P/E بازار سهام از محدوده قرمز فاصله گرفت
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی نسبت ارزشگذاری سهام به بازدهی اوراق دولتی نشان میدهد بازار سهام پس از انتشار گزارشهای بهار ۱۴۰۵، بخشی از فاصله خود با بازار بدونریسک را جبران کرده است. این تغییر در شرایطی رخ داده که رشد سود خالص شرکتها، نسبت P/E سهام به P/R اوراق دولتی را کاهش داده و این شاخص اکنون به محدوده میانگین سالهای اخیر نزدیک شده است.
نسبت P/E سهام به P/R اوراق دولتی یکی از معیارهایی است که میتوان از آن برای مقایسه جذابیت نسبی بازار سهام با داراییهای بدونریسک استفاده کرد. هرچه این نسبت بالاتر برود، در شرایط ثابت، سهام در مقایسه با اوراق دولتی گرانتر ارزیابی میشود و برعکس، کاهش این نسبت میتواند به معنای بهبود جذابیت نسبی سهام باشد.
P/E سهام از محدوده قرمز فاصله گرفت
پیش از انتشار گزارشهای عملکرد بهار ۱۴۰۵، این نسبت به محدوده قرمز رسیده بود؛ وضعیتی که نشان میداد ارزشگذاری بازار سهام در مقایسه با بازدهی داراییهای بدونریسک، چندان جذاب نیست.
با انتشار گزارشهای بهار اما تصویر تغییر کرد. افزایش سود خالص شرکتها موجب شد P/E سهام کاهش پیدا کند. از آنجا که نرخ بازده بدونریسک نیز در این مدت ثبات نسبی داشته، نسبت P/E سهام به P/R اوراق دولتی نیز افت کرد و به محدوده میانگین این نسبت از سال ۱۴۰۱ رسید.
اهمیت این اتفاق در آن است که بهبود نسبت مذکور الزاما ناشی از کاهش قیمت سهام نبوده، بلکه بخشی از آن از مسیر افزایش سود شرکتها اتفاق افتاده است. در چنین شرایطی، اگر رشد سودآوری شرکتها ادامهدار باشد، بازار میتواند بدون نیاز به کاهش شدید قیمتها، به تدریج به محدودههای منطقیتر ارزشگذاری برسد.

بورس در نقطه انتخاب قرار دارد
در شرایط فعلی، میتوان دو سناریوی متفاوت برای بازار سهام ترسیم کرد. در سناریوی نخست، اگر وضعیت ماههای گذشته ادامه پیدا کند و تولید و فروش شرکتها در سطوح متعادل باقی بماند، سودآوری بنگاهها همچنان رشد کند و نرخ بازده اوراق نیز ثبات خود را حفظ کند، نسبت ارزشگذاری سهام به داراییهای بدونریسک میتواند در محدوده قابل قبول باقی بماند.
در این حالت، بازار سهام نه فقط در محدوده تعادلی قرار میگیرد، بلکه میتواند برای ورود تدریجی سرمایه نیز جذاب باشد. دلیل این موضوع آن است که رشد سود شرکتها میتواند بخشی از فشار ناشی از نرخهای بالای بدونریسک را خنثی کند. در واقع، بازار سهام زمانی میتواند در برابر اوراق دولتی رقابت کند که رشد سودآوری شرکتها به اندازهای باشد که هزینه فرصت سرمایهگذاری در سهام را جبران کند.
ریسک اصلی؛ افزایش بازده اوراق
اما سناریوی دوم شرایط متفاوتی دارد. اگر نرخ بازده اوراق دولتی افزایش پیدا کند، نسبت P/E سهام به P/R اوراق دوباره میتواند تحت فشار قرار گیرد. افزایش نرخ دلار و در نتیجه بالا رفتن انتظارات تورمی، افزایش عرضه اوراق دولتی و تغییر شرایط نقدینگی از جمله عواملی هستند که میتوانند نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران در بازار بدهی را افزایش دهند.
در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت سهام تغییر محسوسی نکند، جذابیت نسبی آن در برابر اوراق کاهش خواهد یافت؛ زیرا سرمایهگذار میتواند با پذیرش ریسک کمتر، بازده بالاتری از دارایی بدونریسک دریافت کند.
تحریمها؛ متغیر تعیینکننده سود شرکتها
در سوی دیگر معادله، سود شرکتها قرار دارد. تحریمها و محدودیتهای تجاری، مشکلات صادرات، دشواری تامین مواد اولیه و اختلال در تولید و فروش میتواند نرخ رشد سودآوری بنگاهها را کاهش دهد. این مساله اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخش مهمی از بهبود نسبت ارزشگذاری سهام در مقطع فعلی به رشد سود شرکتها وابسته است. اگر این موتور متوقف شود، کاهش P/E که پس از انتشار گزارشهای بهار ایجاد شده، ممکن است پایدار نباشد.
به بیان دیگر، P/E پایین به تنهایی به معنای ارزندگی قطعی سهام نیست. اگر سود شرکتها در ماههای آینده کاهش پیدا کند، مخرج این نسبت کوچکتر شده و P/E میتواند بدون رشد قیمت سهام افزایش یابد.
نقطه تعادل میان بورس و اوراق
از این منظر، وضعیت فعلی بازار را باید یک نقطه تعادل شکننده میان سهام و اوراق دانست. در یک طرف، رشد سود شرکتها و ثبات بازده اوراق به نفع بورس قرار دارد و در طرف دیگر، افزایش نرخ بازده بدونریسک و احتمال تضعیف سودآوری شرکتها میتواند جذابیت سهام را کاهش دهد. بنابراین، تصمیم سرمایهگذاران صرفا نباید بر اساس P/E فعلی بازار اتخاذ شود؛ بلکه مسیر آتی سود شرکتها و نرخ بازده اوراق اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
اگر سودآوری شرکتها در نیمه دوم سال نیز روند صعودی خود را حفظ کند و نرخهای بازار بدهی جهش نکند، بازار سهام میتواند از نظر نسبی در محدوده جذابی قرار گیرد. اما در صورت همزمانی افزایش نرخ بازده اوراق با کاهش رشد سود شرکتها، کفه ترازوی سرمایهگذاری میتواند به سمت داراییهای کمریسکتر سنگین شود.
تنوعبخشی؛ راهکار سناریوی پرریسک
در سناریوی دوم که با افزایش نرخ بازده اوراق و تضعیف چشمانداز سودآوری شرکتها همراه است، تنوعبخشی به سبد دارایی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین وضعیتی، اتکا به یک بازار مشخص میتواند ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد و ترکیبی از کلاسهای دارایی میتواند امکان کسب بازده مناسب همراه با مدیریت ریسک را فراهم کند.
در مجموع، گزارشهای بهار ۱۴۰۵ یک پیام مهم برای بازار سهام داشتهاند؛ فشار ارزشگذاری سهام نسبت به اوراق دولتی کاهش یافته اما این بهبود هنوز به معنای پایان ریسک نیست. تداوم رشد سود شرکتها در کنار ثبات نرخهای بدونریسک، میتواند بورس را به گزینهای جذابتر تبدیل کند؛ در مقابل، افزایش بازده اوراق و افت سودآوری شرکتها میتواند بار دیگر نسبت P/E به P/R را به محدودههای نامطلوب بازگرداند.