راهبرد جدید واشنگتن؛ اریتره و سومالیلند در برابر انصارالله
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ پس از تسلط نیروهای انصارالله بر ساحل یمن و تنگه راهبردی باب المندب، اکنون ایالات متحده و کشورهای همسو تمرکز خود را به رایزنی با کشورهای ساحل آفریقایی دریای سرخ معطوف کردهاند که این امر اهمیت راهبردی شاخ آفریقا را دوچندان میکند. در این راستا، ایالات متحده تصمیم گرفته تحریمهای سال ۲۰۲۱ علیه اریتره را تمدید نکند. این تحریمها که پیشتر حزب حاکم و نیروهای مسلح اریتره را هدف قرار داده بودند، به دلیل اتهامات وارده به این نیروها در جریان درگیریهای منطقه «تیگرای» اتیوپی (۲۰۲۰-۲۰۲۲) وضع شده بودند.
وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای رسمی اعلام کرد که «وضعیت اضطراری ملی» که مبنای حقوقی تمدید سالانه این تحریمها بود، منقضی شده است. با پایان یافتن این وضعیت، عملا تحریمهای اعمالشده علیه اریتره لغو شدند. همزمانی لغو این تحریمها با تسلط انصارالله بر بابالمندب، نشاندهنده راهبرد ویژه دولت ترامپ به شرق آفریقا در ماههای آتی است.
اهمیت راهبردی شاخ آفریقا
شاخ آفریقا از نظر جغرافیایی، به سرزمین شاخشکل غرب دریای سرخ و خلیج عدن اشاره دارد. این منطقه چهار کشور سومالی، جیبوتی، اریتره و اتیوپی را در بر میگیرد. با این حال، از منظر سیاسی و اقتصادی شامل کنیا، سودان، سودان جنوبی و اوگاندا نیز میشود. طبق این تعریف، شاخ آفریقا نمایانگر منطقه شرق آفریقا است که سرچشمههای نیل را کنترل و بر ورودیهای دریای سرخ و خلیج عدن تسلط دارد. اگرچه بخش اصلی شاخ آفریقا نیست اما مطمئنا امتداد حیاتی آن است.
شاخ آفریقا به معنای دقیقتر سومالی، جیبوتی، اریتره و اتیوپی، مساحتی تقریبا ۱.۹ میلیون کیلومتر مربع را پوشش میدهد و جمعیتی حدود ۲۰۰ میلیون نفر دارد. حوزه دریایی شاخ آفریقا شامل منابع طبیعی مانند ذخایر نفت و گاز، حیات دریایی، کشتیرانی و خدمات بندری است. تحلیلگران تخمین میزنند که سومالی تقریبا ۱۱۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی در خشکی و دریا دارد که آن را به هفتمین دارنده بزرگ ذخایر نفتی در جهان تبدیل میکند. علاوه بر این، سومالی نزدیک به ۴۴۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر گازی دریایی دارد که به طور بالقوه آن را به چهارمین دارنده بزرگ ذخایر گازی در سراسر جهان تبدیل میکند. شاخ آفریقا همچنین شامل بیش از ۸ بندر دریایی پیشرفته در شاخ آفریقا در اریتره، جیبوتی، سومالی، سودان و کنیا در دریای سرخ است.
اریتره در رقابت تهران-واشنگتن
امنیت دریایی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ از نگرانیهای اصلی بینالمللی و منطقهای است. تنگه بابالمندب که بین شاخ آفریقا و شبهجزیره عربستان واقع شده به عرصهای برای رقابت منطقهای نیز تبدیل شده است. تنگه بابالمندب به دلیل عبور ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی، تقریباً ۳۰ درصد از حمل و نقل کانتینری و حجم قابل توجهی از نفت و گاز طبیعی مایع از اهمیت راهبردی برخوردار است. در این میان، مزیت اصلی اریتره، بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر خط ساحلی آن در دریای سرخ، از جمله بنادر راهبردی مصوع و عصب است.
این بنادر در نزدیکی باریکترین نقطه بابالمندب واقع شدهاند و برخلاف سواحل یمن، اریتره جزیرهای از ثبات محسوب میشود. در حالی که خطوط کشتیرانی بزرگ مانند Maersk مسیر خود را دور آفریقا تغییر دادهاند، بنادر اریتره به عنوان منطقه امن برای جذب محمولههای سرگردان، به ویژه نفت مطرح شدهاند.
در سالهای اخیر، بارها رسانههای غربی مدعی تلاش ایران برای نفوذ در بنادر راهبردی اریتره بودهاند اما دولت ترامپ با آغاز فرآیند لغو تحریمها علیه اسمره، تغییر سیاستی جدی در واشنگتن کلید زد. این اقدام نه یک حسننیت، بلکه پاسخ راهبردی به تلاش ایران است. واشنگتن با نزدیک شدن به اریتره، متحدی را در سمت آفریقایی بابالمندب به دست آورده که قادر به خنثیسازی تلاشهای ایران برای استفاده از عصب و مصوع است.
به باور واشنگتن، این همکاری در قالب اتحاد با مصر، عربستان و امارات، بلوکی قدرتمند ایجاد میکند که انحصار «کنترل مسیرهای نفتی جهان» توسط محور مقاومت و تاثیرگذاری بر قیمتهای جهانی انرژی را هدف قرار میدهد. استدلال غرب بر این فرض استوار است که اریتره به عنوان بازیگری باثبات و غربگرا در خروجی جنوبی دریای سرخ، انحصار راهبردی ایران را در هم میشکند. اکنون قدرتهای جهانی و غولهای نفتی، آلترناتیوی واقعی برای مسیرهای پرریسکِ تحت کنترل حوثیها در اختیار دارند.
اگرچه استفاده از ظرفیتهای اریتره مستلزم هزینههای لجستیکی بیشتر است اما در برابر تهدیدات انصارالله برای مسدودسازی تنگه بابالمندب، این کشور گذرگاهی امن ارائه میدهد. اما اتیوپی بزرگترین چالش پیش روی اریتره است. آدیسآبابا که از سال ۱۹۹۳ و پس از استقلال اریتره، دسترسی خود به دریا را از دست داده، سالانه بیش از یک میلیارد دلار بابت عوارض بندری به جیبوتی میپردازد. برای آبی احمد، نخستوزیر اتیوپی دسترسی به آبهای آزاد یک ضرورت وجودی است. اکنون تجمع نیروهای نظامی اتیوپی در نزدیکی مرزهای بندر راهبردی «عصب» و اتهامات متقابل مبنی بر حمایت از شورشیان، منطقه را در آستانه درگیری قرار داده که میتواند فورا امنیت خطوط کشتیرانی جهانی را به مخاطره بیندازد.
اریتره در این میان با یک پارادوکس ژئوپلیتیک تبدیل به «بندری امن» برای تجارت جهانی و در عین حال، باقی ماندن به عنوان «نقطه اشتعال» برای جاهطلبیهای اتیوپی روبهرو است. این موقعیت متزلزل، نقش اریتره در مقابله با نفوذ ایران را همزمان حیاتی و شکننده کرده است.
در مجموع، به باور واشنگتن انتخاب راهبردی اسمره برای همسویی با غرب و ائتلافهای منطقهای، نه فقط بازی ایران در گلوگاههای نفتی را برهم میزند، بلکه معماری امنیتی دریای سرخ را برای دهههای آینده بازتعریف خواهد کرد.
سومالیلند کارت جدید واشنگتن؟
همچنین در ماههای اخیر تحرکات برای به رسمیت شناختن استقلال منطقه سومالیلند تشدید شده و نخستین گام را در این راستا رژیم صهیونیستی برداشته است. هرچند، ایالات متحده تاکنون نسبت به این موضوع دست به عصا حرکت کرده اما تحولات اخیر در دریای سرخ احتمالا موجب تجدیدنظر واشنگتن شود. امنیت، کلیدیترین برگ برنده سومالیلند در گفتوگو با ایالات متحده است. این منطقه با اتکا به خط ساحلی ۸۵۰ کیلومتری خود در امتداد خلیج عدن و در مجاورت تنگه بابالمندب، موقعیت ممتازی را به ارائه میدهد. در پی تحولات اخیر در یمن، ارزش عملیاتی و اطلاعاتی این جغرافیا در برآوردهای پنتاگون دوچندان شده است.
در همین راستا، سومالیلند بندر آبهای عمیق «بربره» و فرودگاه مجاور آن را به عنوان مکمل یا حتی جایگزینی امن برای پایگاه «کمپ لیمونیر» در جیبوتی معرفی میکند، بهویژه آنکه حضور نظامی و تجاری فزاینده پکن در جیبوتی مایه نگرانی فزاینده آمریکا شده است. سفرهای پیاپی مقامات فرماندهی آفریقای ارتش آمریکا به این منطقه و بررسی همکاریها برای قطع پیوندهای ادعایی میان حوثیها و گروه الشباب، نشان میدهد سومالیلند عملا در پی تثبیت خود به عنوان لنگرگاه امنیتی کاخ سفید در شاخ آفریقاست.
در حوزه اقتصاد، سومالیلند دست روی نیاز واشنگتن به متنوعسازی زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی و کاهش وابستگی به چین گذاشته است. ذخایر دستنخورده لیتیوم، کلتان و عناصر خاکی کمیاب که نقشی اساسی در صنایع دفاعی، نیمههادیها و باتری خودروهای برقی دارند، به عنوان بخشی از یک بسته سرمایهگذاری جامع به شرکتهای آمریکایی عرضه شده است. این بسته علاوه بر حق دسترسی ترجیحی یا انحصاری به معادن، بهرهبرداری از کریدور تجاری ترانزیتی بندر بربره به اتیوپی محصور در خشکی را نیز در بر میگیرد.
با وجود منافع امنیتی و معدنی، هدف غایی سومالیلند همچنان شناسایی رسمی دیپلماتیک است. این جاهطلبی پس از اقدام دسامبر ۲۰۲۵ اسرائیل در به رسمیت شناختن حاکمیت سومالیلند شتاب بیشتری به خود گرفت. دیپلماتهای سومالیلند با استناد به برگزاری انتخابات منظم، انتقال مسالمتآمیز قدرت، اقتصاد بومی بدون نفوذ پکن و روابط نزدیک با تایوان، خود را شریکی مطمئن برای ایالات متحده جلوه میدهند.
اما این امتیازات نمیتواند هزینههای سنگین سیاسی چنین تصمیمی را برای کاخ سفید پنهان کند. از همینرو اکنون واشنگتن بر سر یک دوراهی راهبردی ایستاده است، آیا رسمیت بخشیدن به سومالیلند باعث مهار تهدیدات دریای سرخ خواهد بود یا جرقهای تازه برای انفجار تنشها در شاخ بحرانزده آفریقا؟