، چون فرد متعهد میشود وام را برای ایجاد شغل به کار ببرد اما در عمل صرف جای دیگری میشود. چرا حکومت باید زمینه این ناراستی را فراهم کند درحالی که به جای این کار باید بازار ایجاد کرد. مثلا به مجموعههایی مثل سایتهای اینترنتی فروش کالا فضا بدهد و رایزنی لازم را برای ایجاد فضا و بازار که برای این افراد حیاتی است، انجام دهند.
ماده ۱۶ قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار که مصوب ۱۳۹۰ است، صراحت دارد که شهرداریها در سراسر کشور موظفند زمینهایی را برای عرضه محصولاتِ مشاغل خرد و خانگی آماده کنند و آنها را به صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه به قیمت تمامشده اجاره دهند. متاسفانه شهرداریها زیر بار این کار نمیروند. من حداقل دو بار از شهردار فعلی تهران خواهش کردم این قانون را اجرا کند؛ ابتدا استقبال کرد اما وقتی موضوع وارد پیچوخمهای سیستم شهرداری میشود به نتیجه نمیرسد. علتش این است که ذهنیت شهرداری دستفروشی را پدیدهای مذموم و دستفروش را مزاحمی میداند که باید سرکوب شود. در حالی که در کشوری درگیر با بیکاری، باید دست کسی را که میخواهد دزدی نکند و با کاسبی حلال روزی بردارد بوسید. این تکلیف قانونی شهرداری است اما متاسفانه بسیاری از شهرداریها و حتی شوراهای شهر از این قانون بیخبرند. من از سال ۹۰ بارها این موضوع را به رئیس شورای شهر تهران گوشزد کردم اما متاسفانه این رویکرد قانونی را نمیپذیرند؛ چون هنوز در این ذهنیت ماندند که ما کشوری نفتی و ثروتمند هستیم و باید با توزیع پول امور مردم را بگذرانیم.
اقتصاد معاصر: برای اینکه بخواهیم این مشاغل خانگی و کسبوکارهای نوپا را توسعه دهیم، نیازمند سیاستگذاری در سطح کلان و در سطح دولت هستیم. دولت برای این موضوع چه اقدامات و راهکارهایی میتواند انجام دهد؟
سیاح: قانون مشاغل خانگی حدود ۱۰ تا ۱۵ سال است که تصویب و اجرایی شده؛ در بدنه دولت این وظیفه بر عهده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. این وزارتخانه طبق قانون، ستاد مشاغل خانگی را تشکیل داده که خوشبختانه فعال است؛ این ستاد هم در دولتهای پیشین و هم در دولت کنونی به فعالیت خود ادامه داده است. اقداماتی نیز انجام میدهند و بازارهایی راهاندازی میکنند که نشاندهنده ذهنیت درست آنهاست؛ هرچند بدنه اجراییِ آن هنوز بر رویکرد توزیع پول پافشاری میکند. با این حال نگاهی که معاونت اشتغال فعلی دارد صحیح است؛ چرا که هدفش بازارسازی است. راهکار درست نیز همین است که با همکاری شهرداریها در همه شهرها و محلهها زمینهایی تخصیص یابد و بازارهایی شفاف و امن ایجاد شود.
مشکل این دست بازارها در حال حاضر ساختار باندی و مافیایی آنهاست که اجازه نمیدهد هر کسی به راحتی وارد آنها شود. گویی باید واسطهها را بشناسید، قدرت چانهزنی داشته باشید و اگر فضایی به دست آوردید با چنگ و دندان از آن دفاع کنید. این شیوهها کهنه و ناهنجار است. راه اصولی این است که اگر کسی محصولی برای عرضه دارد بتواند از طریق یک نقشه، نزدیکترین بازار یا هر بازاری را که مایل است انتخاب کند و وضعیت ظرفیتهای خالی را ببیند.
شهرداری موظف است چنین زیرساخت و اپلیکیشنی را فراهم کند. من این طرح را دو بار به آقای زاکانی نشان دادم و هر دو بار تاکید کرد که طرحی عالی است اما باز هم در بدنه شهرداری به مرحله اجرا نرسید. همانطور که گفتم علت این است که ذهنیت حاکم بر شهرداری دستفروش را مزاحمی میبیند که نباید اجازه رشد به او داد، بلکه باید سرکوبش کرد. نگاه آنها همچنان تقابلی و مبتنی بر بازیِ موش و گربه است؛ در حالی که نگاه صحیح اقتصادی ایجاب میکند که به ویژه در شرایط کنونی و با وجود بحران بیکاری، به این افراد پناه داد. این تولیدکنندگان و فروشندگان خرد تحت فشار هستند و دغدغه جدیِ معیشت دارند.
اقتصاد معاصر: آیا کسبوکارهای نوپا و مشاغل خانگی با انعطافپذیری بالایشان میتوانند به موتور تابآوری اقتصادی بدل شوند و فشار تعدیل نیرو را بر خانوار کم کنند؟
سیاح: جنگ اخیر را جنگ ترکیبی نامیدند، به این معنا که دشمن مجموعهای از فشارهای گوناگون را به طور همزمان اعمال میکند، از جمله با ایجاد نوسانات ارزی موجب نارضایتی و خشم شدند که در دیماه نمود یافت و جریانهای پهلوی نیز از این فضای ایجادشده سوءاستفاده کردند. دشمن همچنان به تلاش خود ادامه میدهد، چرا که بر اساس ماهیت خصمانه خود با ایران قوی و قدرتمند سر ستیز دارد و میکوشد با استمرار فشارهای معیشتی، تابآوری جامعه را کاهش دهد. در این میان وظیفه ما کارشناسان این است که بار این فشار را از دوش مردم برداریم. ملموسترین چالش کنونی فشار معیشتی بر کسانی است که بیکار شدند و همچنین جوانان فارغالتحصیلی که سالها خانهنشین شده و در پی یافتن شغل هستند.
بهترین و فوریترین راهکار، توسعه مشاغل خانگی است که متناسب با مهارت هر فرد، میتواند در کمترین زمان ممکن او را وارد بازار کار کند. ما بهعنوان جمعی از مشاوران کسبوکار، این بستر را فراهم کردیم. هر فرد برای یافتن شغل نیاز به راهنمایی دارد، میتواند در پیامرسان بله عبارت مشاور کسبوکار را جستوجو کند. در آنجا بازویی با همین عنوان ظاهر میشود که حدود ۱۵ سوال درباره علایق، سلیقه، مهارتها، تحصیلات و حتی ظرفیتهای اطرافیان فرد میپرسد تا بهترین مسیر را پیشنهاد دهد. علاوه بر این از طریق وبسایت moshaver.biz نیز امکان دریافت مشاوره وجود دارد. این خدمات کاملا رایگان و غیرانتفاعی است و با هدف ارتقای تابآوری مردم در این جنگ اقتصادی ارائه میشود. اگر کمک کنیم حتی برای یک نفر درآمدزایی شود گامی موثر در مسیر ایفای وظیفه خود در این نبرد برداشتیم.
اقتصاد معاصر: آیا نمونهای داریم که کسی با شغل خانگی درآمدی بلندمدت بسازد، آن را توسعه دهد و حتی به بازاریابی، فروش و صادرات برساند؟
سیاح: مهمترین کارآفرینان امروز ایران مسیر خود را از مشاغل خرد و خانگی آغاز کردند. یکی از بزرگترین هلدینگهای ایران مجموعه کاله است؛ آقای سلیمانی ۴۰ تا ۵۰ سال پیش کارش را با توزیع شیر آغاز کرد و از یک کسبوکار کاملا خرد شروع کرد. کارآفرین بزرگ دیگر ایران، آقای ژاله، بنیانگذار شیرینعسل است که او نیز از سطح خرد شروع کرد و ۳۵ تا ۴۰ سال پیش یک ویزیتور بود. این الگو صرفا مختص ایران نیست، در سطح جهانی نیز جنرال الکتریک بهعنوان یکی از بزرگترین بنگاههای قرن بیستم، توسط ادیسون در یک گاراژ خانگی پایهگذاری شد. همچنین گوگل که امروزه یکی از شرکتهای برتر دنیاست از اتاقهای خوابگاه دانشگاه استنفورد آغاز به کار کرد.
نگاه کارشناسان اقتصاد به این مساله چنین است؛ هرچند برخی این موضوع را به سُخره میگیرند و میگویند مگر میشود با ترشیفروشی مشکل اقتصاد ایران را حل کرد. در پاسخ باید گفت، اولا همان ترشیفروشی اگر برندسازی شود، به ساختاری زنجیرهای برسد و وارد فاز صادرات شود، میتواند به رشد اقتصادی کشور کمک کند. ثانیا ما ادعای گزافی نداریم؛ در حال حاضر این توانمندی در بدنه اجرایی حاکمیت ما وجود ندارد که از تولید ترشی، زنجیره تامین جهانی و صادرات گسترده بسازد. موانع تولید، سرمایهگذاری و تجارت در کشور به قدری زیاد است که حتی بزرگترین کارآفرینان هم نمیتوانند صرفا با ترشیفروشی همه مشکلات کلان اقتصادی را حل کنند؛ هرچند در اصل و تئوری این کار شدنی است اما نکته کلیدی اینجاست که مشکل اشتغال را صددرصد میتوان از این راه حل کرد. نگاهی به آمارهای جهانی نشان میدهد که نه فقط در ایران، بلکه در سراسر دنیا بیش از ۵۰ درصد اشتغال بر عهده بنگاههای خرد، کوچک و متوسط است.
نکته دوم اینکه در دیدگاه ما کسبوکار خرد و خانگی، گام اول کارآفرینی است؛ حتی دستفروشی را باید پله نخست این مسیر دانست. وقتی به جوانی با مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد میگویم دستفروشی را شروع کن یا در خانه آش بپز و بفروش، منظورم این نیست که ۱۰سال دیگر هم در همان جایگاه بماند. نگاه او باید به الگوهایی چون آقای ژاله و آقای سلیمانی باشد؛ یعنی بنگاهش را از یک کار خرد خانگی شروع کند اما به تدریج آن را به سطح کارگاه، سپس مغازه و در نهایت کارخانه ارتقا دهد. باید برند بسازد، زنجیرههای پسین و پیشین تولید را شکل دهد، به بازارهای بینالمللی بیندیشد و یک برند جهانی خلق کند. خلاصه آنکه مشاغل خانگی دروازه ورود به دنیای بزرگ کارآفرینی است.
کسانی که با این رویکرد مخالفت میکنند، پاسخی برای این پرسش ندارند آیا جوانی که به شغل خانگی و دستفروشی مشغول است وضعیت بهتری دارد یا جوانی که بر اثر بیکاری به راههای ناصواب و بزهکاری کشیده میشود؟ قطعا تلاش برای کسب روزی حلال و توسعه تدریجی آن، ارزشمند و ستودنی است. ما به جای استهزا کارهای خرد، باید مشوق آنها باشیم و مسیر تبدیل یک دستفروش به صاحب کارخانه و هلدینگ را هموار کرده و موانع تولید را از پیش پایشان برداریم. دلیل اصلی طرفداری ما از کار خرد و خانگی سهولت ورود به این عرصه است.
اقتصاد معاصر: مشاغل خانگی و نوپا برای رشد به زیرساخت و اقدامات نیاز دارند؛ برای هموارکردن این مسیر، چه سیاستها و زیرساختهایی لازم است؟
سیاح: در مرکز ملی فضای مجازی در هفتههای اخیر رایزنیهای گستردهای با نهادهای ذیربط از جمله ستاد مشاغل خانگی وزارت کار، بنیاد برکت، بنیاد علوی و کمیته امداد امام خمینی(ره) صورت گرفته و به زودی تفاهمنامه این همکاری مشترک نهایی شده و وارد فاز عملیاتی و اجرایی خواهد شد. البته در بخشِ ارائه مشاوره، فعالیت خود را از همین لحظه آغاز شده است. سکوهای مطرح فروش نیز وارد میدان شدند؛ مجموعههایی نظیر دیجیکالا و باسلام اعلام آمادگی کردند که خدمات خود را به صورت رایگان یا با تخفیفهای بسیار ویژه در اختیار متقاضیان قرار دهند. این حمایتها هم شامل حال کسانی میشود که از دیماه گذشته تاکنون در فروش محصولات خود در فضای مجازی با مشکل مواجه شدند و هم افرادی را در بر میگیرد که تا به حال در فضای مجازی فعالیتی نداشته و قصد دارند کسبوکار خود را در این بستر راهاندازی کنند.