ترامپ گازوئیل را به اهرم فشار علیه اروپا تبدیل کرد؛ چرا قیمت این سوخت مهم است؟
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار جهانی انرژی در هفتههای اخیر وارد مرحلهای شده که در آن دیزل، بیش از نفت خام به یکی از مهمترین شاخصهای فشار اقتصادی جنگ تبدیل شده است. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا و اروپا، همزمان با اختلال در صادرات روسیه و محدود شدن جریان فرآوردههای نفتی از خاورمیانه، دولتها را به سمت استفاده از ذخایر راهبردی سوق داده؛ بازاری که اکنون نه فقط با مساله کمبود عرضه، بلکه با رقابت بر سر محل مصرف محدود منابع موجود مواجه است.
برخی گمان دارند اهمیت بنزین از سوختهای دیگری همچون گازوئیل بیشتر است اما اینطور نیست؛ اهمیت دیزل یا همان گازوئیل از این جهت با بنزین تفاوت دارد که بخش بزرگی از آن مستقیما در زنجیره تولید و توزیع اقتصاد مصرف میشود. کامیونها، قطارهای باری، کشتیها، ماشینآلات کشاورزی و معدنی، تجهیزات عمرانی و حتی ژنراتورهای پشتیبان به گازوئیل وابستهاند. به همین دلیل، افزایش قیمت این سوخت تنها هزینه سوختگیری خانوارها را بالا نمیبرد، بلکه هزینه حمل مواد غذایی، نهادههای کشاورزی، مواد اولیه صنعتی و کالاهای نهایی را نیز افزایش میدهد. در چنین شرایطی، شوک دیزل میتواند با فاصله کوتاهی خود را در تورم عمومی نشان دهد.
چرا آمریکا به ذخایر اروپا چشم دوخته است؟
فشار دولت دونالد ترامپ بر اروپا برای آزادسازی ذخایر گازوئیل، در ظاهر اقدامی برای افزایش عرضه جهانی و پایین آوردن قیمتهاست اما در پس آن یک واقعیت مهم وجود دارد. آمریکا با وجود تولید و صادرات بالای فرآوردههای نفتی اما از افزایش قیمت داخلی گازوئیل در پی جنگ علیه ایران مصون نمانده است. بازار فرآوردههای نفتی ماهیتی جهانی دارد و هر اختلال بزرگ در یک منطقه، قیمت سایر بازارها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
بر همین اساس، واشنگتن از فرانسه و آلمان خواست بخشی از ذخایر اضطراری خود را وارد بازار کنند و همزمان گزینه محدود کردن صادرات گازوئیل آمریکا را مطرح کرد. رویترز نیز در همین راستا گزارش داده بود که دولت آمریکا این دو کشور را تحت فشار قرار داده و هشدار داده است در صورت آزاد نشدن ذخایر، امکان اعمال محدودیت بر صادرات دیزل آمریکا وجود دارد.
این فشار زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که آمریکا خود با کاهش ذخایر دیزل مواجه است. موجودی گازوئیل آمریکا در میانه سپتامبر به حدود ۱۰۸ میلیون بشکه رسیده بود؛ سطحی که نگرانیها درباره تامین بازار داخلی را تشدید کرده است. در مقابل، اروپا حدود ۵۲ میلیون تن ذخایر گازوئیل در اختیار دارد که حدود ۳۷.۵ میلیون تن آن برای شرایط اضطراری اختصاص یافته است.
بنابراین مساله اصلی این نیست که اروپا صرفا «ذخیره دارد»؛ بلکه بحث بر سر این است که این ذخایر برای چه سناریویی کنار گذاشته شدهاند. کشورهای اروپایی بخش قابل توجهی از ذخایر خود را برای مقابله با اختلالهای طولانیمدت انرژی و بحرانهای امنیتی نگه میدارند، در حالی که آزادسازی آنها در کوتاهمدت میتواند فشار قیمتی بازار جهانی را کاهش دهد.
اروپا؛ بین ذخیرهسازی و وابستگی
آسیبپذیری اروپا از آنجا تشدید شده که این قاره پس از کاهش واردات انرژی از روسیه، وابستگی خود به منابع دیگر را افزایش داده است. آمریکا در سال ۲۰۲۶ حدود ۱۸۰ هزار بشکه در روز گازوئیل به اتحادیه اروپا صادر کرده و در شمال غرب اروپا، سهم آمریکا حتی به بیش از نیمی از واردات خارج از منطقه رسیده است.
همزمان، اروپا نمیتواند به سادگی این حجم را از بازار دیگری جایگزین کند. صادرات دیزل خاورمیانه به اروپا در سپتامبر به حدود ۱۱۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت که پایینترین سطح از سال ۲۰۲۰ محسوب میشود. محدودیت صادرات روسیه و اختلال در مسیر تنگه هرمز نیز دسترسی به منابع جایگزین را دشوارتر کرده است. در چنین بازاری، آزادسازی ذخایر میتواند در کوتاهمدت از شدت افزایش قیمت بکاهد اما راهحل ساختاری محسوب نمیشود. ذخایر یک منبع یکباره هستند و با مصرف آنها، سطح امنیت انرژی پایین میآید. به همین دلیل، اروپا همزمان با بررسی آزادسازی ذخایر، باید مساله ظرفیت پالایش، تنوع واردات و کاهش وابستگی به یک یا چند تامینکننده را دنبال کند.
آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه؛ مُسکن یا راهحل؟
تحولات روزهای اخیر نشان میدهد فشار واشنگتن در نهایت به تصمیمی هماهنگ در سطح گروه هفت منجر شده است. کشورهای G۷ در دوم اکتبر توافق کردند در مجموع تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از ذخایر اضطراری طی چهار ماه آزاد کنند و بخش قابل توجهی از عرضه اولیه به دیزل اختصاص یابد. هماهنگی این اقدام نیز به آژانس بینالمللی انرژی سپرده شده است.
این تصمیم میتواند در کوتاهمدت به افزایش نقدشوندگی بازار و کاهش فشار قیمتی کمک کند اما اثر آن به سرعت و ترکیب عرضه بستگی دارد. اگر بخش عمده ذخایر در ابتدای دوره وارد بازار شود، اثر روانی آن میتواند قابل توجه باشد؛ با این حال، اگر اختلال در صادرات روسیه، خاورمیانه و مسیر تنگه هرمز ادامه پیدا کند، بازار پس از پایان دوره آزادسازی دوباره با همان مساله کمبود عرضه مواجه خواهد شد.
از این منظر، گازوئیل به یک اهرم ژئواقتصادی تبدیل شده است؛ سوختی که هم برای تولیدکننده آمریکایی اهمیت دارد و هم برای اقتصاد صنعتی اروپا حیاتی است. اختلاف اخیر میان دو سوی اقیانوس اطلس نشان میدهد در شرایط جنگ و اختلال زنجیره تامین، ذخایر انرژی دیگر صرفا یک بیمهنامه اقتصادی نیستند؛ بلکه میتوانند به ابزار چانهزنی سیاسی تبدیل شوند. برای اروپا، چالش اصلی اکنون فقط پایین آوردن قیمت این سوخت نیست، بلکه حفظ ذخایر کافی برای بحرانی است که هنوز پایان آن مشخص نیست.